بیماران روماتولوژی واسپوندیلیت‌ آنکیلوزان‌

سلام من سیدمحمدعلی شهرام شمس هستم مدتها بودکه دلم میخواست به بیمارانی که دچاربیماریهای ناشناخته هستند کمک کنم.

 
علت درد مزمن
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠
 

 لازم است بدانید چگونه و چرا بدان مبتلا شدیم. اگرچه درد بسیار آزار دهنده است ولى نقش با ارزشى در سلامتى ما دارد؛ و پزشکان آن را جزء سیستم هشدار دهنده بدن تلقى مى کنند. هنگامى که پوست، غضروف، عضله یا هر بافت دیگرى دچار آسیب مى شود اعصاب محیطى در ناحیه علائمى به طناب نخاعى و مغز صادر مى کنند که به دردى سوزان تعبیر مى گردد. نتیجه نهایى معمولاً به صورت انجام واکنشى فورى در طناب نخاعى حاصل مى شود. شما دست تان را از بخارى برمى دارید، وزن تان را از پاى آسیب دیده برمى گیرید یا مى نشینید، تمام علائم در نهایت روانه مغز مى شوند و اینجاست که افکار «عجب دردى!» ، احساسات (اشک آه و زارى)، خاطرات و ردیف پیچیده اى از واکنش هاى بیوشیمیایى با هدف حفاظت از بدنتان در مقابل آسیب بیشتر با یکدیگر گره مى خورد.

 درد مزمن، بدون آنکه واقعاً سودى براى فرد داشته باشد؛ این که چه زمان درازى از واقعه گذشته و دورى کردن از عامل آسیب رسان عملاً بى معناست. اخیراً پژوهشگران دریافته اند که خود این احساس درد مداوم و طولانى آسیب زننده است. به گفته دکتر «شون مکى» مدیر پژوهش ها در مرکز اداره درد دانشگاه استانفورد: «درد، سیم کشى سیستم عصبى را دگرگون مى سازد. هر وقت که دردى را احساس مى کنیم تغییراتى رخ مى دهند که موجب مى شوند شدت تجربه دردناک چندین برابر شود.» به همین دلیل است که این سنت ریشه دار که «درد شدید را تحمل کنید و کارى به کارش نداشته باشید.» اشتباه است.


 
 
دچار کمردرد یا درد مفصلی مزمن هستید،
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠
 

ورزش آستانه تحمل درد را بالا می‌برد. در افرادی که دچار درد مزمن هستند، آستانه درد پایین می‌آید، به عبارت دیگر میزان کمتری از درد باعث می‌شود فرد احساس ناراحتی بیشتری کند. ورزش‌های هوازی تقویت‌کننده قلب و عروق، تمرین‌های قدرتی و تمرین‌های کششی برای افزایش انعطاف‌پذیری بدن به شما کمک می‌کند تا آستانه تحمل دردتان را بالا ببرید.

چطور شروع کنیم؟

اگر دچار درهای مزمن برای مثال کمردرد یا دردهای مزمن مفصل‌های لگن، زانو یا شانه هستید، نباید برنامه تمرینی‌تان را بدون مشاوره شروع کنید. ابتدا با پزشک‌تان مشورت کنید و به دنبال کمک گرفتن از یک کارشناس- فیزیوتراپیست یا تمرین‌دهنده ورزشی - باشید تا یک برنامه تمرینی متناسب با وضعیت‌ بدن تان به شما بدهد.

یک تمرین‌دهنده خوب در ابتدا یک ارزیابی "وضعیت قرارگیری بدنی" (posture) انجام می‌دهد. تمرین‌دهنده به نحوه نشستن، ایستادن و راه رفتن شما دقت می‌کند و بر اساس آنها تمرین‌های لازم را مشخص می‌کند.

ما در طول زندگی دچار عدم‌تعادل‌هایی در وضعیت قامت‌مان - چگونگی ایستادن یا نشستن- می‌شویم. ممکن است هنگام حمل بچه‌‌تان روی یک طرف لگن‌تان فشار بیشتری بیاورید. ممکن است کیف‌تان را روی یک شانه‌تان حمل کنید. عدم تعادل‌هایی که به این ترتیب به وجود می‌آید، اغلب ممکن است باعث درد پشت، لگن، زانو یا شانه‌ها شود.

از جمله ساده‌ترین اقداماتی که می‌توانید برای تسکین درد پشت، یا درد سایر مفاصل انجام دهید، انجام تمرین‌های ساده و بی‌خطر کششی است:

  • به پشت روی فرش یا تشک دراز بکشید. ساق پاهای‌تان را روی یک کاناپه یا صندلی بگذارید، به طوری که ساق پاهای‌تان از پاشنه پا تا پشت زانو به طور کامل روی آن تکیه کند. در این حالت در وضعیتی مشابه نشستن پشت صندلی قرار دارید، به جز اینکه در این حالت روی ستون فقرات‌تان هیچ فشاری وارد نمی‌شود.
  • روی شکم روی یک توپ تعادلی دراز بکشید و بگذارید بدن‌تان از طرفین توپ آویزان شود.
  • به پشت دراز بکشید و زانوهای‌تان را به سمت قفسه سینه‌تان ببرید. این وضعیت بدنی را وضعیت "نوزاد خوشحال" می‌گویند.
  • چمباتبه زدن یک تمرین ساده دیگر است که ممکن است به کاهش درد شما کمک کند. اگر در هنگام چمباتمبه زدن احساس درد دارید، مربی‌تان می‌تواند شکل‌های تغییریافته این وضعیت بدنی را به شما پیشنهاد کند. هر چه توانایی‌تان برای چمباتمبه زدن بیشتر شود، به میزان بیشتری دردتان کاهش پیدا می‌کند و قدرت‌تان برای انجام فعالیت‌هایی مانند بالا و پایین‌رفتن از پله‌ها بیشتر می‌شود.

چه ورزشی را انجام دهیم؟

به جز تمرین‌های کششی ساده‌ای که در بالا ذکر شد، یکی از مهمترین ورزش‌هایی که به بهبود درد مزمن پشت کمک می‌کند، ورزش‌های هوازی است که آمادگی قلبی-عروقی فرد را هم بهبود می‌بخشند. بررسی‌ها نشان داده‌اند انجام ورزش‌های هوازی با کاهش کمردرد و زانو هم همراه است.

مسئله کلیدی یافتن تمرینی است که در حین انجام آن دچار درد نشوید. ممکن است با پیاده‌روی سریع روی تردمیل این تمرین‌ها را آغاز کنید. اگر دردتان با انجام تمرین بهتر شد، می‌توانید در قدم بعدی تمرین با "ماشین الیپتیکال" را امتحان کنید.

اگر هنوز درد زیادی را احساس می‌کنید، می‌توانید ورزش‌های آبی مانند شنا را امتحان کنید و یا در کلاس‌های انجام ورزش‌های هوازی درون آب (آکوا- ایروبیک) شرکت کنید. غوطه‌وری درون آب برای افراد با کاهش فشار وارد شده بر مفاصل به کاهش درد افراد دچار درد مفصل کمک می‌کند. با انجام ورزش‌های آبی می‌توانید تمرین‌های هوازی و تمرین‌های مقاومتی را بدون وارد کردن فشار بر مفاصل‌تان انجام دهید.

تمرین‌های قدرتی نیز می‌توانند به تسکین کمردرد و مفاصل کمک کنند. سوالی که مطرح می‌شود این است که تمرین آزاد با وزنه‌ بهتر است یا انجام این تمرین‌ها بر روی ماشین‌های ورزشی؟ کارشناسان می‌گویند هر دو نوع تمرین جایگاه خاص خودشان را دارند.

هنگامی که فردی دچار مشکلات مفصلی برای اولین بار به تمرین با وزنه می‌پردازد، استفاده از ماشین‌های ورزشی می‌تواند فرد را در انجام حرکاتش هدایت کند؛ اما هنگامی که از ماشین ورزشی استفاده می‌کنید، تنه‌تان را روی آن تکیه دارد، در حالیکه در هنگام انجام فعالیت واقعی چنین تکیه‌گاهی وجود ندارد.

بنابراین بهتر است ترکیبی از تمرین آزاد با وزنه و تمرین استقامتی روی ماشین را انجام دهید، به این نحو که ابتدا بیشتر با ماشین تمرین کنید، و بعد با افزایش آمادگی بدنی‌تان بیشتر به تمرین آزاد با وزنه بپردازید.

ورزش‌هایی که نباید انجام دهید

افرادی که دچار مشکلات مفصلی ایجاد کننده درد شدید هستند، معمولا باید از ورزش‌هایی که فشار و ضربه شدیدی به مفاصل وارد می‌آورد، خودداری کنند. برای مثال بسیاری از افراد دوست دارند بدوند و دویدن ورزشی عالی است، اما فشار زیادی روی مفاصل وارد می‌کند. بسکتبال نیز ورزشی است که فشار زیادی روی مفاصل می‌آورد زیرا در حین آن جهیدن، جابجایی سریع و حرکات در جهات متفاوت انجام می‌شود.

بسیاری از افرادی دچار درد مزمن پشت یا مفاصل در مورد اینکه آیا می‌توانند به ورزش دلخواه‌شان برای مثال تنیس یا گلف بازگردند یا نه، سوال می‌کنند.

متاسفانه این نوع ورزش‌ها فشار زیادی روی ستون فقرات ایجاد می‌کند برای مثال در تنیس یا گلف در زدن ضربات از یک طرف بدن‌تان بیشتر استفاده می‌کنید؛ به این ترتیب بر یک طرف بدن فشار بیش از حدی می‌آید و طرف دیگر بدن بیش از حد در حالت استراحت قرار می‌گیرد و عدم تعادلی در وضعیت قرار گیری بدن رخ خواهد داد.

برای حل این مشکل باید راه‌های دیگری را برای تقویت طرفی از بدن که در ورزشی مانند تنیس یا گلف کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد، پیدا کنید.

باید به یک متخصص طب فیزیکی وتوانبخشی  مراجعه کنید تا به شما تمرین‌هایی برای متعادل کردن تاثیر حرکات مکرر در یک طرف بدن را بدهد. انجام تمرینات پایه‌ای برای تقویت تنه می‌تواند در این مورد به شما کمک کند؛ انجام تمرین‌های چرخشی و پیچشی با "توپ طبی" (توپ سنگینی به قطر تقریبا به اندازه عرض شانه‌های یک فرد معمولی، حدود 35 سانتی‌متر که برای تمرین‌های قدرتی استفاده می‌شود) نیز مفید است.

درد مزمن با کاهش کیفیت زندگی همراه است؛ انجام تمرین‌های ورزشی می‌تواند به نحوی تاثیرگذار کیفیت زندگی شما به حالت عادی بازگرداند. دلیلی برای نشستن و دردکشیدن وجود ندارد.


 
 
شاخه پیشرفته بیماری اسپوندیلیت انکیلوزان یابامبو اسفنجی ستون فقرات
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠
 

 
 
اسپوندیلیت انکیلوزان یکی از انواع بیماریهای التهابی مفاصل می باشد که شایعترین آنها روماتیسم مفصلی ( آرتریت روماتوئید ) می باشد.

در بیماری اسپوندیلیت انکیلوزان (AS ) مفاصل بین مهره های ستون فقرات و همچنین مفاصل بین ستون فقرات و لگن دچار التهاب می شوند .

البته در این بیماری مفاصل دستها و پاها ، تاندونها و رباطها در قسمتی که به استخوانها وصل می شوند و همچنین مفاصل دنده ها در جایی که به ستون فقرات وصل می شوند ممکن است دچار التهاب شوند .
بتدریج که وضعیت بیماری رو به پیشرفت و وخامت می رود و التهاب پابرجا می گردد ، بافتهای استخوانی جدید تشکیل می شود تا بنوعی التهاب التیام یابد که البته منجر به ایجاد زائده های استخوانی خارج از مهره ای می شود و در نتیجه انعطاف پذیری ستون مهره ها کاهش می یابد .

چسبندگیهای بین استخوانی باعث سخت تر شدن حرکات قفسه سینه ودر نتیجه کاهش و محدودیت ظرفیت ها و عملکرد ریوی می گردد .
AS در واقع یک بیماری مزمن می باشد که البته درمان می تواند درد و علائم را کاهش دهد . درمان مناسب طبعاً عوارض بیماری و تغییرات ساختمانی بافت استخوانی را کاهش می دهد .

این بیماری تقریباً از هر ۱۰۰ هزار نفر ۱۲۹ نفر را در ایالات متحده درگیر می نماید .
علائم بیماری :
علائم اولیه می توانند بصورت :
• درد قسمتهای تحتانی کمر
• درد و سختی ( خشکی و محدودیت حرکات ) ستون فقرات و سایر مفاصلی که اغلب صبحها و بعد از دوره های بی فعالیتی بدتر می شود نمایان شوند .
در مراحل پیشرفته بیماری علائم زیر ممکن است ظاهر شوند :
• محدودیت حرکات قفسه سینه
• خمیدگی قامت
• ستون فقرات سفت و غیرقابل انعطاف
• خستگی
• کاهش اشتها
• کاهش وزن
• التهاب چشم
علل و عوامل :
بیماری اسپوندیلیت انکیلوزان علت مشخصی ندارد گر چه بنظر می رسد عوامل ژنتیک مهمترین عوامل هستند .
عوامل خطرساز :
• زمینه ژنتیک نقش بسیار مهمی در ایجاد اسپوندیلیت انکیلوزان دارد . در واقع ۹۰ درصد از بیماران مبتلا دارای ژن بخصوصی می باشند . البته باید گفت که داشتن این ژن بخصوص ، حتی به معنی ابتلا به AS نیست و تنها ۲ درصد از افرادی که این ژن را دارند دچار این بیماری می شوند . بهرحال وجود این ژن می تواند زمینه را برای ابتلا به بیماری فراهم نماید .
• سن زیر ۴۰ سال
• جنس مذکر

 

 

تشخیص :

در بسیاری از بیماران علائم خفیف می باشد و لذا بیماری برای مدت طولانی مخفی می ماند و درضمن بعضی از افراد نیز ممکن است علائم بیماری را با بیماریهای خفیفتر کمر اشتباه بگیرند .

لذا برای تشخیص دقیقتر ، پزشک علاوه بر کسب اطلاعات دقیق و تاریخچه بیماری ممکنست از روشهای مختلف زیر نیز استفاده نماید .
• تصویربرداری :

اشعه X می تواند در مراحل پیشرفته بیماری تغییرات استخوانها و مفاصل را نمایان سازد . بدیهی است در ابتدای بیماری تغییرات خاصی در استخوانها و مفاصل ایجاد نخواهد شد . در ادامه پزشک شما ممکنست از سی تی اسکن و ام آرآی نیز استفاده نماید .

• آزمایشات خون :

پزشک شما برای اطمینان از تشخیص بخصوص در مراحل اولیه از آزمایشات مختلف خون استفاده خواهد کرد . شایان ذکر است کم خونی یکی از عوارض بیماری AS می باشد که در دراز مدت ایجاد خواهد شد . برای ارزیابی ژنتیک نیز پزشک شما از آزمایش خون استفاده خواهد کرد .
 
عوارض :

عوارض بیماری و شدت علائم ایجاد شده در افراد مختلف متفاوت است . عوارض بیماری بصورت زیر تظاهر می کند :
• مشکلات ایستادن و راه رفتن : معمولاً بیماری با سوزش و درد در ستون فقرات آغاز میشود . بتدریج با پیشرفت بیماری و بدنبال چسبیدن مهره ها ، ستون فقرات دچار سفتی و عدم انعطاف لازم می گردد که منجر به کاهش دامنه حرکات ستون فقرات می گردد که خود منجر به اشکالات راه رفتن و ایستادن می گردد . مفاصل حتی بدنبال درمان نیز ممکن است دچار چسبندگی به هم شوند که در اینصورت درمانهای اضافی کمک چندانی به برگشت حرکات نمی کنند .
• مشکلات تنفسی :

التهاب گسترش یافته به دنده ها در قفسه سینه منجربه چسبندگی آنها و در نتیجه مشکلات تنفسی می شود .
• مشکلات قلبی :

در صورت گسترش التهاب به بافت قلبی ، ممکن است دریچه های قلبی درگیرشوند و قلب دچار نارسایی گردد .
• عفونتهای ریوی :

گاهی در این بیماران حفره هایی در قسمتهای فوقانی ریه تشکیل می شود که در طی سالیان با بزرگ شدن این حفرات و رشد میکروبها و بخصوص قارچها باعث ایجاد عفونت ریوی می شوند . که البته این عارضه در بیماران غیرسیگاری کمتر دیده می شود .

البته التهاب در بافتهای مختلف بدن بدنبال این بیماری می تواند منجر به عوارض زیر گردد :

• التهابات روده ای
• کم خونی
• التهاب چشم ها
• پوکی استخوان
درمان :
بیماری AS قابل درمان می باشد . البته باید گفت چسبندگی استخوانها و سفت شدن مفاصل معمولاً برگشت ناپذیر است . در واقع هدف از درمان التیام درد و سفتی مفاصل می باشد  و از طرفی جلوگیری و به تأخیر انداختن عوارض و تغییرات استخوانی می باشد .

درمان بیماری در مراحل اولیه بسیار مؤثر است . زمانیکه هنوز چسبندگیهای استخوانی و مفاصل ایجاد نشده باشد ، پزشکان برای درمان بیماری ممکنست از انواع داروهای ضدالتهاب استفاده نماید .
معمولاً برای درمان احتیاج به جراحی نیست . البته گاهی از روشهای جراحی برای کاهش درد و تخریب مفصلی استفاده می شود . گاهی در AS برای جایگزینی یک مفصل خارج ستون فقرات ممکن است از روشهای جراحی استفاده شود .
پزشکان برای کاهش درد و بهبود وضعیت حرکتی بیماران ممکن است از روشهای مختلف فیزیوتراپی نیز استفاده نمایند که البته فیزیوتراپی برای افزایش دامنه حرکات و بالا بردن انعطاف پذیری مفاصل نیز استفاده می شود .


 
 
درمان سودا
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
 

سودا یکی دیگه از اخلاط چهارگانه است که رنگش سیاهه(قرمز تیره)
خوده سودا به عربی یعنی سیاهی
در رگها هست بیشتر تمایل به رسوب داره ودر پزشکی  معادل" سدیمان" هستش اضافیه اون در طحال ذخیره میشه

معادل سودا میشه عنصر خاک در طبیعت..
حالا ویژگیهای خاک چیه؟
خاک سرد و سنگینه .خشکه...
همش تمایل داره رسوب کنه...
خود به خود  جابجا نمیشه و اوج نمیگیره مگر با باد!!...
میشه روش نقش و نگار کشید...
همه چیز هم آخرش به خاک تبدیل میشه

آدم سودایی چه قیافه ای داره؟؟
آدمهای لاغری هستن
رنگ چهره بادمجانی وتیره س
خصوصا دور چشماشون تیره تر هستشعلت تیره بودن دور چشم رسوب سودا در عروق ریز پلکهاست و علت دیگه ای نداره
جمجمه ادمهای سودایی نسبت به هیکلشون کوچیکه...یعنی سر و صورت کوچکی دارن( نسبت به هیکلشون)
پوست بدنشون خشکه
این خشکی رو خودشون احساس میکنن ممکنه به چشم نیاد بیشتر احساس میشه
هر تیرگی دور چشم نشانه سوداست حالا یا مزاج پایه فرد سوداست یا در اثر برخی علل سودا بهش اضافه شده...خلاصه اگه دیدید دور چشم کسی تیره تر از صورتش بود بدونید سودای خونش رفته بالا!!

حالا بیایید ویژگیهای عنصر خاک  رو تطبیق بدید به خصوصیات اخلاقی افراد سودایی:
مزاج سرد و خشک دارن..
زود دوست نمیشن..در دوستی ها و کارهاشون خیلی احتیاط میکنن پس کمتر گول می خورن!!
حد و مرز خودشون رو مشخص میکنن!و اجازه نمیدن کسی قدم به حریم اونها بذاره
مثلا اگه در محیط کار همه یه کمد داشته باشن ادم سودایی روی کمدش اسمش رو می نویسه!!که؛ آره!!این مال منه! بهش چپ چپ نگاه نکنید...
یا مثلا در آپارتمان قسمتی از دیوار حیاط رو با رنگ علامت میذارن که یعنی اینجا تا اینجا مال ماشینه منه!!حتی اگه خالی بود کسی از همسایه ها  حق نداره ماشینش رو بذاره....
البته "مشخص کردن حد و مرز" هم طیف داره همه سودایی ها  تا این حد تابلو برخورد نمیکنن...ممکنه حد و مرز رو در ذهنشون تعریف کنن کسی هم خبر نداشته باشه به محض اینکه کسی وارد اون حد شد اوضاع شلوغ میشه
حرکات افراد رو زیر نظر دارن و مرتب ازشون نکته در میارن!!گاهی هم نکته ها واقعیه و اینقدر ریزه که   توجه هیچکس رو به خودش جلب نمیکرد و ممکنه بقیه  ابراز کنن که ؛ای بابا !عجب ادم باهوشی !به چه چیزی توجه کرد...
این از هوش زیاد نیست از نکته سنجی و ریزبینی اونهاست
گاهی نکته سنجی های واهی و بی خود دارن از سر بدبینی و بددلی!!
در بررسی اوضاع بسیار موشکافانه و دقیق هستن همه جوانب رو در نظر میگیرن اما در تصمیم گیری مقداری مشکل دارن..
پس میتونن یه مشاور موفق باشن  و مدیر رو از همه اوضاع با خبر کنن اما مدیر موفقی نمیشن!! چون شک و دو دلی و این پا اون پا کردن از ویژگیهای سوداییهاست...و نمی تونن تصمیم های مهم و اجرایی و چه بسا یه تصمیم ساده بگیرن...
مثال در خصوص نکته سنجی و ریزبینی در سودایی مزاجها:
این ویژگی میتونه در هر جهتی پرورش پیدا کنه؛مثبت ...منفی...خوب...بد...

جنبه مثبت:
یه دبیر شیمی داشتیم سال سوم دبیرستان ! یه خانم معلم با سر و صورتی که نسبت به هیکلش ظریفتر و ریز تر بود
چهره بادمجانی رنگی داشت ...عموما رنگ چهره سودایی ها بادمجانی و تیره هستش..
دقت کنید بادمجانی با "سبزه رو" بودن فرق میکنه
یه معلم فوق العاده منظم فوق العاده با برنامه ...
در تدریس شیمی بسیار نکته سنج ودقیق و ریز بین بود...
عین یه استاد دانشگاه کار کشته...مو رو از ماست می کشید..
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  نسبت به هیکل کوچکتره آنقدر در درس و رشته خودش ریزبین و موشکافه که حد نداره ...همه فکر میکنن فرد بسیار باهوشیه در صورتی که گفتم این از هوش زیاد نیست بلکه از دقت نظر زیاد افراد سوداوی مزاجه...
در حرفه و شغل خودش بسیار ادم موفقیه و از اونجایی که رشته برق و الکترونیک به دقت و توجه زیادی هم احتیاج داره ایشون از این جهت کم نذاشته

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه همکلاسی داشتیم یه خانمی که صورتش و سرش نسبت به تنش کوچکتر بود ...چندان باهوش هم نبود اما درتشخیص بیماریها عین یه کاراگاه عمل میکرد عین یه باز جوی دقیق!!خیلی ریزبین و با وسواس پیش میرفت تا به تشخیص برسه...همه جوانب و شرح حال بیمار رو در نظر می گرفت یه نکته هایی به ذهنش میرسید که دور از تصور بود...اما در نسخه نویسی(یعنی تصمیم گیری نهایی )یه کم این پا اون پا میکرد..

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه استاد گوش و حلق و بینی داشتیم سودایی!!2 متر قد داشت اما سایز جمجمه ش اصلا به قدش نمی اومد و ریزتر بود...یادمه قشنگ دور چشماش یه هاله تیره داشت...اه!اینقدر توی کارش دقیق بود ادم حوصله ش سر می رفت به خاطر وسواسی که سودایی ها در کارهاشون دارن این استادمون یه مطلب رو صد دفعه میگفت!!....فضای داخل گوش هم یه فضای چند میلیمتری هستش ...این فرد به خاطر ریزبینی و دقت زیاد در جراحی هاش شخص موفقی بود...
از طرفی چون سودایی ها دو دل و کمی شکاک هستن این استادمون همش ماها رو از شستن گوش بیماران می ترسوند هی می گفت :ممکنه پرده گوش بیمار سوراخ باشه و شماها ندونید و با شستن گوش اوضاع بدتر میشه....هر جلسه این حرفو تکرار میکرد تا جایی که دیگه اعتماد به نفسی برای شستن گوش بیمار نداشتیم...
سودایی ها میتونن بازپرسها کارآگاهان و یا چشم پزشکان موفقی باشن و هر حرفه ای که خیلی به وسواس و دقت و توجه نیاز داره...
همچین" دل گــُنده" نیستن و زود تصمیم نمیگیرن اول به همه چی شک میکنن بعد کم کم به نتیجه میرسن...عین یه باز پرس به قضایا نگاه میکنن

سودای ها ریزبین و نکته سنج هستن
حتی این برخوردشون رو در اینترنت هم نشون میدن
یه نکته ها و برداشت هایی از حرفها و ارسالهای دیگران دارن که طرف اصلا همچین منظوری نداشت
مثالش کاربرانی که به ارسال همه شک دارن ....یه جور نگاه بدبینانه به نظرات دیگران دارن مرتب دچار سوء تفاهم میشن ...بد برداشت میکنن...و به خاطر همین همش دیگران رو زیر سوال می برن نه که حالت بازجویی هم دارن...انگار داخل سایت همه باید بهشون جواب پس بدن!...
مثلا به جای جناب! بهشون بگید عالیجناب!...بد برداشت میکنن..
پس یه ویژگی سودایی ها شده نکته سنجی ها در حدی که از اصل مطلب عقب میفتن ..
انسانهای بد بین...بد تا!...ناراحت مزاج...حساس...خود خور ..غصه خور...
هم خیلی زود بهشون بر می خوره هم کینه به دل میگیرن
البته اینا همش مثاله!هر کی به خودش گرفت  و ناراحت شد مطمئن باشه مزاجش سوداست....

افرادی که مرتب از گفتار و رفتار دیگران سوء برداشت دارند
بدبینانه به اتفاقات نگاه میکنند
مثلا کسی بهش سلام کنه توی دلش میگه:"منظورش چی بود؟ نکنه ازم پول قرض می خواد؟.."
تا یه سوالی ازش می پرسی میگه:منظور؟
برخی این شک رو بروز میدن برخی نه!تو ذهنشون مرتب زیر و رو میکنن که فلانی منظورش از اون برخوردش چی بود؟ و این رو در مرحله ذهن نگه میدارن و دچار خوددرگیری میشن ...
مثلا تو محیط کار یه ارباب رجوع زیاد باهاش گرم بگیره خودش رو جمع و جور میکنه میگه این منظورش چیه ؟ ...برای همین برخوردشون عین مزاجشون کمی سرد و خشکه... به خاطر بدبینی هایی که دارن جوری رفتار میکنن که به کسی رو ندن...
عموما رفتاری شبیه باز پرسها و ارتشی ها دارن...
تابع نظم و مقررات هستن اگه کسی بالای سرشون هم نباشه ساعت ورود و خروجشون رو دقیق می زنند
بعضی سودایی ها توی خونه واسه خودشون رژه میرن ..یه نظم خاصی دارن

یه خاصیت خاک اینه که هر چیزی بالاخره یه روزی خاک میشه...
درست؟
خوب!هر مزاجی هم روزی به سودا کشیده میشه...
سودا سرنوشت هر مزاجیه...
یعنی ممکنه خلق و خوی ادمهای سودایی رو هر کسی با هر مزاج دیگه ای هم داشته باشه
ممکنه یه ادم صفراوی زیر چشماش کبود باشه....خوب!این یعنی چی؟
یعنی طرف مزاج پایه ش صفراست ...حالا مقداری از صفراش سوخته و شده سودا....((مقداری سودا در حد اعتدال رو همه ادمها دارن ...اما اگه در اثر سوختن سایر اخلاط ایجاد بشه دیگه چیز معتدلی نیست))
یعنی سودایی که در حد اعتدال داشته حالا شده خارج و بیش از حد اعتدال
مثلا برای خودم یا هر کسی با یه حرفه پردردسر و خسته کننده:از سال آخر دانشگاه به این ور یعنی درست از وقتی که مستقیم با بیماران و دردسرهاشون ارتباط دارم خصوصا شبهای وحشتناک کشیک! سودایی شدم
حالا یه سودای معتدل بودم و از اعتدال خارج شدم یا هر مزاج دیگه ای که بالاخره در اثر استرس و ترس و خستگی و غصه و...سودا بهم اضافه شد....
دقیقا از زمان انترنی به این ور ادم  حساسی شدم به حرفهایی که اصلا قبلا برام پشیزی نمی ارزیدن الان کلی اهمیت میدم و ممکنه زودتر از قبل ناراحت بشم
هر وقت هم خسته(خستگی) میشم یا مدتی بی خوابی میکشم دور چشمام تیره تر میشه و گود میفته این هم یعنی سودام در اثر خستگی رفته بالا....

پس ممکنه خصوصیات اخلاقی سودایی ها رو خیلی ها داشته باشن
یه مثال از مزاج پایه سودا یادم میاد...همین پسره که توی سریال ترانه مادری نقش پویا رو بازی میکرد...سایز جمجمه ش نسبت به قد و قواره ش کمی کوچیک بود...
این حتما سودایی مزاجه ...حالا این دلیل نمیشه همه بدی های سودایی ها رو هم داشته باشه ....سودا اگه به جا و معتدل باشه اتفاقا چیز خوبی هم هست...

در ضمن ممکنه یکی مزاجش اصلا سودایی نباشه اما زیر دست یه مادر یا پدر سودایی بزرگ بشه یا کافیه یه مادرشوهریا مادرزن سودایی نصیبش بشه:

همنشینی با ادمهای سودایی باعث افزایش سودا در بدن میشه......البته سودایی های منفی نه مثبت
همنشینی با ادمهای بد اخلاق و بد قیافه باعث افزایش سودا در بدن میشه
یک غم فروخورده یه غصه ای که سالها در دل مانده و با کسی لام تا کام در مورد اون مشکل صحبت نشده ،این غم!باعث افزایش سودا در بدن میشه و هر کسی با هر مزاجی رو به سودایی شدن میکشونه

یه پدر سودایی(سر نسبت به هیکل کوچیکتر) که تمام امور خونه رو زیر نظر داره..واسه هر اتفاقی یا هر وسیله ای که گم بشه همه رو بازجویی میکنه..مثلا میاد خونه میگه:صبح این آینه اینجا بود الان چرا اونجاست؟کار کی بود؟ چرا این کار رو کردید؟
ممکنه مرد سودایی بیاد هر ماه از تمام تماسهای  تلفنی زن و بچه ش پرینت برداره ببینه کی به کی زنگ زد...یا اینکه مرتب آخرین تماسها رو چک میکنه ببینه هر کی چه مدت با تلفن حرف زده...
ممکنه مرتب به نظم آشپزخانه هم که به مرد ربطی نداره مرتب گیر بده ...به اوضاع کابینتها گیر بده... اگه حریف زنش نشه خودش دست به کار میشه مرتب آشپزخانه رو ردیف میکنه کابینتها رو جابجا میکنه و بعضا به خاطر همین دخالتها خانمش باهاش درگیری داره
حتی اگه همه چی سر جاش باشه بازم میگرده یه گیری پیدا میکنه...که مثلا نوک چاقو کثیفه چرا خوب نشستین؟ اصلا چاقو رو کی شسته مادر یا دختر؟؟...
یکی از دوستام یه پدر سودایی داشت میگفت گاهی میره بالای صندلی یواشکی از شیشه بالای در ببینه من توی اتاقم  چی کار میکنم
یا از سوراخ کلید در دید میزنه......میگفت مرتب مارو زیر نظر داشت ببینه واقعا درس می خونیم یا نه...
به خاطر همین زیر نظر داشتنها و گیر دادنها اعتماد به نفس بچه ها سلب میشه عین اون استاد جراح گوش و حلق و بینی که اعتماد به نفسی برای شستشوی ساده گوش! برامون نذاشت....

بعضی سودایی ها با خودشون حرف میزنن...خاطرات بد زندگی و بدیهای دیگران رو بارها برای خودشون تعریف میکنن ...و بعضا در تنهایی میزنن زیر گریه ساعتها زانوی غم بغل میگیرن خودخوری میکنن و غصه های بی خود می خورن 
بعضا به خاطر بدبینی و شک و وسواس دچار خوددرگیریهای فکری میشن جوری که مرتب صحنه ظلم و  و آزار دیگران به خودشون رو تصور میکنن صحنه های غمناک از مرگ و تشیع جنازه خودشون یا دوستان و اقوام اینکه افتادن زندان و دارن کتک میخورن...صحنه دعوا و مشاجره و مظلوم واقع شدن خودشون (هنوز اتفاق نیفتاده نه حقی ازش ضایع شده نه کسی چیزی بهش گفته اما عین خاک روی همه چی رسوب میکنه و ریز ریز نکات منفی رو از وقایع استخراج میکنه).....در افکارشون خودشون رو مرکز هر چی مظلومیت و بدبختی قرار میدن و دیگران و روزگار و رئیس شرکت و خواهر شوهر و مادر زن و...رو عامل بدبختی ها و فلاکت های خیالی خودشون میدونن...بعد تو ذهنشون در مقام دفاع بر میان ...
خلاصه خیلی با خودشون در گیرن این درگیری هم شدت و ضعف داره
بعضیها که از بس از اینجور افکار دارن آخرش افسردگی میگیرن و کم کم رابطه شون رو با بقیه کم رنگ میکنن تا آزاری از کسی بهشون نرسه...
گفتم،اینم شدت و ضعف داره و الزاما هر سودایی مزاجی تا این حد خوددرگیری نداره
اگه یه دختر سودایی زیر دست والدین سودایی بزرگ بشه یا مثلا در کودکی والدین ش رو از دست بده و سختی روزگار زیاد بکشه اوضاعش وخیم تره حتی بدبینی و نکته سنجیش به حدی میرسه که نمیتونه برای ازدواج دست به انتخاب بزنه(عدم قدرت انتخاب به خاطر ترس شک دودلی عدم اطمینان بدبینی) دختر سودایی مزاجی که لااقل یکی از والدینش دموی مزاج و خوش مشرب و مهربان باشه وضعش بهتره چون بهترین چیز برای جلوگیری از رسوب خاک، باد یا هوا هستش
دموی ها مثل باد هستن (معادل دَم در طبیعت عنصر باد هست)
وقتی به سودایی مزاجها یا همون هایی که عنصر خاکی اونها از بقیه مزاجها بیشتره برخورد کنن  اونها رو به اعتدال میرسونن و از سردی و خشکی و رسوب و افسردگی و منفی بافی نجاتشون میدن...
پس تنهایی و غربت و خستگی و هر مصیبتی برای سودایی مزاجها رنج آورتره..این افراد هرگز نباید تنها بمونن..چون حسابی رسوب میکنن و وقتی پا به سن گذاشتن میشن عین سنگ قبر که دیگه هیچ بادی هم نمیتونه بلندش کنه.
عدم قدرت انتخاب هم شدت و ضعف داره...
ممکنه یکی یه هفته طول بکشه تا تصمیمی رو اجرا کنه

ممکنه یه سودایی هر وقت میره بازار دست خالی برگرده چون میترسه کفش و لباسی بخره...شک داره...هی میگه :بخرم؟ نخرم؟اگه خوب نباشه؟ اگه طرف سرم کلاه بذاره؟ هیچی ولش کن اصلا نمیخرم
ممکنه هم هر چی میخره هی پشیمون بشه که چرا فلان مدل رو نخریدم
خلاصه یه خاطره خوش از خریدهاش نداره(بازم میگم،الزاما هر سودایی مزاجی تا این حد مشکلدار نیست دارم مثال میزنم...درک بیشتر مطلب به هوش خودتو بستگی داره)

یه زوج سودایی هم زندگی خوبی نخواهند داشت دیگه خودتون تصور کنید چرا...
حالا یه سوال:
سودایی مزاجها در چه سنی و چه فصلی از سال و چه موقع از روز حالشون بدتره؟
اگه کسی از اول تاپیک با دقت پیگیر مطالب باشه راحت میتونه جواب بده...

اون جدول که براتون گذاشتن خیلی مهمه...
خیلیها ممکنه سودایی باشن اما در "سن صفرا" باشن و کمتر خصوصیات اخلاقی سودایی ها رو بروز بدن

سودایی ها در فصل پاییز بیشتر دچار مشکل میشن چون مزاج پاییز "سرد و خشک" هستش ....یعنی پاییز هم سوداییه!!
افراد سودایی عصرها بیشتر دچار دلهره و فکر و خیال و تشویش خاطر میشن همینهایی که میگن غروبها یه جوریم!  حالم گرفته س...اینا به خاطر سوداست...چون مزاج عصر هم سرد و خشک و سوداست
اما صفراوی ها دم غروب سرحالتر میشن..

سن 35 تا 60 سال هم سن سوداست
چه ادم سودایی چه هر مزاج دیگه ای وقتی به این سن رسید ممکنه بیشتر به فک و فامیل گیر بده ...حساس تر بشه و...
باید کودکی و نوجوانی درستی داشت تا از خلقیات منفی سودا در این سن در امان بود

بیماریهایی که سودایی ها بیشتر از مزاجهای دیگه مستعد ابتلا به اون ها هستن و هر کسی در اثر عدم مراعات اگه سوداش زیاد بشه ممکنه به این بیماریها مبتلا بشه..:

وسواس
فوبیا(ترس شدید و بی مورد)
اسکیزوفرنی یا مالیخولیا
بواسیر
واریس – واریکوسل
پسوریازیس و انواع اگزماها – خشکی پوست و ترک خوردن پوست
بی خوابی
افسردگی
خشکی ناخن
کابوس
پیرچشمی
سرطانها

..بنده خدا یه عمری   با وسواس و بدبینی به دیگران سر کرد آخر عمری رابطه شرو با همه قطع کرده بود.یکی از غذاهای اصلیش هم متاسفانه گوشت گاو بود...سالها مبتلا بود به ناراحتی پوستی ای به اسم "لیکن سیمپلکس کرونیکوس" که پس گردنش رو مبتلا کرده بود و به هیچ دارویی هم جواب نمیداد
این ادم شدیدا بد خواب بود
وقتی میرفت رختخواب چندین ساعت عین جغد چشماش باز بود و فکر و خیال میکرد میگن از بچگی هم همیشه آخر از همه خوابش میبرد
بی خوابی ها شون در فصل پاییز تشدید میشه

سودا سرد و خشکه:
جریان داشتن خونی که سرد و خشک باشه در مغز باعث بی خوابی میشه
مثل سگ!
سگ هم مزاجش سوداییه..
مزاج شب هم سرده...برای همین سگ شبها نمیخوابه...چقدر هم بدبینه هر کی از کنارش رد شه اگه بوی آشنایی نداشته باشه زودی پاچه ش رو میگیره!!
گفتم بو!...سودایی ها قدرت بویایی و شنوایی شون از هر مزاج دیگه ای بیشتره
آرومترین صدا ها رو هم میشنون
حتی اینقدر شدید که ممکنه دچار توهم بشن بوهایی که وجود نداره یا صداهایی که وجود نداره رو می شنون...ممکنه الکی حس کنن بوی گاز میاد...یا حس کنن یکی صداشون کرده ...یا هی صدای پیامک و زنگ موبایلشون رو می شنون...(توهم بویایی و شنوایی)
وقتی هم می خوان بخوابن کل دنیا باید ساکت باشه صدا از کسی در نیاد حتی تحمل تیک تاک ساعت رو ندارن و به دیوار اتاقشون ساعت آویزون نمیکنن با کوچکترین صدایی از خواب می پرن ...با کوچکترین صدایی هم حواسشون پرت میشهحالا در موارد شدید تر ممکنه بشن آدمای شبگردی که شب تا صبح نمیتونن یه چشم روی هم بذارن...

همه بی خوابی ها زیر سر سوداست..

البته صفراوی ها هم ممکنه گاهی بی خواب بشن چون صفرا هم خشکه...اما سودا یی ها بی خواب و بد خواب  تر هستن..با کوچکترین وزوز پشه ای از خواب می پرن

متاسفانه درمان سودا مثل صفرا نیست که بشه با یه شربت آب لیمو خنکش کرد
درمان سردی ها مثل سودا و بلغم طول میکشه
یه مثال هست که میگه:
سودا مثل گاویست که تا آرام است می توان با طفلی او را نگه داشت اما اگر وحشی شد پیل هم حریف اونیست

هر کی علائمی از سودا درش ظهور پیدا کرد حتما باید تا دیر نشده بجنبه  درمانش هم مفصله انشاء الله تو تاپیک سودایی مزاج شدی؟  کاملتر میگم

اینجا تا حد امکان توصیه میکنم برنج سفید رو با زیتون یا سبزیجات مصرف کنی
حتی الامکان چایی نخوری چون چایی سودازاست
با خودت پودر آویشن داشته باش بریز روی غذای بیمارستان
از عرق "باد رنجبویه"استفاده کن..نه فقط روزهای کشیک بلکه 40 روز پشت هم یه فنجون با یه استکان آب ...خیلی برای غم و ترس ناشی از سودا مفیده
خاکشیر هم باید حداقل یه ماه هرروز مصرف بشه نه اینکه با یه استکان راحت بشی وبری کشیک..   
 
یه چیز اورژانسی هم اگه بخوای"یه قاشق مرباخوری فرنجمشک+یه استکان عرق بهار نارنج"
یه ساعت قبل از شروع کشیک مصرف کن...
فرنجمشک هر قاشق مرباخوریش 1000تومنه!!!...اما خوب اثر میکنه
سیب زمینی و بادمجان و عدس هم اصلا نخور
ورزش و پیاده روی رو بیشتر کن پشت کامپیوتر هم کمتر بشین!!
سوسی و کالباس هم غم و غصه و فکر و خیال رو زیاد میکنه
رب گوجه و آب یخ هم نخور... ..اینقدر میگم یخ نخورید    بده چون سودای خون رو زیاد میکنه و عاقبتش میشه ترس و فکر و خیال

فوبیا(ترس شدید و بی مورد):
همین خاله زاده مادربزرگم از بچگی به قدری از مار میترسید که حتی وقتی توی تلوزیون مار میدید شدیدا حالش بد میشد جیغ میزد چه جیغی اینقدر خودشو میزد و فریاد میکشید تا یکی بیاد کانال عوض کنه 

در اثر یه ازدواج ناموفق و یه شوهر بد اخلاق و دوری از شهر و دیار ،به طور ثانوی سودایی شد...این بنده خدا سالهای سال وقتی می خواست صبح از خواب بیدار بشه می ترسید ملافه رو از سرش کنار بزنه چون همش فکر می کرد یه غول بیابونی ممکنه الان بالای سرش باشه ...یا وقتی تنها بودهمش فکر میکرد یکی توی خونه س...یه جنّ الان جلوش ظاهر میشه..یه دزدی ممکنه بیاد ازپشت خفه ش کنه...به قدری هم از تاریکی وحشت داشت که نگو!

یه آدم دَمَوی میشناسم با اینکه گرم مزاج بود اما بعد از جراحی قلبش دچار ترس شدید شد میگفت همش فکر میکنم یکی الان از پشت میفته روی سرم...میگفت تا یکی زنگ میزنه 6 متر از  جا می پرم...این حالت رو در پزشکی میگن "بیش هوشیاری" یا هایپر ویژولـَـنس!!...پزشکا برای درمانش داروی خواب اور میدن البته این درمان نیست بلکه سرکوب کردن ِیه زنگ خطر هست(متاسفانه!)
ترسها همه از سوداست
اینایی که قلبشون یهویی هورّی میریزه پایین ...مثلا زنگ تلفن به صدا در میاد همه عادی هستن اما این ادم سودایی 2 متر از جا می پره...یا مثلا زنگ موبایل آیفن خونه یا حتی یکی صداش کنه یهویی قلبش میریزه پایین یهو جا میخوره بی خود میترسه..
ممکنه یکی عادی از جلوش رد بشه یهویی قلبش بریزه پایین

سودا باعث خشکی و ترک خوردن ناخن میشه باعث میشه ناخن حالت راه راه(Ridging)  ) پیدا کنه...
یه خصوصیت خاک اینه که هر چیزی رو به سمت خودش میکشونه هر چیزی ازش بلند بشه اخرش یه روزی به خودش برمیگرده...مرکز و محور ارکان و عناصر ،خاک  هست...
سودایی ها هم عین خاک خود محور و خسیس هستن...اینم شدت و ضعف داره ...ممکنه اصلا پول خرج نکنن...یا راحت خرج نکنن....یا مثلا هر چی به کسی قرض دادن مرتب توی این فکر هستن که طرف امانتی رو به موقع بیاره ...یه کتاب به کسی قرض میده بعد از 2هفته کتابو لازم هم نداره اما پا میشه میره دنبالش....
شنیدین طرف چقدر خشکک ناخنه!!(کنایه از خساست)  اینم حکایت سوداست که واقعا باعث خشکی ناخن میشه

تمام افسردگی ها هم از صدقه سر سوداست....سودا ی نا بجا که ریشه کن بشه خلق طرف میره بالا طرف شاد میشه
کابوسهای شبانه زیر سر سوداست...خواب های سیاه ..هیکلهای سیاه و عجیب و غریب و ترسناک...خواب سقوط از بلندی و صحنه های تاریک همه از سوداست
یه همکار سودایی منفی داشتم که همه از دستش سودایی بودن!!!هر روز صبح میومد درمانگاه میگفت بازم دیشب کابوس دیدم!!...


یه ادم افسرده نزدِ   یکی از معصومین رفت و گفت هر چی دعا و نذر و نیاز و عبادت میکنم از فکر و خیال و افسردگی نجات پیدا  نمیکنم و ممکنه از این غم هلاک بشم...امام لبخندی زدن و گفتن دعا به جا!! اما باید وسیله نجات از هر مشکلی رو هم در نظر داشت بعد یه رژیم غذایی به طرف دادن و طرف بهبود پیدا کرد

رسوب سودا در سیاهرگها باعث واریسی شدنه اون رگها میشه

واریسهای پا
واریکوسل(واریسی شدن عروق بیضه ها) در مردان که یکی از علل عقیمی در اونهاست همه زیر سر سوداست و با رژیم ضد سودا درمان میشه

بواسیر یا همورویید هم در اثر رسوب سودا در وریدهای انتهای مقعد ایجاد میشه علامت اون درد و دفع چند قطره خون بعد از اجابت مزاج هست
الانه میان بواسیریا واریکوسل رو جراحی میکنن...در صورتی که طب سنتی میگه با جراحی مشکلی حل نمیشه چون اون سودا میره جای دیگه ای از بدن رو خراب میکنه !توی طبیب باید سودا رو ریشه کن کنی ،نه اینه که چند سانت رگی که سودا درش رسوب کرده بود رو در بیاری...

برخی ادمها بدون علت و علامت خاصی طحالشون بزرگه...ممکنه اتفاقی در سونوگرافی دیده بشه که طحال بزرگتر از نرماله...پزشکا میگن مهم نیست اما اطبای طب سنتی میگن این زنگ خطر افزایش سوداست ...باید درمان بشه

 ...

خورشت فسنجون که مرکب از گوشت و روغن و گردو و رب انار هست رو در نظر بگیرید :‌

 گردو بسیار گرم است و ضد بلغم ولی برای صفرا و خون ضرر دارد ، گوشت و روغن گرم وتر است و برای خون و صفرا ضرر دارد ، رب انار سرد است و ضد صفرا و خون ،ولی برای بلغم و سودا ضرر دارد ، وقتیکه چهار قلم نامبرده را مخلوط نموده و طبخ نمایید خورشتی لذیذ میشود که برای مریض غذای بسیار خوبست .
هر یک از اجزای فسنجان ضد یک خلط است . با خوردن خورشت نامبرده با چهار خلط گردن کلفت قوی که صفرا و سودا و خون و بلغم باشند و با یکدیگر اتحاد نموده و دفع مرض میکند ...

( سعی کنید تو غذاهاتون از شکرو نمک حتی الامکان کمتر استفاده کنید ، جای شکر ( اگر ترشی رو خیلی نمیپسندید ) از شیره انگور استفاده کنید ... )

پیرچشمی هم در اثر افزایش سودای ناشی از افزایش سن ورسوب اون در عروق چشم هست...

سرطان یعنی تبلور سودا!!
تمام سرطانها زیر سر سوداست

افزایش سودا در مغز باعث تفکرات بی سر و ته میشه ...هی از این شاخه به اون شاخه پریدن...طرف میگه آن واحد هزار جور فکر و خیال میاد به سرم
نوع این تفکرات بستگی به زیرساختهای تربیتی و مذهبی طرف داره...
مثلا یه مرد مذهبی ومتعصب بعد از ازدواج مرتب به زنش شک داره مرتب تصور خیانت زنش میاد جلوی چشاش...این یارو سودای مغزش زده بالا اگه روی سرش زالو بندازن زالوها سودای مغز رو میمکن و فرد از اون افکار خلاص میشه

ادمهایی که میگن : یه فکرایی میاد به ذهنم اصلا نمیتونم کنترلش کنم دوست هم ندارم به اون موضوع ها فکر کنم از اراده م خارجن خسته شدم...
این ها هم زیر سر سوداست

مثلا توی فضای اینترنت ...ادمی که میاد یه طومار حرف میزنه بی سرو ته! معلوم نیست اخرش منظورش چی بود...هی از این شاخه به اون شاخه می پره...یه جور پرت و پلا گفتن پراکنده گویی...و عموما همراه با سوءظن و تندی و به قول طب سنتی" زشتی رفتارو گفتار"!...اینها هم زیر سوداست....

جهت گیری سوءظن ها به نوع تربیت و فرهنگ و مذهب فرد برمیگرده
ممکنه شخص مذهبی باشه بسیار بچه مثبت به نظر بیاد در خانواده مذهبی هم پرورش یافته ...اما سوداییه یا سودایی شده....در زمینه امور مذهبی و...به دیگران شدیدا سوءظن داره...مرتب عقاید مذهبی دیگران رو زیر سوال میبره...

در سودایی ها تفکراتی که در کوردکی در مغز رسوب کردن مرتب بروز پیدا میکنن.آدم سودایی مرتب خاطرات بد کودکی رو یادآوری میکنه..مرتب بدیهایی که همکلاسی ها بهش کردن ...
مثلا الان 30 سال سنشه ...هی با خودش فکر میکنه..کلاس پنجم بودم فلان معلم فلان حرفو بهم زد ...هرچی بد بختی دارم از اونجاست ...بدیهای دیگران گه گداری میان به ذهنش و توی ذهنش تاخت و تاز میکنن....



سودایی ها زودرنج و خود خور هستن ...از کوچکترین حرف ادم برداشت بد و بی مورد میکنن ...زودی به خودشون میگیرن
افراد خودخور و ناراحت مزاجی هستن و زود ناامید میشن..یاس ..دودلی ..شک ..
خیلی زود بهشون بر می خوره...جنبه حرف درشت رو ندارن چه بسا حرف معمولی و بی منظور رو هم ازش برداشت منفی میکنن...
 ممکنه ناراحتیشون رو بروز ندن و کسی متوجه نشه... اما تا مدتهای مدید خودخوری میکنن و فکرشون درگیره ...مثل خاک که نقش پذیره ،نقش خاطرات و برخوردها در ذهنشون میمونه...کینه ای هستن...ول کن معامله نیستن ...هی به یه قضیه گیر میدن...سمج و لجباز هستن یا در جنبه مثبت یا منفی...
مثلا یه کاری رو شروع کردن ممکنه زود دلسرد و ناامید بشن اما به خاطر سماجت کار رو ادامه میدن توام با دو دلی و تردید...
از نظر جسمی زود خسته میشن اما چهار دست و پا و چهار چنگولی هم که شده کار رو ادامه میدن ،به خاطر سماجتشون...
از کاه کوه میسازن..
برخی افراد سودایی خودشون رو در مرکز هر چی بدبختی و مظلومیت قرار میدن تمام خاطرات و جنبه های زندگی رو طوری کنار هم می چینند انگار همه عالم باهاش بد هستن همه قصد بدی کردن و زور گفتن بهش دارن ...به مدیران و سرپرستان محیط کاری خودشون بدبین هستن همش ابراز میکنن حقی از انها ضایع شده ....حقی از اونها خورده شده...کسی قدر اونها رو نمیدونه و از این قبیل افکار

ریزبینی ...موشکافی ...دقت زیاد...در نظر گرفتن همه جوانب از ویژگیهای مثبت اونهاست که ممکنه درست پرورش پیدا کنه یا نه..

یاس ناامیدی و بدبینی و شک و تردید هم به صورت بالقوه درشون هست و بسته به محیط زندگی و نوع تربیت و هزار فاکتور ناشناخته دیگه، ممکنه بروز پیدا کنه با شدتهای متفاوت در افراد سودایی...یعنی اینطور نیست که بدبینی همه سودایی ها یه جور باشه

همش گیر داده به مدیرجدید  درمانگاه ..مرتب پشت سرش نق میزنه که:"از وقتی این مدیر اومده بدبخت شدم ...برنامه هام ریخته به هم ...داره زور میگه...رییس بازی در میاره...نفهمه!!...هیچی حالیش نیست..."
خلاصه  این خانم خیلی شلوغش میکنه...
تا وقتی مدیر جدید درمانگاه رو ندیده بودم تحت تاثیر این حرفا ،کمی نسبت به مدیر گارد میگرفتم..
بعد دیدم نه!مدیر که خیلی خوبه!برنامه ها و طرح های جدید داره
اشکال از خوده این خانمه!...
چون مزاجش سوداییه و سرده و خشک؛..پس نمیتونه با شرایط جدید ومقررات جدیدی که مدیر جدید آورده،خودش رو وفق بده..سودایی ها به شرایط جدید و ادمای جدید دیر عادت میکنن

البته صفرا و سودا اسم اخلاط هست نه اسم مزاج
به کسی که غلبه صفرا داره میگیم صفراوی البته درستش اینه بگیم گرم و خشک مزاج نه صفراوی مزاج...یا مثلا سودایی یعنی سرد و خشک مزاج
منظورم اینه که سردی وگرمی و تری و خشکی مال مزاجه...صفرا و سودا و بلغم و خون اسم اخلاطه...(این جوری علمی تر و مصطلح تر هست)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حالا چه غذاهایی برای افراد سرد و خشک مزاج(سودایی) مضر شناخته شده؟

(وسط صحبتهام چند تا سوال می پرسم با علامت سوال مشخص و قرمز(؟)..کسایی که خوب درساشونو خوندن جواب اون سوالا رو بدن....

مصرف بیش از حد بادمجان بدون مصلح(افراد سودایی بهتره بادمجان کمتر مصرف کنن و حتما با مصلحات بادمجان  یعنی زیره و گلپر یا دانه انار استفاده بشه)

غذاهای نمک سود براشون مضره مثل ماهی دودی خیار شور، نمک زیاد ، پنیر شور ،گوشت گاو که شدیدا سودا زاست و کلا هر کی با هر مزاجی نباید مصرفش کنه
گوشت حیوانات پیر
غذاهای بیات و مانده سودا زاهستن
غذاهای یخی و فریزیری سودا زا هستن
لبنیات و کلم و گل کلم و کاهو و ماهی کمتر مصرف کنن  و حتما با مصلح که مصلح لبنیات و ماهی رو بهتون گفتم..
دو تا چیز مهم هم یادتون باشه :عدسی و برنج سفید خصوصا برنج شمال سودا زاهستن و حتما باید با مصلح مصرف بشن مصلح برنج سفید چیه ؟

مصرف عدسی طبق روایات برای افراد گرم مزاج که دَمَوی و پر حرارات هستن خوبه و باعثه کاهش سنگدلی و رقیق القلب شدن انسان میشه اما برای سرد مزاجان خصوصا سودایی ها اصلا خوب نیست ...یه وقت دیدی با خوردن عدسی شب هی کابوس میبینی...اشکت بی خود سرازیره ...خیلی دلنازک شدی...
عدسی باعث فروکش کردن حرارت خون میشه ...مصلح عدسی چیه ؟

میگن عدسی سرشار از آهنه برای درمان فقر اهن خیلیها از همه جا بی خبر روزی یه وردست عدسی می خورن اونم با آب لیمو!!!!!!. ..خصوصا سرد مزاجای بلغمی که بیشتر فقر آهن میگیرن حالا هی عدسی می خورن از اون طرف مشکلات جدید سودایی هم بهشون اضافه میشه 100 سال بخوابن یه بار هم فکرش رو نمیکنن مشکلشون از همین عدسی شروع شده....

افراد سودایی کمتر ترشی و سرکه مصرف کنن
غوره آبغوره تمبر هندی هم براشون مضره
سیب زمینی و گوجه فرنگی و قارچ و لوبیا و نخود فرنگی و میوه های ترش
اگه یه وقت میوه ای با طبع سرد خوردن بعدش حتما یه قاشق عسل میل کنن
طبع میوه ها رو تو تاپیک "تو آنی که می خوری" میگم بهتون..
هر وقت به امید خدا در زمینه مزاج شناسی بیشتر مطالعه داشتین بدونید که سودایی ها باید از خوردن غذاهای با طبع سرد و خشک پرهیز کنن...
و مرتب از غذاهای با طبع گرم و تر استفاده کنن تا حالت تعادل مزاجشون حفظ بشه و کمتر دچار مشکل بشن....

یه سودایی که پوست خشکی داره بیاد مرتب عدسی بخوره...نمکی زیاد به غذاش اضافه کنه...مرتب تن ماهی مصرف کنه ...غذاهاش رو 6 ماه 6 ماه تو فریزر نگه داره ....مسلمه که خشکی پوستش بیشتر میشه ...بواسیرش تشدید میشه واریس پاهاش قلمبه تر میشن ...درد سیاتیکش بیشتر میشه فکر و خیالا و وسواسش تشدید میشه دلهره و اضطرابش بیشتر میشه...و هر مرضی که در سودایی ها بیشتر در این افراد بی احتیاط که مراعات تغذیه و مزاجها رو نمیکنن یا اگه نبود حالا شروع میشه یا اگه قبلا بود حالا تشدید میشه هی میرن به دکتر به درمان هم جواب نمیده ....آخرش بواسیرش رو جراحی میکنن میندازن دور....قافل از اینکه سودا همچنان در بدنش سرگردان هست و کسی نه به فکر اصلاح تغذیه سنه به فکر ریشه کنیه سودا!!!!....
توی تاپیک تو انی که می خوری کم کم و به مرور با غذاهای سرد و گرم و سودا زا و ضد سودا اشنا میشید باید دست به قلم باشیدو علاقه مند!!! و خودتون مطالب  این دو تا تاپیک رو جفت و جور کنید ...


غذاهای مفید برای مزاجهای سرد و خشک یا سودایی ها..
گوشت بره و کبوتر  و گنجشک
مرغ محلی
تخم مرغ محلی
گندم === گندم طبعش گرمه اما "جو" طبعش سرده
سیب و گلابی و انگور و خربزه و آب نارگیل و هویج و بادام شیرین
حتما برنج به صورت شوید پلو یا با زعفران و کشمش باشه == برنج سفید شدیدا سودا زاست و باعث تشدید افسردگی و فکر و خیال و کابوس میشه
سبزیها مثل نعنا تره ریحان جعفری کرفس
عسل توت کشمش انجیر خرما هِل
دارچین  زنجبیل زعفران خصوصا بوییدن زعفران برای آرامش اعصابشون مفیده
قدومه شیرازی و خاکشیر
نخود کنجد ارده

نکاتی که برای حفظ سلامتی و اعتدال سوداویها باید رعایت بشه

باید پوست خودشون رو با روغن کنجد ماساژ بدن و چرب نگه دارن
غروبها که زمان اوج سودا و استرسشون هست پیاده روی کنن
تنهایی و غم وناراحتی و خستگی شدیدا باعث تشدید اوضاع سوداویها میشه
مثلا یه سوداوی تنها نمیتونه بره بازار و خرید کنه لازمه یه ادم گرم مزاج رفیق و همراهش باشه تا در تصمیم گیری وانتخاب راحت تر باشه...
مصرف آب هویج (طبع هویج گرم و تر هست) برای وقتی که سرحال نیستن مفیده
هر 12 ساعت داخل بینی رو با روغن بادام شیرین چرب کنن چرب کردن داخل بینی و گرما و رطوبت روغن روی سردی و خشکی مغز اثر میذاره و کمی معتدلش میکنه

خوابیدن در طی روز خصوصا بعد از ناها و عصرها شدیدا باعث وخامت اوضاعشون میشه...سودایی ها دقت کنن!خستگی براشون خوب نیست فقط باید شب ها بخوابن ..خواب عصر براشون مضره و دراز مدت هلاکت بار!!!...

مزاج رایانه و تلوزیون به گفته متخصصان و محققان طب سنتی ، سرد و خشکه (هر چیزی مزاجی داره نه فقط انسان و غذاها...)پس بهتره افراد سوداوی کمتر پای رایانه بشینن و کمتر خودشون رو درگیر سریالهای گوناگون  کنن چون ذهن سوداوی ها آمادگی بیشتری برای خود درگیری!! داره..

بحث سودا تموم شد
فهمیدن اینکه سودا مزاج پایه  هست یا عارضی برمیگرده به پیشینه فرد خلق و خویی که از بچگی داشت ..همچنین ظاهر فیزیکی
اگه میخواید مطمئن بشید بهتره به یه مرکز معتبر طب سنتی مراجعه کنید
در مورد مزاج شناسی کتاب خاصی به ذهنم نمیرسه مجموعه ای از مطالب از کتابا و جزوه های مختلف رو جمع اوری کردم اگه برسم تمومش کنم همین مطالب براتون کافیه
استحمام با معده خالی باعث کاهش رطوبت بدن و لاغری میشه که به دموی های چاق توصیه میشه نه هر کی که هوس لاغری کنه....
استحمام با معده پر باعث چاقی میشه و جذب رطوبت که به خشک مزاجها توصیه میشه
البته منظور حمام های قدیم هست نه الان


 
 
گرمی یا سردی مزاج چیست ؟
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
 

 

 

درمان های سنتی بر چهار رکن اصلی مبتنی بر :

1 ـ تشخیص

2 ـ پالایش معده و روده ، خون و خلط

3 ـ متعادل کردن مزاج یا ( خلط ) با در نظر گرفتن گرمی یا سردی مزاج شخص

4 ـ علاج

پیشینیان گرمی را به خوراکی های طبیعی انرژی دهنده اطلاق می کردند ( که شامل شیرین مزه ها مانند عسل و تندمزه ها مانند فلفل است ) و با مصرف آنها علائم یا عوارض گرمی ایجاد می شود که عبارتند از: عوارض پوستی (جوش و خارش و ... ) گلودرد ، سوزش ادرار ، تلخی زبان ، عوارض کبدی ، بدبویی عرق ، چاقی موضعی ، چرب شدن پوست سر ، افزایش احتمال مذکر شدن جنین ، تقویت حافظه ، خشک شدن بینی و دهان ، ایجاد یبوست ، افزایش میل جنسی .

آنتی بیوتیک ها و پنی سیلین دارای طبع گرم هستند ، از سوی دیگر خوراکیهای طبع سرد فاقد انرژی و حرارت هستند ( شامل خوراکی های ترش مزه مانند مرکبات و بی مزه مانند خیار و هندوانه ) که با مصرف آنها ، عوارض و علائم سردی ایجاد و مشاهده می شود که عبارتند از :

آبریزش دهان ، خواب زیاد ، سستی و بی حالی ، نمناکی پوست ، افت فشار خون ، سرگیجه ، تهوع ، کم اشتهایی ، اسهال و استفراغ ، سیاهی رفتن چشم ، کاهش میل جنسی ، ریزش مو ، بالا رفتن احتمال مؤنث شدن جنین ، ضعف حافظه ، نازایی ، دردهای عضلانی ، خواب رفتن اعضاء ، کسی که دارای طبعی گرم است ، یعنی مزاج وی با خوراکی های پر حرارت ( شیرین یا تند ) سازگار است . با خوردن سردی ( گوجه فرنگی ، هندوانه و ... ) به اصطلاح سردی اش می کند که با صرف کمی گرمی مانند نبات داغ یا عرق نعناع بهبود می یابد . از سوی دیگر ، کسی که مزاج وی با خوراکی های کم حرارت ( ترش ، بی مزه ) سازگاری دارد با مصرف گرمی مانند ( مربا ، حلوا و ... ) به اصطلاح گرمی اش می کند که با مصرف سودی مانند (هندوانه ، عرق کاسنی ، دوغ ترش و ... ) بهبود می یابد .

خوراکی های تلخ مزه در هر دو دسته ی گرمی و سردی مشاهده می شوند و نمی توان خوراکی ها را صرفاً از روی سرد بودن در حکم گرمی یا سردی دانست . خوراکی ها با حرارت دادن و جوشاندن رو به گرمی سیر می کنند .

در مورد ترک اعتیاد باید سعی کرد تا طبع مشخص را بر گرداند ( یعنی اگر سرد است ، خوراکی های گرم تجویز کرد و بر عکس ) سفیدپوستان میل به سردی دارند و سبزه پوستان میل به گرمی و تلخی ، پوست های سفید به فلفل سیاه حساس اند سبزه پوستان به فلفل قرمز .

از میان گوشت حیوانات ، گوشت حیوانات خارخوار ( مانند شتر و بز ) دارای طبع گرم و گوشت آبزیان و خوک دارای طبع سرد است و گوشت مرغ ، گوسفند و پرندگان دارای طبع متعادل است . ولی شیر حیوانات تابع گرمی گوشت آنها نیست .از جمله :

ـ شیر بز دارای طبع گرم است .

ـ شیر گاو دارای طبع گرم است .

ـ شیر گوسفند دارای طبع گرم است .

ـ شیر الاغ دارای طبع سرد است .

ـ شیر مادران شیرده دارای طبع گرم تر است .

درجات گرمی و سردی کدامند ؟ درجه یا میزان سردی و گرمی را چهار اندازه تشکیل می دهند .

1 ـ گرم و تر ( یعنی کمی گرم ) مانند چای ( درجه اول گرمی )

2 ـ گرم و خشک ( یعنی خیلی گرم ) مانند شیرینی ( درجه سوم گرمی ) ، خرما ( درجه چهارم گرمی)

3 ـ سرد و تر ( یعنی کمی سرد ) مانند سیب زمینی ( درجه اول سردی ) ، آلبالو ( درجه دوم سردی )

4 ـ سرد و خشک ( یعنی خیلی سرد ) مانند کاسنی ( درجه سوم سردی )

لزوم تشخیص گرمی و سردی در علاج امراض چیست ؟ برای روشن شدن موضوع به ذکر چند مثال می پردازیم فرض کنید دچار آبریزش دهان شده اید که احتمالاً ناشی از مصرف سردی زیاد است و با مصرف کمی گرمی بهبود می یابد .

فرض کنید شخص بیمار دچار کثرت شهوت است باید از مصرف گرمی خود داری و از سردی استفاده کند (غیر از میوه های قرمز و سیاه )

فرض کنید با خوردن مقادیر زیادی آجیل با طبع گرم مانند تخمه آفتابگردان دچار گلو درد شده اید . (پس از مصرف گرمی باید محلولی از نوشیدنی های دارای طبع سرد مانند ماء الشعیر یا آب هندوانه غرغره کرد ) با مصرف سردی بهبود می یابید .

فرض کنید دچار سوزش ادرار شدید که یکی از دلایل آن مصرف زیاد گرمی است که با مصرف سردی بیمار رو به بهبود می رود .

فرض کنید احساس بی حالی و کسلی دارید که احتمالاً از مصرف زیاد سردی مثلاً (آب لیموی زیاد یا دوغ ترش ) ناشی می شود که با مصرف گرمی و اصلاح طبع رو به بهبود خواهید رفت .

اخلاط چهارگانه :

چهار نوع خلط برای انسان ها وجود دارد که عبارتند از : سودا ، بلغم ، خون ، صفرا . غلبه هر یک از این اخلاط باعث ایجاد اختلال و مرض شده و هر یک نشانه خاصی دارد که در ادامه به آنها پرداخته خواهد شد .

نشانه های غلبه اخلاط ( خلط ها )

اگر سودا غلبه کرده باشد : تیرگی یا زردی پوست ، غلظت خون ، سوزش سرمعده ، اشتهای کاذب ، آشفتگی فکر ، ترس و دلهره ، احساس ناامنی ، شور بودن مزه دهان هنگام بیدار شدن از خواب ، عرق شور ، یبوست و افسردگی .

            اگر بلغم غلبه کرده باشد : سستی و رطوبت پوست ، سوء هاضمه ، آروغ ترش ، خواب زیاد و احساس سنگینی چشم هنگام بیدار شدن از خواب ، آبریزش دهان ، ترش بودن مزه دهان هنگام بیدار شدن از خواب .

اگر خون غلبه کرده باشد : سرخی پوست و صورت ، سنگینی سر ، سستی اعضاء میل به خواب زیاد ، کندی حواس ، خمیازه کشیدن ، شیرین بودن طعم دهان ، جوش زدن تن .

اگر صفرا غلبه کرده باشد : زردی پوست و چشم ، تلخی دهان ، باد کردن و خشکی زبان و بینی ، تشنگی ، ضعف اشتهاء ، استفراغ ، سوزش سر معده ، سرگیجه و خیال پردازی زیاد .

 


 
 
روماتیسم مفصلی چیست؟
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
 

روماتیسم بیماری است بس گوناگون ،حاد یا مزمن،که بیشتر در سطح مفصلهاجای می گیرندووجه اشتراک آنهادرد و تورم مفصل است .

 

روماتیسم حاد مفصلی چیست ؟

بیماری است میکروبی که با بروز تب و دردمفصلی از چند هفته تاچندین ماه طول می کشد .همچنین با ضایعه بافتهاو اعضای مختلف از قبیل قلب ،مفصلها ،پوست و اعصاب همراه می گردد.این بیماری از ۵ تا ١۵ سال بروز میکندو تا چندین سال امکان بازگشت آن وجود دارد.

 

علت روماتیسم مفصلی چیست؟

علت این بیماری میکروبی به نام استر پتوکوکاست .بیماری با آنژین ،مخملک یا هر نوع عفونت دیگر حاصل از استر پتوکوک شروع می شود.ظاهرا حساسیت فردی ویژه ای نیز رشد و پیشرفت بیماری را تسهیل می کند.

 

نشانه های روماتیسم حاد مفصلی چیست ؟

تب بی دلیل ،درد بی دلیل مفصلهاو ماهیچه ها،پیدا شدن بر آمدگی های کوچکی بر استخوانهای سطحی آرنج ،پشت دست ،پا ،کاسه زانو ،جمجمه ،ستون فقرات،(پوست بر روی غده حرکت می کند.) 

مراقبت از مفاصل در رماتیسم مفصلی

یکی از گسترده‌ترین مباحث طب فیزیکی و  توانبخشی، توانبخشی در بیماریهای روماتیسمی است. هدف توانبخشی در یک بیمار مبتلا به رماتیسم مفصلی؛ بهتر کردن کیفیت زندگی با اقداماتی نظیر کاهش درد، حفظ مفاصل و بهتر کردن قدرت و استقامت عضلانی است. این اهداف توسط استفاده از روشهائی مثل فیزیوتراپی، کار درمانی، وسایل کمک کننده به مفصل و کفش مخصوص(ارتوز)، وسایل کمک حرکتی، تجویز ورزشها و آموزش مراقبت از مفاصل در کنار مصرف منظم و کنترل شده دارو صورت می‌گیرد. در این قسمت اصول مراقبت از مفاصل بصورت اختصار توضیح داده شده است.باید توجه داشت که رعایت این نکات به کلیه افرادسالم بخصوص کسانی که شلی مفصلی دارند توصیه می شود.

 

 لزوم مراقبت از مفاصل:

  بسیاری از افراد مبتلا به رماتیسم مفصلی از درد مفاصل و درد عضلانی شکایت دارند و اغلب احساس خستگی می‌کنند. معمولاً احساس خستگی درعصروشب بیشتر است. برخی از آنها از اینکه انجام بعضی از کارهای روزمره زمان زیادی لازم دارد شکایت دارند. مثلاً ممکن است کار نسبتاً ساده‌ای مثل باز کردن درب شیشه‌مربا برای فردی که درد در ناحیه دست دارد مشکل ووقت گیر باشد.

کم کردن فشار به مفاصل نه تنها به حفظ سلامت آنها کمک می‌نماید بلکه باعث کاهش درد مفصل میِ‌شود. تقسیم کردن مناسب فعالیت روزانه و استراحت در بین فواصل کاری باعث کاهش احساس خستگی و درد می‌شود. ورزش مناسب در فرد مبتلا به رماتیسم مفصلی نه تنها به حفظ سلامتی بدن کمک می‌کند،  بلکه در صورتی که بدرستی انجام شود باعث کاهش درد و بهبود انجام فعالیتهای روزمره می‌گردد.

 در هریکصد بیمار مبتلا به رماتیسم مفصلی حدود 20 نفر بیماری خفیف داشته و مشکلات زیادی ندارند. 75 نفر بیماری متوسط داشته و مشکلات آنها عود کننده است و در 5 نفر بیماری شدید خواهد بود.

 بعداز یکسال حدود نیمی از مبتلایان در انجام فعالیت با دست تا حدودی دچار مشکل خواهند بود و بعد از پنج سال حدود نیمی از مبتلایان برخی از بد شکلی‌های دست را نشان می‌دهند. لذا مراقبت از مفاصل همراه با مصرف منظم دارو باید از ابتدای ابتلاء به رماتیسم مفصلی آغاز شود. متاسفانه اکثر بیماران آموزش و مراقبت لازم را بسیار دیر دریافت می‌نمایند.

 علت درد و آسیب مفاصل:  

 تورم داخل مفصل باعث تحریک انتهای اعصاب مربوط به درد می‌شود. آسیب به خود مفصل نیز باعث ایجاد درد می‌شود. وارد ساختن فشار بیش از حد به مفصل می‌تواند باعث افزایش تورم مفصل یا آسیب خود مفصل شده ودرد را بیشتر سازد. بسیاری از افراد به تجربه در می‌یابند که اگریک روز فشار بیشتری به مفاصل وارد سازند روز بعد درد بیشتری خواهند داشت. آسیب مفاصل در اثر التهاب باعث شل تر شدن رباطهامی‌شود. در این حالت برای آنکه استخوانها در محل خود باقی بمانند عضلات فعال‌تر شده و نهایتاً خستگی عضلانی بعلت فعالیت بیش از حد عضلات ایجاد می‌شود.

 علت بدشکل شدن مفاصل

 سه عامل اصلی باعث حفظ حالت یک مفصل می‌شوند.

  •  تناسب شکل استخوان‌های دو طرف مفصل با هم.
  • کپسول مفصلی ورباطهای آن که مانند یک کیسه قابل ارتجاع دو استخوان را در کنار هم قرار می‌دهند.
  •  عضلات و رباطها که باعث حرکت مفصلی می‌شوند

  در اثر تورم مکرر مفصل، رباطها کشیده شده و شل می‌شوند التهاب باعث تخریب استخوان و زرد پی شده و عضلات نیز ضعیف می‌شوند. همة این مسایل باعث شل شدن کپسول مفصل می‌گردد. یعنی مفصل شکل خودرا از دست داده و بدشکلی مفصل ایجاد می‌شود. این مسئله دردست زودتر اتفاق می‌افتد.

 نحوة استفاده از مفاصل می‌توانددرتشکیل بدشکلی‌ها دخالت داشته باشد. بدشکلی‌هائی که بطور معمول دیده‌می‌شوند در شکل زیر نشان داده شده‌اند.

  •  مچ یا بند انگشتان از جای خود جابجا می‌شوند. (در مواردی که جابجائی ناقص مفصل وجود دارد به آن نیمه دررفتگی ) گفته می‌شود.
  • انگشتان به سمت داخل دست انحنا پیدا می‌کنند.
  • مفاصل انگشت یا شست جابجا می‌شوند 
  • مفصل زانو و لگن خم می‌شوند.

 چگونه می‌توان مشکلات مفاصل را کم کرد؟

 ابتدا باید به نحوة فعالیت روزانه و رفتار با مفاصل دقت کرد. به عنوان مثال باید به نحوة بلند کردن کتری یا برداشتن پارچ آب یا آب کشیدن لباسها توجه کرد. اینکه چگونه این فعالیتها باعث فشار برروی مفاصل انگشتان می‌شوند و آیا با عث افزایش درد در مفاصل می‌شوند یا نه. سپس باید بدنبال راهی بود که این فشار را کمتر کرد. مثلاً گرفتن کتری با دو دست یا استفاده از پارچ آب سبکتر می‌توانند به کاهش فشار مفاصل کمک نمایند.

 اکثر افراد تنها هنگامی که مفاصل است دچار التهاب شده و دردناک است به مفاصل فشار کمتری وارد می‌کنند وپس از بهتر شدن درد دوباره فشار زیادی به مفاصل وارد می‌کنند. توجه به این نکته ضروری است که باید بطور پیوسته مراقب مفاصل بود. به اعمالی که باعث وارد شدن فشار کمتری به مفصل میِ‌شود«روشهای حفظ مفصل» گفته شده و این کارها نه تنها در افراد مبتلا به رماتیسم مفصلی بلکه در کلیه افراد توصیه می‌شوند. حفظ مفصل به معنی عدم استفاده از مفاصل نمی‌باشد.

  بلکه منظور استفاده صحیح از مفاصل است. اصول حفظ مفصل شامل موارد زیر است:

1.   به هر گونه درد در مفصل و اعمالی که باعث ایجاد درد در مفصل می‌شوند توجه شود.

2.   -سعی شود بجای وارد شدن فشار به یک یا چند مفصل محدود آنرا بین تعداد زیادتری مفصل توزیع کرد

3.  -حداکثر سعی شود از مفاصل بزرگتر و قویتر استفاده شود.

4.   از قراردادن مفاصل در حالتهائی که شبیه بد شکلی‌های مربوط به رماتیسم مفصلی است خوداری شود.

5.   از محکم گرفتن اجسام خودداری شود.

6.   فعالیتهای روزانه بصورت ناگهانی و در مدت کوتاه انجام نشوند.

 هر مفصل در وضعیت خاصی بیشترین پایداری خود را دارد حتی الامکان باید کارها به نحوی انجام شود که مفصل در پایدار ترین وضعیت خود باشد.

 درد : 

 وارد آوردن فشار بیش از حد به مفاصل باعث ایجاد درد می‌شود. باید به پیدا شدن و شدیدتر شدن درد دقت کرد و فشار وارده به مفاصل راکم کرد. گاهی استفاده از اسپیلینت برای کاهش درد ضروری می‌باشد. بسیاری از اسپلینتهای ساخته شده و موجود در بازار معمولاً زاویه‌های استانداردی نداشته وباید زاویه آنها را تنظیم کرد. در صورت لزوم اسپیلینتهای با قالب دست ساخته می‌شوند. برخی از اسپیلینتها به دست و انگشتان استراحت داده و باعث کاهش تورم و درد می‌شوند.

  کاهش فشار بروری یک مفصل   

 باید به دو اصل کلی در این زمینه توجه کرد:

1.  تا حد امکان بجای استفاده از یک دست از هر دو دست استفاده شود.

2.  برای جابجایی اجسام، تماس دستها با جسم تا آنجا که ممکن است بیشتر باشد. بعنوان مثال برداشتن پارچ با یک دست باعث ایجاد فشار به مفاصل و مچ می‌شود اما برداشتن پارچ با دو دست باعث می‌شود وزن پارچ بین دو دست تقسیم شود.

 

از طرف دیگر فاصله مفاصل تا پارچ کمتر شده و این حالت از لحاظ بیومکانیک باعث می‌شود فشار واردشده به هر مفصل نیز کمتر شود. برای روشن تر شدن مطلب فرض کنیم یک کتاب را با دستان کشیده بلند می‌کنیم و سپس در حالتی که دستها کنار بدن قرار گرفته از آنرا بلند می‌کنیم. واضح است در حالتی که دستها کشیده شده‌اند فشار بیشتری به مفاصل وارد می‌شود.

 

عدم انجام اعمالی که باعث میِ‌شود مفاصل حالت بدشکلی به خود بگیرند.

 با توجه کردن به اعمال روزانه می‌توان دریافت که چه حرکاتی باعث می‌شوند مفاصل بسمت حالت به شکلی پیشرفت نمایند. موارد زیر بعنوان مثال آورده شده‌اند.

  •  از حمل اجسام سنگین درحالتی که مچ خم شده خودداری شود.
  •  
  •  از بلند شدن برروی مفاصل دست خودداری شود.
  • از وضعیتی که انگشتان بسمت انگشت کوچک قرار می‌گیرند پرهیز شود.
  •  از حالتی که باعث پیچش درانگشتان یا دست می‌شود پرهیز شود.
  •  در حالت خوابیده به پشت از قراردادن بالشتک زیر زانو خودداری شود.

 

 در حالت خوابیده به پهلو یک بالشت بین دو پا قرار گیرد.

  •  ارتفاع عصا تنظیم شود.

 

 محکم نگرفتن اشیاء:

 

محکم گرفتن اشیاء باعث وارد آمدن فشار زیادی برروی مفاصل انگشتان می‌شود. هنگام انجام اعمالی مثل نوشتن،  قلاب بافی و یا استفاده از پیچ گوشتی  فشار زیادی به مفاصل بند انگشتان وارد می‌شود. استراحت دادن متناوب به دست در حین انجام این اعمال و استفاده از وسایلی که قطر دستگیره آنها بیشتر است به کاهش فشار به انگشتان و آسیب کمترآنها کمک می‌نماید. در صورت امکان استفاده از وسایل برقی بجای وسایل دستی باعث کاهش میزان فعالیت مفصل و فشار وارد شده به آن می‌شود.

درمان این بیماری چگونه است؟

 


پزشکان روشهای زیادی جهت درمان این بیماری دارند. اهداف درمان شامل موارد ذیل است تسکین و کاهش درد، کاهش تورم ، کاهش یا توقف روند تخریب مفاصل ، کمک به ایجاد احساس بهتر در فرد و حفظ فعالیت او می باشد.

 


● برنامه درمان می تواند شامل موارد زیر باشد:

 

 آموزش بیمار، برخورد و اقدامات صحیح خود بیمار با مشکلاتش و گروههای حمایتی که به فرد کمک می کنند. تا اطلاعات بیشتری در ارتباط با نحوه درمان، چگونگی انجام فعالیتهای بدنی و استراحت را داشته، نحوه بیان مشکلاتش را پیدا کند.

 


این برنامه ها به بیمار کمک می کنند تا نکات بیشتری را در ارتباط با بیماری خود و نحوه کاهش درد، احساس کنترل بیشتر بر بیماری، اعتماد به نفس و داشتن یک زندگی فعالتر، بیاموزند.

 


درمانهایی که جهت بهبودی این بیماری مورد استفاده قرار می گیرند شامل تغییر در روش زندگی، داروها، جراحی ، مراجعات منظم به پزشک و روشهای درمانی جایگزین یا تکمیلی می باشند.

 

 
● تغییر در روش زندگی : از جمله کارهایی که می توان جهت درمان این بیماری استفاده نمود تغییر در روش زندگی است که شامل ایجاد تعادل بین میزان فعالیت و استراحت ، مراقبت از مفاصل کاهش استرس های روانی، استفاده از یک رژیم غذایی سالم می باشد.

 


● داروها : بسیاری از بیماران مبتلا به روماتیسم مفصلی جهت درمان از دارو استفاده می کنند. از داروها برای کاهش درد ، تورم و توقف روند بیماری به سمت بدتر شدن استفاده می شود. دارویی که پزشک تجویز می کند براساس سلامت عمومی بیمار، شدت بیماری و اینکه بیماری تا چه اندازه شدید خواهد شد و مدتی که باید بیمار دارو بگیرد و اینکه دارو تا چه اندازه کارایی داشته و عوارض جانبی آن چه می باشد، خواهد بود.

 


● جراحی: روشهای جراحی زیادی جهت درمان این بیماری مورد استفاده قرار می گیرد. از این روش جهت تسکین درد، کمک به عملکرد بهتر مفاصل و عملکرد بهتر فرد در فعالیتهای روزمره خود استفاده می شود.

 


● مراجعات منظم به پزشک : بسیار مهم می باشد زیرا از این طریق پزشک می تواند ببیند آیا بیماری شدیدتر شده و آیا دارو کمک کننده بوده است، عوارض جانبی داروها ظاهر شده اند و در صورت نیاز داروها را عوض نماید. اقداماتی که ممکن است نیاز به انجام آن شود شامل: آزمایش خون، ادرار و عکسبرداری می باشد.

 


● روش درمانی جایگزین : گاهی اوقات از رژیمهای غذایی خاص ، ویتامینها و سایر روشهای دیگر جهت درمان روماتیسم مفصلی استفاده می شود. بعضی درمانها به کاهش استرس بیمار کمک می کند. بسیاری از این روشها بی ضرر می باشند و اما باید گفت که این روشها بطور کامل و دقیق مورد بررسی قرار نگرفته اند لذا قبل از استفاده از آنها حتماً باید با پزشک مشورت شود.

 


 
 
سوال - تعریف روماتیسم چیست ؟ پاسخ - شاید خیلی از مردم تعریف روماتیسم را بدانند ا
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
 


    سوال - تعریف روماتیسم چیست ؟
پاسخ - شاید خیلی از مردم تعریف روماتیسم را بدانند اما تصورات غلطی از آن داشته باشند . روماتیسم که در حیطه ی کار پزشکان روماتولوژیست است بیش از صد بیماری را شامل می شود . عمده مشخصه ی این بیماری ها درگیری های مفصلی است . یعنی هر کسی که با درد و تورم مفصل مواجه است ، که خیلی از بیماری ها ممکن است در این گروه باشند، در حیطه ی کار روماتولوژی قرار می گیرد و یک نوعی از روماتیسم است. شیوع این بیماری در جامعه کم نیست و بیماری مهمی است . خیلی از بیماری هایی که با دردهای عضلانی استخوانی همراه است و شیوع خیلی بالایی دارند و 4% مردم گرفتار هستند . یکی از انواع مهم آن که یک درصد مردم نیز به آن مبتلا هستند بیماری است که اگر دیر درمان شود مفصل ها را خراب می کند . پس از لحاظ شیوع آن در جامعه شیوع نسبتاً بالایی دارد . آگاهی داشتن مردم از بعضی از انواع روماتیسم و اینکه روماتیسم چیست و آن تصورات غلطی که دارند از ذهن خود بیرون کنند می تواند نقش خیلی مهمی در جامعه و در درمان مناسب تر این بیماری ها داشته باشد . ما در هر سنی باید مراقب باشیم ، حتی جنین نیز در داخل بدن مادر می تواند به نوعی روماتیسم مبتلا شود . از آن زمان به بعد روماتیسم همیشه وجود دارد و انواع مختلفی نیز دارد . نکته ی مهم در مورد روماتیسم این است که تصورات غلط خود را کنار بگذاریم و بدانیم که روماتیسم معمولاً به راحتی قابل کنترل است . با داروهای مختلفی که وجود دارد کمتر مریضی ما داریم که از لحاظ کنترل بیماری دچار اشکال شود . یک نکته ی مهم در خصوص بسیاری از بیماری های روماتیسمی این است که خیلی از اینها مزمن هستند و ممکن است سالیان سال ادامه پیدا کنند . خیلی از مریض ها به ما مراجعه می کنند و می گویند الان ما خوب هستیم و مشکلی نداریم پس چرا باید دارو بخوریم ؟ در عین حالی که افراد ممکن است خیلی خوب باشند، اما در بعضی از انواع روماتیسم درمان خیلی خیلی طولانی مدت است. به این دلیل که علائم بیماری باز نگردد و اگر باز گردد ممکن است کنترل آن خیلی مشکل باشد و یا با عوارض خطیری مریض مراجعه کند . بعضی از روماتیسم ها با یک داروی کوتاه مدت کنترل می شوند شاید خیلی هم شایع نباشند. ولی عمده مورد هایی که در حیطه ی کاری ما می آید روماتیسم های مزمن هستند و درمان های طولانی مدت را طلب می کنند . آن چیزی که افراد مبتلا به روماتیسم با آن مواجه هستند درد ، تورم و التهاب است که علائم مشخصه ی آن نیز است . آیا در آن انواعی که شما اشاره کردید بیماری های دیگری هم است که با علائم دیگری خود را نشان دهد ؟ بروز بیماری های روماتیسمی بسیار متنوع است . مهمترین و شاخص ترین آن درگیری مفصل و دردهای مفصلی است . دردهای مفصلی این افراد فرم خاصی است که منجر به درد، تورم، با قرمزی یا بدون آن در روی مفصل می شوند . از مشخصات نفیس بیماری های روماتیسمی این است که با استراحت بدتر می شوند و با فعالیت بهتر می شوند . غالب بیماران از یک سفتی های صبحگاهی در مفاصل خود شکایت دارند . یعنی صبح ها که بیدار می شوند مفصل های آنها سفت و دردناک است بعد که فعالیت می کنند بهتر می شوند . این مسئله برخلاف بیماری های مکانیکال و مکانیکی مانند آرتوروزاست که درد آن با استراحت بهتر می شود و با فعالیت بدتر می شود. نکته ی مهم این است که خیلی از مواقع این بیماری ها با هم اشتباه می شوند. ما مریض های متعددی داریم که روماتیسم مفصل دارند اما آرتوروز زانو درمان می شوند و این مسئله صدمات جبران ناپذیری به مفصل می زند، چرا که اگر روماتیسم کنترل نشود در بسیاری از موارد مفصل را خراب می کند . یا انواع خاصی از روماتیسم های ستون فقرات داریم که اگر درست درمان نشوند می توانند منجر به چسبندگی ستون مهره شوند . موارد متعددی را می بینیم که ممکن است بیماری های روماتیسمی سالها با تشخیص دیسک تحت درمان باشند و اشتباه شوند . اما به این نکته دقت کنید که بیماری هایی مانند دیسک و آرتوروز با فعالیت مشکلات آنها بروز پیدا می کند و با استراحت کلاً بهتر می شوند. اگر فرد دردی در طی شب دارد یا صبح ها که بیدار می شود از سفتی مفاصل شکایت دارد، باید بداند که ممکن است مبتلا به بیماری روماتیسمی باشد اما درگیری ها و بیماری های روماتیسم فقط در حد مفصل نیست ، می تواند خیلی فراتر باشد و بقول معروف می گویند سیستمیک یا گسترده در داخل بدن است . روماتیسم می تواند عوارضی در قلب ایجاد کند یا بعضی از انواع آن در کلیه ، در دستگاه گوارش ، در مغز ، درچشم و نقاط مختلف بدن نفوذ داشته باشد . حتی امکان دارد اولین بروز بیماری های روماتیسمی از این ارگانها باشد و ما پزشکان را نیز دچار دردسر های تشخیصی کند . به عنوان مثال از پوست شروع شود و بعداً درگیری های مفصلی در طول زمان ظاهر شود . پس روماتیسم خیلی ارگان های مختلف را می تواند گرفتار کند ، بعضاً روماتیسم ها خطرناک هستند و نیاز به درمان ها و پیگیری های طولانی مدت دارند . درمان زودرس پیش آگهی این بیماری ها را خیلی خیلی بهتر خواهد کرد .
سوال - چه عواملی زمینه ساز بروز این بیماری است ؟
پاسخ - بیماری روماتیسم سالیان سال است که وجود دارد و حتی در مومیایی ها انواع روماتیسم در ستون مهره ها دیده شده است . ولی رشته ی روماتولوژی یک رشته ی نوینی است که به سرعت راه ترقی را طی می کند و درمان های خیلی جدیدی بوجود می آید . حتی در کشور ما تا پانزده سال پیش تعداد روماتولوژیست ها بیشتر از ده نفر نبود اما خوشبختانه الان به بیش از 150 تا در کشور افزایش پیدا کرده است و تقریباً همه ی شهرهای بزرگ دارای روماتولوژیست هستند . اما چرا روماتیست بوجود می آید ؟ در غالب روماتیسم ها یک زمینه ی ژنتیکی مناسب وجود دارد که در این زمینه ی ژنتیکی مناسب روماتیسم بروز پیدا می کند . حالا بسیاری از این زمینه های ژنتیک مشخص شده که ما در بعضی از بیماران حتماً لازم نیست که چک کنیم و ببینیم که این ژن را دارند یاخیر ؟ ولی در بعضی از بیماران چک می کنیم چرا که اهمیت پیش آگهی هم برای ما دارد . یعنی اگر این ژن خاص در بدن فرد وجود داشته باشد این روماتیسم براساس نوع آن بدتر یا راحت تر می شود . این ژن ها مشخص است و حتی افراد سالم نیز امکان دارد بعضی از انواع این ژن را داشته باشند و خطر ابتلا به روماتیسم بالاتر باشد. اما لازم نیست همه ی افراد جامعه این ژن ها در درون خود اندازه گیری کنند که احتمال خطر بروز روماتیسم در بدن آنها بالا است یا خیر . همه ی افراد جامعه اقدامات پیشگیری کننده برای مشکلات روماتولوژی باید به عمل بیاورند که در انتهای بحث به آن خواهیم رسید . اما فقط زمینه ی ژنتیک مناسب کافی نیست، در بستگان خیلی از افراد امکان دارد بیماری لوپوس ، بیماری پسوریازیس یا بیماری روماتیسم ستون فقرات وجود داشته باشد اما همه ی افراد فامین به آن دچار نمی شوند . حتی قوی ترین همراهی امکان دارد بیش از ده تا بیست درصد در بستگان نباشد . در نتیجه به نظر می رسد که عوامل دیگری هم دخیل هستند شاید مهمترین عواملی که بتوان نام برد ، عوامل محیطی باشد . از مهمترین عوامل محیطی که شاید حتی اگر ما زمینه ی ژنتیکی نیز داشته باشیم و بتوانیم آن عامل محیطی را کنترل کنیم مبتلا به روماتیسم نشویم عفونت ها هستند. امروزه رابطه ی بسیاری از انواع عفونت ها با روماتیسم مشخص شده است . از دیرباز تصور غلطی که مردم دارند که فقط گلو درد است و بعد روماتیسم بوجود می آید، یکی از همان انواع روماتیسم ، روماتیسم ثانویه به گلو درد بود . چیزی که به نام تب روماتیسمی مردم می شناسند ولی فقط عفونت های گلو نیست و تب روماتیسمی تنها نوع روماتیسم در بدن انسان نیست . ما انواع روماتیسم داریم که غالب آنها از دستگاه گوارش سرچشمه می گیرند . عفونت های مختلف دستگاه گوارش می توانند آسیب هایی در روی مخاط بوجود بیاورند . میکروب وارد بدن شود و تغییراتی درسیستم ایمنی بدن بوجود بیاورد که در آن زمینه ی ژنتیکی مناسب منجر به بروز روماتیسم شود . این پیغام را همین الان برای پیشگیری از روماتیسم می توانیم بگوییم که در مورد غذاهایی که می خورید خیلی مراقب باشید . همه ی افراد جامعه باید مراقب باشند که غذای آلوده نخورند . چیزهایی مانند چغاله بادام و زغال اخته و چیزهایی که به صورت بهداشتی درست نمی شود ، آنهایی که بهداشتی است ایرادی ندارد، ولی آنهایی که به صورت بهداشتی درست نمی شود برای همه بد است. خصوصاً برای مشکلات روماتیسمی که امکان دارد در پی یک عفونت گوارشی بروز پیدا کند و دائم فرد را اذیت کند . عفونت هایی در سینوس ها نوع خاصی از روماتیسم را بوجود می آورد . عفونت هایی در ریه ، در سیستم ادراری نوع خاصی از روماتیسم را بوجود می آورد . پس عفونت ها یکی از عوامل زمینه ساز بیماری های روماتیسمی هستند . دومین چیزی که ما می توانیم نام ببریم مواد شیمیایی و بعضی از انواع داروها هستند . بعضی از انواع دارو ها نوع خاصی از روماتیسم را دارند مثلاً چیزی که امروزه استفاده می شود داروهای چربی است . داروهای چربی می تواند دردهای عضلانی و تورم های مفصلی بوجود بیاورند . یا نوع خاصی ازداروها که حدود هفت یا هشت نوع هستند منجر به نوع خاصی از روماتیسم به نام شبه لوپوس می شوند . همه ی اینها دست به دست هم می دهد و ممکن است فرد را مبتلا به روماتیسم کند . یک نمونه ی خیلی مشهور بیماری های روماتیسمی با توکسین و سموم چیزی است که در 1982 در اسپانیا اتفاق افتاد و بیش از بیست هزار نفر از مردم به دنبال خوردن نوعی روغن آلوده دچار مشکلات روماتیسمی خیلی بد در داخل بدن خود شدند . به طوری که پوست آنها سفت شده بود و عوارض ریوی پیدا کرده بودند . یا بعضی از انواع بیماری های روماتیسمی مانند لوپوس خیلی با نور آفتاب بد می شود، نه اینکه هر روماتیسمی با نور آفتاب بد شود بلکه آن نوع خاص بدتر می شود . نوع خاصی از روماتیسم که نوعی بیماری پوستی است که در بیست درصد موارد درگیری مفصلی ایجاد می کند به دنبال ضربه و استرس بوجود می آید . خصوصاً اینجا بگویم واقعاً استرس در این نوع خاص روماتیسم خیلی نقش شعله ور کننده دارد و مانند بنزینی بر روی آتش است . خیلی از مریض هایی که نوعی خاص از رماتیسم را دارند می دانند که با استرس مواد خاصی در بدن ترشح می شود که اینها می توانند منجر به شعله ور شدن روماتیسم شوند . پس توصیه ی ما به همه ی افراد جامعه و منجمله افرادی که مبتلا به بیماری های روماتیسمی هستند این است که استرس نداشته باشند و از آن پرهیز کنند . پس همه ی عوامل دست به دست هم می دهد و در یک زمینه ی ژنتیکی مناسب فرد را مبتلا به روماتیسم می کند .
سوال – من حدود چند سالی است که دچار درد مفاصل هستم یعنی بیشتر زمانی که با آب سر و کار دارم به این درد دچار می شوم . هم زمان با مفاصل ، پهلو های من نیز درد می گیرد . چند سال پیش به دکتر روماتولوژی که مراجعه کردم بدون اینکه آزمایشی بدهند گفتند که شما دچار روماتیسم عضلانی هستید . بعد از آن من یک مدت دارو مصرف کردم و بهتر شدم اما دیگر ادامه ندادم ولی الان نیز به این دردها دچار می شوم . حالا می خواستم ببنیم نیاز به بررسی دارد روماتیسمی که گفته اند یا خیر ؟ من سی و شش سال دارم و صبح ها که بیدار می شوم خسته هستم و دست های من گزگز می کند .راهنمایی بفرمایید .
پاسخ- ایشان مبتلا به بیماری خاصی هستند که نوع خاصی از بیماری های روماتیسمی است ولی آن طوری که مفصل ها را متورم کند نیست . یک بیماری خاصی است که مشخصه ی آن دردهای پراکنده ، خستگی و کوفتگی است . خوابی که ایشان را شاداب نمی کند . دردهایی که یک روز در یک نقطه و روز دیگر در نقطه ای دیگر است . با اعصاب و سرما بدتر می شوند و سالیان سال ممکن است ادامه پیدا کنند . خیلی مهم است که این افراد زود مراجعه کنند برای اینکه هر چقدر در بدن آنها مستقر شود ، بیرون رفتن آن خیلی مشکل می شود و جزء فیزیولوژی بدن می شود . این بیماری با فرد کاری ندارد ولی توان جسمانی او را خیلی کاهش می دهد و قدرت بدنی را نصف می کند . البته نه اینکه ضعف عضلانی ایجاد کند ولی فرد خسته و بی رمق است دوست دارد بنشیند یا بخوابد . یعنی آن چیزهایی که فرد را تنبل می کند وجود دارد ولی مفصل خراب نمی کند و مشکل خاصی ایجاد نمی کند . بخاطر این مواد خاص که در بدن اختلال بوجود می آید منجر به گزگز دست ، سردرد های میگرنی ، پریود دردناک ( چرا که نود درصد در خانم ها دیده می شود ) و پولیت روده می شود . این را نمی توان نوع خاصی از بیماری های روماتیسمی دانست اما نوع خاصی از بیماری ها است که در حیطه ی کار روماتولوژیست ها قرار دارد و هرچه زودتر مراجعه کنند کنترل آن خیلی راحت تر است. اینکه افراد فکر کنند که شرایط زندگی در محیط های مرطوب یا سرو کار داشتن با مشاغلی که در آب است مانند افراد برنج کار و غیره منجر به روماتیسم می شود باور درستی نیست . البته می توان این را گفت که در خانم ها مشکلات عضلانی و اسکلتی خیلی شایع است . چه آرتوروز و چه بعضی از انواع روماتیسم در خانم ها بیشتر دیده می شود . اما اینکه آب مسبب روماتیسم باشد کاملاً تصوری غلط است . خیلی از مریض ها به ما مراجعه می کنند و می گویند که ما که در محیط مرطوب نبوده ایم که روماتیسم گرفته ایم ! نه روماتیسم مربوط به مکان های مرطوب نیست اما در نقاط مرطوب چه اتفاقی می افتد ؟ ما باید بدانیم که رطوبت یک مقدار آستانه ی درد را پایین می آورد . یعنی مشکلات دردناکی که در داخل مفصل وجود دارد بیشتر بروز پیدا می کند . سرما نیز در بعضی از افراد اینگونه است . خیلی از افراد که دچار آرتوروز هستند هیچ اتفاق نمی افتد ولی کافی است که زانویی که دچار آرتوروز است را مقابل کولر گازی قرار دهد یا کمری که درد می کند را مقابل کولر گازی قرار دهند می بینند که درد آنها بیشتر می شود . کاری به درد مفصل ندارد و آرتوروز و دیسک را بدتر نمی کند یا بیرون نمی زند بلکه آستانه ی درد را پایین می آورد و فرد بیشتر درد را احساس می کند . این اتفاق در خصوص استرس نیز بروز می کند ، افرادی که استرسی هستند یا مضطرب هستند درد را خیلی بیشتر حس می کنند . در نتیجه مشکلات اسکلتی و عضلانی هر چقدر هم که خفیف باشد بروز آن خیلی بیشتر می شود . به عنوان مثال مشکلی مانند آرتوروز در خانم و آقایان هردو دیده می شود هرچند که در خانم ها بیشتر است اما در خانم ها خیلی دردهای ناشی از آرتوروز در یک اندازه عکس برداری نسبت به آقاین بیشتر است . یعنی یک آقا ویک خانم عکس می گیرند هردو به یک اندازه آرتوروز دارند اما در خانم به مراتب درد بیشتر است بخاطر روحیات ، عواطف و اضطراب های بیشتری که خانم ها دارند . در نتیجه می بینیم که این عوامل مانند سرما ، رطوبت و استرس آستانه ی درد را پایین می آورد و درد بیشتر حس می شود . ولی اینکه در مناطق مرطوب روماتیسم بیشتر دیده می شود کاملاً تصوری غلط است . البته بعضی از انواع روماتیسم در جاهای خاصی هستند، به عنوان مثال روماتیسمی به نام بهجت داریم که در نژاد ترک و در مناطقی که برروی جاده ی ابریشم بوده اند و در آن نواحی دیده می شود . یا تب مالت که یک نوع بیماری عفونی است و منجر به تورم مفاصل می شود نیز در نواحی خاصی که تب مالت شایع است دیده می شود . بطور کلی اینکه فکر کنیم رطوبت منجر به روماتیسم می شود تصوری است غلط اما این را می توانیم اصلاح کنیم که رطوبت می تواند دردهای مفصلی را بیشتر نشان دهد . این باور که روماتیسم زمینه ساز بیماری های قلبی می شود به آن زمانی برمی گردد که مردم ماتیسم را فقط تب روماتیسمی می دانستند . در زمان های قدیم ، که البته خوشبختانه امروز در کشور بدنبال درمان های زودتر آنژین چرکی بسیار کم شده ، یک نوع عفونت گلو بود که منجر به تورم مفاصل ، درگیری های قلبی و درگیری های پوستی می شد که خیلی هم وحشتناک بود . درگیری های قلبی اینها غالباً پیشرفت می کرد و منجر به نارسایی قلبی و زندگی خیلی بد می شد که اکثراً با توجه به اینکه در آن زمان تعویض دریچه ی قلب نبود ، مریض را از پا می انداخت. البته امروزه با توجه به اینکه تعویض دریچه ی قلب وجود دارد اینکار انجام می شود . ولی خوشبختانه امروز دیده شده که اگر شما تا هفت روز بعد از بروز آنژین چرکی نیز آن را بصورت اصولی درمان کنید ، این بیماری دیگر بوجود نمی آید و آمار آن نیز خیلی کم شده است . تا ده سال پیش نیز دیده می شد اما به جرأت می توان گفت که این آمار به شدت کم شده است و خیلی به ندرت در بیماران تب روماتیسمی دیده می شود . روماتیسم همراهی زیادی با درگیری های قلبی داشت و مردم تقریباً آن را مشابه درگیری های قلبی می دانستند ولی این یکی از انواع روماتیسم است که امروزه می توان گفت در حال ریشه کن شدن است . ولی بسیاری از روماتیسم ها هستند که با اینکه ممکن است درگیری های قلبی نیز در آنها دیده شود، خیلی خیلی اعداد آن پایین است . می توانیم بگوییم روماتیسم هایی که الان هستند عمدتاً درگیری آنها با مفصل است البته اعضاء دیگر مانند قلب را می گیرد ولی اینکه تصور کنیم که من روماتیسم دارم پس درگیری قلبی می گیرم کاملاً غلط است و خیلی خیلی کمتر از آن چیزی است که در گذشته در نوع خاصی از روماتیسم دیده می شد .
سوال – من یک خواهر بیست ساله دارم که بیماری سرع دارد و دو سال است که دچار بیماری روماتیسم شده است نوع بیماری ایشان لوپوس است و قرص هیدروکسی کروتین مصرف می کند ولی خوب نمی شود درد ایشان زیاد است و بصورت اورژانسی می شود . از ده سال پیش صورت ایشان جوش می زد نزد دکتر پوست می بردیم ولی خوب نمی شد . به علت ضربه ای که به انگشت دست او خورد و ما او را دکتر بردیم برای او آزمایش نوشت گفتند که بیماری لوپوس دارد . صبح ها که از خواب بیدار می شود دست های او درد می کند و مفصل های او ورم می کند . راهنمایی بفرمایید .
پاسخ – لوپوس یکی از انواع خیلی مهم روماتیسم است . چرا که این بیماران درمان دراز مدت می خواهند یعنی به اینصورت نیست که یک مریض لوپوس با دو یا سه هفته درمان خوب شود . حتی اگر بیمار خوب شود درمان او باید ادامه پیدا کند . البته خیلی از لوپوس ها ، لوپوس های پوستی هستند صحبت آنها از این جریان جدا است . ولی بعضی از لوپوس ها مانند این بیمار درگیری های ارگان های داخلی می دهند. به این مسئله باید توجه شود که لوپوس یک بیماری است که هرارگانی را ممکن است درگیر کند از نوک سر تا کف پا . در عین حالی که می تواند با درگیری های مغز و ریه و کلیه خیلی خطرناک باشد ، البته خیلی نیز قابل پیشگیری است . یعنی به راحتی ما می توانیم این بیماری را کنترل کنیم البته درمان نمی شود . بیماری کنترل می شود و فرد مثل یک آدم سالم می شود بدون اینکه هیچ تفاوتی با آدم سالم داشته باشد . فقط دو تفاوت دارد یکی اینکه خیلی مقابل نور آفتاب نباید برود، یعنی همان صحبتی که درخصوص نور آفتاب و روماتیسم گفتیم. و یکی اینکه باید به دکتر مراجعه کند و درمان هایی را انجام دهد تا مانند یک آدم سالم باقی بماند . این درمان ها بعد از یک مدتی ممکن است فقط دو قرص در هفته باشد که بیماری را ثابت نگاه دارد و عود نکند . اما اینکه تصور کنید که این بیماری کاملاً از بین می رود و از بدن بیرون می رود اینگونه نیست . حتماً شما به دکتر روماتولوژی مراجعه کنید چرا این یکی از بیماری های بسیار شایع و روزمره است . ما درمان های بسیار خوبی برای این نوع روماتیسم داریم و تقریباً در بسیاری از موارد حتی آنها که درگیری کلیوی و مغزی نیز پیدا کرده اند ، البته اگر در مراحل اولیه باشد و عارضه ی خاصی بجا نگذاشته باشد ، به راحتی کنترل می شود و مشکلی از لحاظ درمان ندارد . اما یک نکته را عرض کنم مشکل ما درخصوص لوپوس مشکل کنترل مریضی نیست ، مشکل همکاری مریض است و تصورات غلطی که مردم از داروها دارند . مثلا این داروی هیدروکسی کلروکین که می خورند زمانی که نزد بعضی از دکترها که در این زمینه وارد نیستند می روند می گویند که این دارو چشم شما را کور می کند و این مشکلات را ایجاد می کند . مطمئن باشید افرادی که در زمینه ی روماتولوژی کار می کنند حتماً از افراد عامی و دکترهایی که در سال دو مورد از این بیماری ها را می بینند ، خیلی بهتر بلد هستند و حتماً اقدامات لازم را بعمل می آورند . داروی هیدروکسی کلروکین دارویی است که برای تمامی بیماران لوپوس باید تجویز شود. یا مثلاً در مورد پردنیزولون که از ترکیبات کورتون دار است ، مریض نزد همسایه ی خود می رود به او می گوید این دارو استخوان های تو را پوک می کند و چشم تو را نیز کور می کند این را نخور. همینجا است که روماتیسم وحشی می شود ، از کنترل خارج می شود و آن موقع تازه مشکلات شروع می شود . مطمئن باشید پزشکانی که در این حیطه کار می کنند به تمام عوارض داروهای شما را ده ها بار بیشتر از کسی که در این زمینه کار نمی کند آگاهی دارند و شما باید حتماً به پزشک خود اطمینان و اعتماد کنید که بتوانید از درمان منحرف نشوید . لوپوس به راحتی قابل کنترل است و مطمئن باشید که خواهر شما درمان خوبی دریافت کرده است و بعضی اوقات داروهای دیگر هم نیاز دارد و همان پزشک روماتولوژی ادامه ی درمان ایشان را خواهد داد .
سوال – شوهر من از سن بیست و پنج و سی سالگی دچار کمردرد شدید شد و بعد از ده یا پانزده سال تشخیص دادند که بیماری روماتیسم دارد . مادر ایشان ، خواهرها و خاله ی ایشان همگی دچار این بیماری هستند البته نه این نوع بیماری بلکه هر یک نوعی بیماری روماتیسم دارند . الان من نگران فرزندان خود هستم چقدر احتمال دارد که آنها دچار این بیماری شوند ؟ آیا تغذیه تأثیری در پیشگیری دارد یا خیر ؟ شوهر من با اینکه دارو مصرف می کند ولی مرتب در مفاصل و لگن خود احساس درد می کند یعنی با مشکل راه می رود . الان هم چهل و پنج سال دارد . ضمناً آیا داروی جدید تری برای این بیماری در بازار وجود دارد که تأثیر بیشتری داشته باشد ؟
پاسخ - همان صحبتی که در ابتدای برنامه کردم ، بعضی از بیماران روماتیسمی امکان دارد تا ده یا پانزده سال با دیسک کمر اشتباه شوند. ولی اگر شما همین آگاهی را داشته باشید که دردهای این بیماران صبح ها که از خواب بیدار می شوند بد تر است و با فعالیت بهتر می شود ، این مسئله درست خلاف دیسک است در نتیجه اگر همان اوایل درمان می شد خیلی بهتر بود . روماتیسم ستون فقرات یا AS یک روماتیسمی است که عمدتاً ستون فقرات را درگیر می کند . در خانم ها خیلی موذی است و به دلایل بروز غیر عادی تشخیص آن خیلی مشکل است. نفوذ این بیماری بسیار قوی است و حتماً در بستگان درجاتی از بیماری دیده می شود . در خانم ها خیلی موذی است و با روماتیسم های دیگر اشتباه می شود . من فکر می کنم که مشکلات دیگری که در بستگان شوهر شما وجود دارد احتمالاً همین AS است ولی با نمود های غیر عادی . اما مهم این است که AS در مراحل اولیه درمان شود چرا که یک بیماری است که ستون مهره ها را مانند سیمان می گیرد و سفت می کند. و زمانی که مانند سیمان به هم سفت کرد تقریباً کار زیادی برای این بیماران نمی توان انجام داد. با داروهایی که داده می شود جلوی پیشرفت را می توان گرفت ولی زمانی که سفت شد و مشکل پیدا کرد کار زیادی نمی توان کرد . برای همین توصیه می کنیم که بیماران به پزشکانی که در این زمینه کار می کنند مراجعه کنند و درمان شوند . اینکه درمان بهتری برای این بیماری داریم یا خیر ؟ بله ما امروزه درمان های خیلی خوبی در بسیاری از بیماری های روماتولوژی داریم که به اینها درمان های بیولوژیک می گویند . درمان های بیولوژیک خیلی گران است و هزینه ی آن ماهی یک و نیم میلیون تومان است که متأسفانه بیمه های کشور ما این درمان را ساپورت نمی کنند و قبول نمی کنند که این کارغلطی است . اینجا باید از سازمان های بیمه گر اشکال گرفت که در تمامی کشور های دنیا بیمه ها این بیماری را ساپورت می کنند چرا که این بیماری ها مزمن هستند و کمتر از سرطان نیستند . ما الان دارویی داریم که هم برای سرطان مصرف می شود و هم برای روماتیسم و برای بیماری های روماتیسمی که خیلی قابل علاج تر از سرطان هستند باید بیمه درنظر گرفته شود . بیماران روماتیسمی قبل از اینکه مریض علیل شود و سالیان سال بیمه مجبور شود که از کار افتادگی به او بدهد در همان مراحل اولیه باید تحت پوشش بیمه باشد . البته من قبول دارم اینها داروهای گرانی است البته الان خوشبختانه بعضی از بیمه ها مانند بیمه ارتش و بعضی از بیمه های خصوصی قبول کرده اند. ولی آن بیمه هایی که اغلب مردم ما هستند مانند تأمین اجتماعی و خدمات درمانی اینها را قبول ندارند و درمان های آن را ساپورت نمی کنند . البته متأسفانه اینگونه درمان ها با اینکه خیلی در موارد محدودی استفاده می کنیم ولی واقعاً همان موارد محدود را نیز به زندگی نزدیک به طبیعی باز می گرداند و کنترل می کند . داروهایی که به ایشان داده شده داروهای بدی نیست ولی اگر تا این مرحله بیماری کنترل نشده ودرد های ایشان زیاد است ، یا خیلی مهره ها بهم چسبیده شده که در این مرحله دیگر داروها کارساز نیستند و یا جزو آن گروه هایی هستند که داروهای بیولوژیک ممکن است که روی آنها اثر کند .
سوال – من چهل و هفت سال دارم و سالها است که درگیر دردهایی مانند درد پاشنه ی پا هستم . گاهی اوقات آنقدر این درد شدید است که روی پنجه ی پای خود هم نمی توانم راه بروم . دردهای استخوان دارم ، درد آرنج من خیلی شدید است، از داخل که دست خم می شود به شدت درد می کند . درد لگن دارم ، انگشتان پا و زانوی من خیلی درد می کند . صبح ها که بیدار می شوم انگشتان دست من بسته است و طول می کشد تا بتوانم آنها را بازکنم . من آزمایش داده ام و به من گفته اند که آرتوروز ندارم می خواهم بدانم آیا می توان این دردها را به روماتیسم ربط داد ؟ همه ی دردهای من خصوصاً درد پاشنه اول صبح زیاد است و زمانی که راه می روم بهتر می شود . خستگی و کوفتگی دارم دست های من گزگز می کند و سردرد نیز دارم .
پاسخ – علائمی که ایشان دارد شبه فیبرو میالژیا است . اما فیبرو میالژیا فقط این نیست بعضی اوقات بیماری های روماتیسمی ، کم کاری تیروئید و کمبود آهن یک سری علائمی را شبیه فیبرومیالژی بوجود می آورد . علائمی که ایشان دارند شبیه فیبرومیالژی است اما یک سری نکاتی دارد ، دردهایی که در بند انگشت ها است و یا درد پاشنه در فیبرومیالژی کمتر دیده می شود . البته خیلی از مردم جامعه خار پاشنه دارند و ممکن است این درد شروع خار پاشنه باشد . ولی ایشان باید حتماً از شروع بعضی از انواع روماتیسم مانند روماتیسم های ستون فقرات که در خانم ها خیلی موذی است و تشخیص آن تا سالها طول می کشد باید بررسی شوند . علائم شما شبه فیبرومیالژی است اما اینکه واقعاً روماتیسم، کم کاری تیروئید یا بیماری دیگری دارید نیاز به بررسی و معاینه و آزمایش است که باید به پزشکانی که در این زمینه کار می کنند مراجعه کنید .
سوال – درباره ی پیشگیری و کنترل و درمان بیماری توضیح بدهید .
پاسخ - برای پیشگیری از روماتیسم همین بحث هایی که گفتیم باید به عمل بیاید . افراد استرس کم داشته باشند ، مراقب عفونت ها باشند ما این توصیه ها را به همه ی افراد جامعه می کنیم . اما آن چیزی که بخصوص به رماتیسیمی ها می توانیم بگوییم مصرف بیشتر ماهی است که امروزه بسیاری از متخصصین تغذیه توصیه می کنند . ماهی حاوی یک ماده ای است به نام امگا 3 بخصوص ماهی هایی مانند قزل آلا و ماهی آزاد که اینها غنی از امگا 3 هستند . البته این ماده در جاهای دیگر مانند غلات نیز ممکن است باشد و مرغ هایی الان آمده که این ماده را دارد، همینطور شیرهایی نیزاست که امگا3 دارد. امگا 3 علاوه بر اینکه خاصیت ضد پیری ، سکته ، سرطان و بیماری های دیگر دارد ، یکی از فوائد آن نیز این است که بروز انواع روماتیسم را به تأخیر می اندازد وحتی برای درمان برخی از فرم های خفیف روماتیسم بکار برده می شود . توصیه ی همه ی متخصصین تغذیه است که سعی کنیم در رژیم غذایی خود ماهی را جا دهیم، بخصوص کسانی که ژن های روماتیسم دارند و یا نگران روماتیسم هستند . حداقل دو تا سه وعده در هفته باید ماهی بخوریم . در بعضی از انواع روماتیسمی دیده شده که حساسیت به نوعی رژیم غذایی وجود دارد ، مثلا ً یک نوع بیماری روماتیسم با غلات علائم آن شروع می شود یعنی به دنبال خوردن غلات مفاصل متورم می شود و فرد اذیت می شود . اگر افراد یک چنین شرایطی دارند همان ماده را اگر از رژیم غذایی خود حذف کنند هم پیشگیری می شود و هم درمان است . سطح ویتامین D بدن باید طبیعی باشد، من هرجایی می روم این ویتامین را توصیه می کنم چرا که 50 تا 60% مردم جامعه ی ما کمبود این ویتامین را دارند . این کمبود زمینه ساز بیماری هایی مانند سرطان ، سکته ، ام اس ، پارکینسون ، انواع روماتیسم ، آرتوروز ، پوکی استخوان ، نرمی استخوان و بیماری های دیگر می شود. چیزی است که اگر آن را در بدن کنترل کنیم این قدر از بیماری ها را کم کرده ایم. کمبود این ویتامین با برخی از انواع روماتیسم نسبت دارد و می تواند باعث بروز آن شود


 
 
تعریف روماتیسم چیست
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
 

 

مواظب مفصل‌هایتان باشید

بسیاری از مردم کم و بیش با بیماری روماتیسم مفصلی آشنا هستند و از آن هراس دارند؛ زیرا این بیماری بر جنبه‌های زیادی از زندگی افراد مبتلا به آن تاثیر گذاشته و طیفی از ناتوانی‌های جسمی و روانی برای آنان به بار می‌آورد.

دکتر نسرین مقیمی، فوق تخصص روماتولوژی دراین‌باره به جام‌جم می‌گوید: آرتریت روماتوئید یا روماتیسم مفصلی یک بیماری سیستمیک و مزمن است که سبب درگیری مفاصل و بروز سفتی، درد و تورم در آنها می‌شود. در این بیماری، بدن موادی علیه سلول‌های خود تولید می‌کند که موجب التهاب و تخریب آنها می‌شود.

روماتیسم مفصلی معمولا بیش از یک مفصل را درگیر کرده و اگر یک زانو یا دست مبتلا به آن شود، سایر مفاصل نیز ممکن است به صورت دوطرفه و پیش‌رونده گرفتار شوند.

عللهرچند که علت اصلی روماتیسم مفصلی هنوز به طور کامل مشخص نیست؛ اما دکتر مقیمی معتقد است؛ علل ژنتیکی، ویروس‌ها، هورمون‌ها، استرس عاطفی ـ که می‌تواند باعث تشدید بیماری شود ـ و همچنین برخی علل ناشناخته می‌توانند فرد را مستعد ابتلا به روماتیسم مفصلی کنند. وی سن شروع این بیماری را دوران میانسالی و بخصوص دهه‌های سوم تا پنجم می‌داند و می‌افزاید: شیوع روماتیسم در جهان حدود یک درصد بوده و در زنان 3 برابر بیشتر از مردان شایع است.
نشانه‌هابیماری شروع آهسته یا ناگهانی دارد و با علائم درد، تورم، گرمی، محدودیت حرکت و خشکی صبحگاهی مفاصل همراه است؛ درد مفاصل با استراحت و بی‌حرکتی تشدید شده و به مرور زمان طی روز و با کار کردن و فعالیت آرام تسکین پیدا می‌کنند.


این فوق‌تخصص روماتولوژی می‌گوید: التهاب به مرور زمان باعث تخریب غضروف مفصلی و ساییدگی استخوان و به دنبال آن تغییر شکل مفصل می‌شود؛ بیشتر مفاصل‌ بین‌ بندی انگشتان و مفاصل کف دست‌، مچ‌ دست‌، آرنج‌، پا، مچ‌ پا و گاهی اوقات مهره‌های گردنی نیز درگیر می‌شوند.

وی می‌افزاید: بیماران ممکن است علائم خارج مفصلی (سیستمیک) مانند تب، ضعف، خستگی زودرس، بی‌اشتهایی و کاهش وزن و برآمدگی‌های‌ زیر پوست‌ به نام ندول یا گره‌های روماتوئید داشته باشند. گاهی درگیری عروق و اعصاب پوست یا سایر اعضای بدن مثل کلیه، ریه، طحال، کبد و... و درگیری چشمی و خونی نیز دیده می‌شود.

عوارضبا توجه به این‌که علت اصلی روماتیسم مفصلی ناشناخته بوده یا به دلایل ژنتیکی بروز می‌کند، این بیماری قابل پیشگیری نیست. این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان، معلولیت عمومی بدن، پوکی استخوان، عوارض مفصلی و عضلانی، اختلالات چشمی و قلبی، اختلالات شدید مهره‌های گردنی، عوارض روحی و روانی و کم‌خونی را از عوارض شایع بیماری روماتیسم مفصلی می‌داند.

وی می‌افزاید: وارد ساختن فشار بیش از حد به مفصل می‌تواند باعث افزایش تورم یا آسیب مفصل شده و با تحریک انتهای اعصاب باعث ایجاد درد ‌شود.
درمانمنظور از درمان در این بیماری کاهش درد و تورم، کاهش یا توقف روند تخریب مفاصل و در مجموع بهتر کردن کیفیت زندگی فرد است. این استادیار دانشگاه می‌گوید: روش‌های درمانی مورد استفاده در بیماری روماتیسم شامل تغییر در روش زندگی، استفاده از داروها، جراحی، روش‌های درمانی جایگزین یا تکمیلی نظیر فیزیوتراپی، کاردرمانی، وسایل کمک‌کننده به مفصل و وسایل کمک حرکتی می‌باشند.


این پزشک متخصص درخصوص داروهای مورد استفاده برای درمان این بیماری نیز می‌گوید: داروهای ضدالتهابی مانند انواع کورتون‌ها، داروهای سرکوب‌کننده سیستم ایمنی و داروهای غیراستروئیدی برای درمان روماتیسم استفاده می‌شوند.

وی همچنین معتقد است؛ با توجه به این‌که این بیماری در اثر اختلال سیستم ایمنی ایجاد می‌شود و داروهای مصرف شده نیز سیستم ایمنی را ضعیف‌تر می‌کنند، افراد باید در مقابل بیماری‌های عفونی و ویروسی ایمن شوند.

توصیه‌هادکتر مقیمی در پایان با تاکید بر این‌که افراد مبتلا به روماتیسم باید به طور پیوسته مراقب مفاصل خود باشند، توصیه می‌کند: بیماران از انجام فعالیت‌های روزانه به صورت ناگهانی و در مدت کوتاه خودداری کنند، بایستی سعی شود به جای وارد کردن فشار به یک یا چند مفصل، آن را بین تعداد زیادتری مفاصل توزیع کرده و تا جای امکان از مفاصل بزرگ‌تر و قوی‌تر استفاده شود.

همچنین افراد مبتلا باید تقسیم مناسب فعالیت روزانه، ورزش منظم و اصولی و استراحت در بین فواصل کاری، ایجاد تعادل بین میزان فعالیت و استراحت، کاهش استرس‌های روانی و استفاده از یک رژیم غذایی سالم را رعایت کنند و از حمل اجسام سنگین در حالتی که بخصوص مچ خم می‌شود، خودداری کنند.

 
 
درد مفاصل.ارتریت.
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
 

نشانگان‌ تونل‌ مچ‌ دستی‌ عبارت‌ است‌ از یک‌ اختلال‌ مربوط‌ به‌ رشته‌های‌ عصبی‌ دست‌ که‌ باعث‌ درد و بی‌حسی‌ عمدتاً در شست‌ و 3 انگشت‌ اول‌ دست‌ می‌شود. در این‌ اختلال‌، عصب‌ میانی‌ و یا عصب‌ زند زیریین‌ در محل‌ عبور از مچ‌ دست‌ و نیز رگ‌های‌ خونی‌ و تاندون‌های دست‌ دچار مشکل‌ می‌شوند.
علایم‌ شایع‌
گزگز یا بی‌حسی‌ در قسمتی‌ از دست‌
دردهای‌ تند و تیزی‌ که‌ از مچ‌ دست‌ به‌ سمت‌ بازو تیر می‌کشند، به‌ خصوص‌ در شب‌
احساس‌ سوزش‌ در انگشتان‌
خشکی‌ صبحگاهی‌ یا گرفتگی‌ عضلات‌ دست‌
ضعف‌ شست‌
افتادن‌ اشیاء از دست‌ به‌ طور مکرر
ناتوان‌ بودن‌ از مشت‌ کردن‌ دست‌
براق‌ و خشک‌ شدن‌ پوست‌ دست‌
علل‌
وارد آمدن‌ فشار روی‌ رشته‌های‌ عصبی‌ در مچ‌ دست‌ به‌ علت‌ متورم‌ یا ملتهب‌ شدن‌ بافت‌ یا تشکیل‌ جوشگاه‌:
التهاب‌ غلاف‌های‌ تاندونی‌، اغلب‌ به‌ دنبال‌ التهاب‌ مفصل‌
شکستگی‌ ساعد
رگ‌ به‌ رگ‌ شدن‌ یا در رفتگی‌ مچ‌ دست‌
عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر
فعالیت‌ نیازمند به‌ کارگیری‌ مرتب‌ دست‌ یا مچ‌ دست‌
آرتریت‌ روماتویید و نقرس‌
دیابت‌ شیرین‌ (مرض‌ قند)
کم‌کاری‌ تیرویید
کیست‌ گانگلیونی
یائسگی‌
بیمار رینود
حاملگی‌
پیشگیری‌
به‌ هنگام‌ فعالیت‌ مرتب‌ با دست‌، حداقل‌ یک‌ بار در هر ساعت‌ به‌ دست‌ خود استراحت‌ بدهید.
در صورتی‌ که‌ کار شما احتیاج‌ به‌ استفاده‌ مرتب‌ از دست‌ دارد، از مچ‌ بند استفاده‌ کنید.
عواقب‌ مورد انتظار
گاهی‌ به‌ طور خود به‌ خودی‌ و گاهی‌ با جراحی‌ خوب‌ می‌شود. در صورتی‌ که‌ عضلات‌ دست‌ تحلیل‌ رفته‌ باشند یا رشته‌های‌ عصبی‌ دچار تغییراتی‌ شده‌ باشند، معمولاً نیاز به‌ جراحی‌ دارد.
عوارض‌ احتمالی‌
بی‌حسی‌ و کرختی‌ دایمی‌، و ضعیف‌ شدن‌ شست‌ یا سایر انگشتان‌ دست‌
فلج‌ دایمی‌ بعضی‌ از عضلات‌ دست‌ و انگشتان‌
درمان‌

اصول‌ کلی‌
- امکان‌ دارد بررسی‌های تشخیصی‌ شامل‌ موارد زیر باشند: بررسی‌ الکتروفیزی ولوژیک‌ رشته‌های‌ عصبی‌ (با ثبت‌ فعالیت‌ الکتریکی‌ عضلات‌) و عکس‌برداری‌ از دست‌ و مچ‌ دست‌
- در ابتدا معمولاً درمان‌ محافظه‌ کارانه‌ انجام‌ می‌گیرد.
- احساس‌ ناراحتی‌ و درد در دست‌ معمولاً با تکان‌ دادن‌ دست‌ یا آویزان‌ کردن‌ آن‌ بهتر می‌شود. اگر شب‌ با درد دست‌ از خواب‌ بلند شدید، دست‌ خود را کنار تخت‌ آویزان‌ کنید و آن‌ را مالش‌ یا تکان‌ دهید.
- امکان‌ دارد بستن‌ آتل‌ مخصوص‌ توصیه‌ شود.
- وقتی‌ پشت‌ رایانه‌ نشسته‌اید ارتفاع‌ میز، صفحه‌ کلید، و صندلی‌ را به‌ طور مناسب‌ تنظیم‌ کنید. هنگام‌ کار با رایانه‌، به‌ ازای‌ هر ساعت‌ کار، مقداری‌ به‌ خود استراحت‌ دهید.
- جراحی‌ با هدف‌ آزاد کردن‌ رشته‌های‌ عصبی‌ که‌ تحت‌ فشار هستند انجام‌ می‌گیرد. با جراحی‌، علاج‌ در 95% از بیماران‌ به‌ طور کامل‌ برطرف‌ می‌شود. این‌ عمل‌ جراحی‌ را می‌توان‌ بدون‌ بستری‌ کردن‌ در بیمارستان انجام‌ داد. محل‌ عمل‌ در عرض‌ دو هفته‌ التیام‌ می‌یابد.
داروها
داروهای‌ ضدالتهاب‌ برای‌ کاهش‌ التهاب‌
تزریق‌ کورتیزون‌ داخل‌ مچ‌ دست‌ برای‌ کاهش‌ التهاب‌
مصرف‌ ویتامین‌ ب‌6 (پیریدوکسین) ممکن‌ است‌ علایم‌ را کاهش‌ دهد؛ تنها در صورتی‌ از این‌ ویتامین‌ استفاده‌ کنید که‌ برای‌ مشکلتان‌ تجویز شده‌ باشد.
فعالیت‌
تا حدی‌ که‌ قدرت‌تان‌ اجازه‌ می‌دهد، فعالیت‌ خود را حفظ‌ کنید. در صورت‌ انجام‌ جراحی‌، دو هفته‌ فرصت‌ دهید تا محل‌ عمل‌ خوب‌ شود. امکان‌ دارد نرمش‌هایی برای‌ دست‌ توصیه‌ شود.
رژیم‌ غذایی‌
یک‌ رژیم‌ طبیعی‌ و متعادل‌ داشته‌ باشید.
در این‌ شرایط‌ به‌ پزشک‌ خود مراجعه‌ نمایید
اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ تان علایم‌ نشانگان‌ تونل‌ مچ‌ دستی‌ را دارید.
در صورتی‌ که‌ علایم‌ نشانگان‌ مچ‌ دستی‌ در عرض‌ 2 هفته‌ کاهش‌ نیابد.


 
 
خواص انواع عرقیات گیاهی
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
 

خنده زبان مشترک همه جهانیان است .
ـ خنده همراه با بازدم انجام می شود و این کار باعث میگردد گازکربنیک از خون خارج شده 
  و احساس خوبی ایجاد نماید .
ـ خنده قدرت یادگیری را افزایش می دهد .
ـ خنده به خاطر انبساط عروقی ،ترمیم بافتهای آسیب دیده را تسهیل می کند .
ـ خنده از بیمای های زخم معده و اثنی عشر جلوگیری می نماید .
ـ خنده دویدن بی حرکت نام گرفته است و لــــــذا افراد لاغر را چاق و افــراد چاق را لاغر   می کند .
ـ خنده برخلاف تصور عموم چروک صورت را از بین می برد و صورت را زیبا می سازد
ـ پنج دقیقه خنده از ته دل ، سبب پنج ساعت تسکین درد می شود .
ـ خنده در بروز ایده های نو و خلاق موثر است .
ـ خنده بهترین دارو برای معالجعه افسردگی است .
ـ خنده خون سالم تولید می کند .
ـ خنده به آزادسازی تنش و احساساتی که باعث افزایش استرس می شود ، کمک می کند .
نشانه آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است
                                    (حضرت رسول اکرم (ص))
بعد از سلامتی خنده بزرگترین نعمت خدا است 
                                           (حضرت علی (ع))

 

 

خواص انواع عرقیات گیاهی

*عرق نسترن (طبیعت معتدل )

مقوی قلب ، معده کبد ، طحال و اعصاب ، تقویت کننده لثه و عامل ازدیاد هوش

« به صورت شربت میل شود »

* عرق بیدمشک (طبیعت گرم )

مقوی قلب وا عصاب ، تقویت چشم ، آرام بخش ، تقویت قوای جنسی ، معالج سردردهای مزمن و دردهای عضلای  « به صورت شربت میل شود »

* عرق بهار نارنج ( طبیعت گرم )

مقوی قلب وا عصاب ، تقویت قوه باه، ضد تشنج ، سکسکه ، مسکن سردردهای مزمن ،تقویت معده ، تنگی نفس ، آرام بخش ، خواب آور « به صورت شربت میل شود »

* عرق نعناء ( طبیعت گرم )

مقوی معده ، اشتهاآور ، خوشبو کننده دهان ، ضد عفونی کننده ، عامل رقیق شـــدن خون ، رفع نفخ معده ، رفع سردی بدن ، سوء هاضمه ، تهوع ، دفع انگل ، ضد اسهال ، ضد دل پیچ ، بادشکن ، مسکن درد معده « بعد از غذا میل شود »

* گلاب ( طبیعت گرم )

تقوبت قلب و اعصاب معده ، کبد ، طحال و مغز ، تقویت کننده لثه و محکم کننده ریشه دندان ، لطافت پوست ، خوشبو کننده فضا « مورد مصرف آرایشی ، شیرینجات و شربت »

* عرق طارونه (طبیعت گرم )

مقوی قلب و اعصاب و اعضاء بدن ، آرامبخش ، معالج در دمفاصل و روماتیسم ، کمردرد ، پا درد ، تقویت موی سر « به صورت شربت میل شود »

* عرق اترج (طبیعت گرم )

مقوی معده و کبد ، خوشبو کننده دهان ، معالج درد دل و اسهال و تهوع ، رفع عطش و سکسکه ، تصفیه کننده خون ، ورم معده ، درد مفاصل « بعد از غذا میل شود »

*عرق شاطره (طبیعت گرم )

مقوی کبد ، طحال ، چشم و ریشه دندان ، اشتها آور ، مدر ، عفونتهای پوستی و خارش بدن ، معالــج صفرا و سودا،رفع حرارت بدن،تصفیه کننده خون،علاج سرماخوردگی و یرقان « قبل از غذا میل شود »

* عرق کاسنی (طبیعت خنک )

تصفیه کننده خون ، تب بر ، رفع فشار خون و صفرا ، معالج سرماخوردگی ، رفع عطش ، معالج یرقان ، حرارت و گرمی بدن و بیماریهای کبد و کلیه « قبل از غذا میل شود »

* عرق گاو زبان (طبیعت گرم )

مقوی اعصاب ، آرام بخش ، نشاط آور ، مسکن حول و ترس و وحشت ، معالج سردی بدن ، مفید جهت ورم کلیه و دستگاه گوارش « به صورت شربت میل شود »

* عرق کیالک (طبیعت سرد)

تصفیه کننده جریان خون ، تنظیم ضربان قلب ، تقویت کبد ، اشتهاآور، معالج سردرد ، صفرا و سودا، رفع ناراحتی های ریوی و حساسیتهای پوستی ، معالج یرقان « قبل از غذا میل شود »

* عرق برگ چنار (طبیعت خنک )

معالج تنگی نفس ، آسم ، آبریزش چشم ، بینی ، ضد سرفه ، ضد حساسیت و معالج ورمهای بدن ، ورم چشم ، چاق کننده « صبح و عصر میل شود »

*عرق بید و شاطره (طبیعت معتدل)

مسکن حرارت قلب و کبد ، تب بر، ضدسرفه و سینه درد ، معالج ذات الریه ، معالج اسهال خونـــی در کودکان « صبح و عصر میل شود »

*عرق یونجه (طبیعت گرم )

مقوی معده ، هضم کنده غذا ، اشتها آور ، مدر ، معالج رعشه ، سکته ، سردرد ، پایین آورنده قندخون ،

آرامبخش ، خواب آور  « شب میل شود »

*عرق بادر نجبوبه (طبیعت گرم )

آرامبخش ، خواب آور ، ضد درد ، مقوی مغز و اعصاب ، عامل ازدیاد هوش ، ضد روماتیسم ، ضد کم خونی ، بر طرف کننده کابوس و وحشت و ترس ، ضد میگرن و سردرد « شب میل شود »

* عرق گل بابونه (طبیعت گرم )

مقوی مغز و اعصاب ، چشم ، آرامبخش ، مولد شیر ، خواب آور ، مسکن سردرد ، رفع میگرن ، ضد سرفه و سینه درد، التیام بخش زخم معده ، ورم بیضه ، درد رحم و مثانه ، اشتها آور ، قاعده آور ، برطرف کننده آفت دهان « ظهر و شب میل شود »

* عرق میخک (طبیعت گرم )

مقوی اعصاب و بدن ، تقویت هوش ، مغز، چشم ، لثه و دندان ، محرک قوی جنسی ، جلوگیــــری از سکته و نزله ، مسکن درد دندان ، ضد اسهال ، ضد انگل ، ضد سرطان ، ضد نفخ « شب میل شود »

*عرق اسطو خدوس ـ سنبل طیب (طبیعت گرم )

مقوی اعصاب ، معالج درد مفاصـل ، مقوی مغز و قلب و هوش ، امراض سینه ، نزله ، تشنج ، آرامبخش « شب میل شود »

* عرق هل ـ دارچین (طبیعت گرم )

مقوی اعصاب و قوای فکری ، مقوی و محرک قوه جنسی ، معالج بوی بد دهان ، سردرد، آرامبخــــش « شب میل شود »

*عرق شوید (طبیعت گرم )

کم کننده چربی خون ، معالج در بیماریهای کلیوی و امراض رحم و مثانه ، افزایش شیر مادران ، مسکن درد معده ، رفع بند آمدن ادرار « قبل از غذا میل شود »

* عرق شنبلیله (طبیعت گرم )

کاهش دهنده کلسترول و قند خون ، فشار خون ، تقویت قوای جنسی ، ملین ، بادشکن ، جهت درمان بواسیر ، امراض رحم و مثانه ، درد مفاصل « قبل از غذا میل شود »

* عرق برگ گردو (طبیعت گرم )

آرامبخش اعصاب ، درمان ناراحتی معده ، دفع کرم کدو ، کاهش دهنده قند خون

« صبح و شب میل شود »

* عرق آبشن (طبیعت گرم )

مقوی معده و هضم کننده غذا ، اشتها آور ، محرک قوه جنسی ، معالـــج ترشی معده ، سودا و صفرا ، چربی و قند خون ، بلغم، روماتیسم ، سوء هاضمه ، مدر ، کشنده کــــــرم معده ، بیماری های پوست

« صبح ـ ظهر و شب میل شود »

* عرق زیتون (طبیعت گرم )

ضد نفخ ، ضد انگل ، بادشکن ، اشتهاآور ، هضم کننده غذا ، معالج اسهال ، درد مفاصل ، برطرف کننده چربی و قند خون « قبل از غذا و بعد از غذا میل شود »

* عرق چهل گیاه (طبیعت گرم )

مقوی و محرک قوه باه ، معالج ناراحتی های معده ، سوء هاضمه ، بادشکن ، معالــــج روماتیسم و درد مفاصل ، نفخ شکم ، هضم کننده غذا ، تقویت اعصاب ، آرامبخش ، مسکن دردهای ماهانه بانــــــوان

« قبل از غذا میل شود »

*عرق زیره (طبیعت گرم )

ضد چاقی ، تقویت معده و کبد ، مدر ، تصفیه کننده خون ، مسکن ، بیماریهای چشم ، نزله ، شکم ، نفخ ، هضم کننده غذا ، ضد کرم ، قاعده آور ، محرک گردش خون « قبل از غذا میل شود »

*عرق رازیانه (طبیعت گرم )

مقوی معده ، تقویت کننده غدد اشکی ، دید چشم ، ازدیاد شیر مادران ، معالج نفخ و درد شکـــــم و اسهال مزمن ، قاعده آور ، درمان بواسیر « صبح و عصر میل شود »

*عرق بومادران (طبیعت گرم )

کاهش فشار خون ، قند خون ، مقوی معده ، مسکن شکم درد ، ضد نفخ ، ضد اسهال ، ضــد میگرن ، ضد تب ، ضد روماتیسم ، ضد بواسیر ، مسکن امراض مغزی ، رفع بند آمدن ادرار و سنگهـای ادراری ، بند آورنده خون ، خواب آور ، کشنده کرم معده ، معالج عقب افتــــادگی عادت ماهـــانه بانــــــوان

« صبح ـ ظهر و شب میل شود »

 

* عرق مرزه (طبیعت گرم)

مقوی دستگاه گوارش ، هضم کننده غذا ، اشتهاآور، ورم معده ، برطرف کننده رطوبت معده ، نفخ شکم

« بعد از غذا میل شود »

*عرق خار شتر (طبیعت سرد )

رفع سوزش مجاری ادرار ، دفع شن کلیه و مثانه ، معالج بیماریهای کلیوی و عفونت کلیه ، شستشوی کلیه ، مدر قوی ، ضد سیاه ، ضد تب و لرز « چند نوبت در روز میل شود »

*عرق برگ بید (طبیعت خنک )

تب بر ، رفع گرمی و حرارت بدن ، رفع عطش ، معالج یرقان و سرماخوردگی ، رفع حرارت کبد و قلب

« قبل از غذا میل شود »

*عرق کرفس (طبیعت گرم )

مقوی مغز، جگر،کبد ، ضد تب ، کلیه ، مثانه ، درد مفاصل ، رفع یبوست معده « بعداز غذا میل شود »

*سرکه سیب :

مفید جهت بیماریهای قلبی ، چربی خون ، تنگ شدن عروق قلب ، تنظیم فشار خون ، بیماریهای درد مفاصل و گوارشی ، سرشار از املاح معدنی ، حاوی پتاسیم و کلسیم

سرکه سیب یکی از فرآورده های سیب و دارای مواد مختلف زیر است :

پتاسیم ،سدیم،سیلیس ،کلسیم ، منیزیم ،اکسید فریک ، الومین کلر ، اسید فسفریک ، اسید گالوالیک ،

اسید مالیک ، گلوکز ، ساکروز ، ویتامین های (A,B)، ریبوفلاوین و ویتامین های pp، ویتامیـن B5 ،

ویتامین H (بیوتین ) و چیزهای دیگری که هنوز علم به کشف آن نائل نیامده است .

* آبغوره (طبیعت سرد )

تصفیه کننده خون ، مقوی بدن ، معالج صفرا و سودا ، رفع عطش ، فشار خون ، روماتیسم ، چربی خون ،     ضد چاقی « مخصوص چاشنی غذا و سالاد »

*سرکه (طبیعت سرد)

ضد میکروب ، ضد سرطان ، تقویت مغز و هوش ، معالج سردرد ، دندان درد، خون ریزی لثه ، چاقی بدن ، ضد عفونی کننده ، رفع صفرا و سودا ، دفع کرم معده « مخصوص تهیه ترشیات و سالاد»

*عرق مورد (طبیعت سرد )

درمان اسهال ، بواسیر ، دردمفاصل ، درد کمر ، قابض روده ، مصارف خارجی جهت رفع بد بویی بدن ، ضد عفونی دهان و محافظ دندان ، شستشو جهت ضد شوره سر و تقویت موی سر

*عرق شیرین بیات (طبیعت گرم )

االتیام دهنده زخم معده و اثنی عشر ، نرم گننده سینه و گلو ، ضد سرفه ، خلط آور و گرفتگی صدا

« قبل از غذا میل شود »

 

 

*عرق ترکیبی قند

ترکیب از : آویشن ، برگ فندق ، شنبلیله ، برگ گردو ، گلپوره ، گزنه ، زنیان

* مخلصه اعصاب (طبیعت گرم )

ترکیب از : گل بابونه ، اسطاخودوس ، سنبل طیب میخک ، افسنتین ، باد رنجبویه ، زیره هــــــــل ، دارچین  « شب هنگام  خواب میل شود »

*عرق ترکیبی چربی

ترکیب از شوید ، بومادران ، آویشن ، مرزنجوش ، زیره ، « قبل از غذا میل شود »

* چهار عرق معده (طبیعت گرم )

ترکیب از : نعناء ، آبشن ، چهل گیاه ،  زیتون « بعد از غذا میل شود »

*چهار عرق قلب و اعصاب (طبیعت معتدل )

ترکیب از بهار نارنج ، نسترن و بیدمشک ، گلاب طارونه  « به صورت شربت میل شود »

*چهار عرق خنک جهت حرارت بدن و یرقان

ترکیب از : کیالک ، کاسنی ، بید ، خارشتر « قبل از غذا میل شود »


 
 
تب‌ روماتیسمی‌ یک‌ عارضه‌ التهابی‌
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
 

شرح بیماری

تب‌ روماتیسمی‌ یک‌ عارضه‌ التهابی‌
عفونت‌ با استرپتوکک‌ گروه‌ آ( نتیجه دیررس عفونت فارنژه با استرپتوکوکهای
گروهA )که‌ بسیاری‌ از اعضای‌ بدن‌، به‌خصوص‌ مفاصل‌ و قلب‌ را درگیر
می‌سازد. عفونت‌های‌ استرپتوکوکی‌ مسری‌ است‌ ولی‌ تب‌ روماتیسمی‌ حالت‌
مسری‌ ندارد. این‌ بیماری‌ هم‌ کودکان‌ و هم‌ بزرگسالان‌ را می‌تواند
مبتلا سازد. تب روماتیسمی از بیماریهای التهابی خطرناکی است که به دنبال
گلو دردهای استرپتوکوکی درمان ندشه و یا به صورت ناقص درمان شده رخ می
دهد. مهم ترین عضو دیگر در این بیماری دریچه های قلبی است که ممکن است
متحمل ضایعات غیر قابل برگشت بشوند. تب روماتیسمی حاد در کودکان رخ می دهد
و اوج سنی وقوع آن بین سنین ۵ تا ۱۵ سالگی است. با وجود این ، در بزرگ
سالان نیز احتمال بروز آن منتفی نیست و اکثر حمله های آن در پایان دهه دوم
و شروع دهه سوم عمر رخ می دهد . شرایط بد اجتماعی و اقتصادی ، تراکم جمعیت
و استانداردهای پایین بهداشتی از عوامل مستعد کننده شیوع این بیماری هستند…

 

علایم‌ شایع‌

 

التهاب‌ مفصلی‌ با مشخصات‌ درد، قرمزی‌،تورم‌ و گرمی‌، که‌ می‌تواند از
مفصلی‌ به‌ مفصل‌ دیگر نقل‌ مکان‌ کند. شایعترین‌ مفاصل‌ درگیر عبارتند از
مچ‌ دست‌، آرنج‌، زانو و مچ‌ پا. التهاب‌ مفصلی‌ معمولاً در عرض‌ ۱۴-۱۰
روز فروکش‌ می‌کند ولی‌ بدون‌ درمان‌، سایر مفاصل‌ نیز ممکن‌ است‌ درگیر
شوند.

- تب

- خستگی

- رنگ‌پریدگی‌

- -بی‌اشتهایی

- احساس‌ ناخوشی‌ عمومی‌

- درد شکم‌

- درد سینه‌

- بثورات‌ پوستی‌ اندک‌ بر روی‌ شکم‌، سینه‌ و پشت‌

- برآمدگی‌های‌ زیرپوستی‌ کوچک‌ بدون‌ درد در نواحی‌ استخوانی‌ نظیر آرنج‌ و زانو

- حرکات‌ غیرارادی‌ اندام‌های‌ تحتانی‌ و فوقانی‌ (کره‌)

در صورت‌ درگیری‌ قلب‌:

- کوتاهی‌ نفس‌

- احتباس‌ مایع‌ که‌ باعث‌ ورم‌ پا و پشت‌ می‌گردد.

- تندی‌ ضربان‌ قلب‌، به‌خصوص‌ هنگام‌ خوابیدن‌

 

۸۵۴۵۳۴۳۵.jpg

علل‌

 

تب‌ روماتیسمی‌ از یک‌ عفونت‌ استرپتوکوکی‌ قبلی‌ (معمولاً عفونت‌ گلو)
که‌ ۶-۱ هفته‌ قبل‌ از بروز علایم‌ تب‌ روماتیسمی‌ رخ‌ می‌دهد ناشی‌
می‌گردد. این‌ اختلال‌، یک‌ اختلال‌ خودایمنی‌ است‌ که‌ در آن‌ پادتن‌های‌
تولیدشده‌ بر ضد باکتری‌ استرپتوکوک‌ بر ضد مفاصل‌ و قلب‌ نیز واکنش‌
نشان‌ می‌دهند.

عوامل تشدید کننده بیماری

 

تغذیه‌ نامطلوب‌

سابقه‌ خانوادگی‌ تب‌ روماتیسمی‌

زندگی‌ در شرایط‌ پرجمعیت‌ یا غیربهداشتی‌

داشتن‌ استعداد ابتلای‌ عفونت‌های‌ تنفسی‌ فوقانی‌

عفونت‌های‌ استرپتوکوکی‌ درمان‌نشده‌ یا ناقص‌ درمان‌شده‌

پیشگیری‌

 

در مورد هر نوع‌ عفونت‌ گلو به‌خصوص‌ در کودکان‌ کشت‌ گلو از نظر استرپتوکوک‌ باید انجام‌ شود.

درمان‌ آنتی‌بیوتیکی‌ فوری‌ هر عفونت‌ استرپتوکوکی‌، از جمله‌ عفونت‌های‌
پوستی‌. عفونت‌های‌ استرپتوکوکی‌ باید با آنتی‌بیوتیک‌ (معمولاً
پنی‌سیلین‌) خوراکی‌ به‌مدت‌ ده‌ روز یا تزریق‌ نوع‌ طولانی‌اثر آن‌
درمان‌ شوند.

عواقب‌ موردانتظار

 

عفونت‌های‌ استرپتوکوک‌ معمولاً با درمان‌ قابل‌ علاج‌ هستند. تب‌
روماتیسمی‌ قابل‌ درمان‌ است‌ ولی‌ قابل‌ علاج‌ (درمان‌ قطعی‌) نیست‌.
این‌ عارضه‌ در عرض‌ ۱۲-۲ هفته‌ فروکش‌ می‌نماید. در بعضی‌ موارد، تب‌
روماتیسمی‌ ممکن‌ است‌ به‌ دریچه‌های‌ قلبی‌ آسیب‌ بزند. دریچه‌
آسیب‌دیده‌ را می‌توان‌ با جراحی‌ تعویض‌ کرد. در موارد نادر تب‌
روماتیسمی‌ حتی‌ با درمان‌ می‌تواند کشنده‌ باشد.

عوارض‌ احتمالی‌

 

آسیب‌ دایمی‌ دریچه‌های‌ قلب‌ که‌ منجر به‌ نارسایی‌ احتقانی‌ قلب‌ می‌گردد.

حملات‌ بعدی‌ تب‌ روماتیسمی‌ حاد در پی‌ عفونت‌ مجدد با استرپتوکوک‌

درمان‌

اصول‌ کلی‌

 

بررسی‌های‌ تشخیصی‌ ممکن‌ است‌ شامل‌ آزمایش‌های‌ خون‌، کشت‌ گلو و
نوار قلب‌ و رادیوگرافی‌ قفسه‌ سینه‌ و قلب‌ باشد. هیچ‌ آزمون‌ اختصاصی‌
برای‌ تشخیص‌ تب‌ روماتیسمی‌ وجود ندارد.

در موارد خفیف‌، مراقبت‌ در منزل‌ کافی‌ است‌ ولی‌ در موارد شدید ممکن‌ است‌ بستری‌ در بیمارستان‌ لازم‌ باشد.

درجه‌ حرارت‌ بیمار و تعداد نبض‌ او را روزانه‌ اندازه‌گیری‌ کرده‌ و برای‌ ارایه‌ به‌ پزشک‌ ثبت‌ نمایید.

اگر بیمار گلودرد یا سرفه‌ دارد از یک‌ دستگاه‌ مرطوب‌کننده‌ با بخار سرد استفاده‌ کنید. دستگاه‌ مرطوب‌کننده‌ را هر روز تمیز کنید.

بهداشت‌ دهانی‌ مطلوب‌ مهم‌ است‌.

داروها

 

استروییدها (داروهای‌ ضدالتهابی‌) یا آسپیرین‌ برای‌ کاهش‌ التهاب‌

داروهای‌ ادرارآور برای‌ کاهش‌ احتباس‌ مایعات‌

آنتی‌بیوتیک‌ها برای‌ مقابله‌ با باقیمانده‌ باکتری‌های‌ استرپتوکوکی‌.
پس‌ از رسیدن‌ تب‌ روماتیسمی‌ به‌ مرحله‌ غیرفعال‌، مقدار اندک‌
آنتی‌بیوتیک‌ها ممکن‌ است‌ به‌مدت‌ نامحدود برای‌ جلوگیری‌ از عود بیماری‌
ادامه‌ یابد.

فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری

 

تا هنگامی‌ که‌ بررسی‌ها نشان‌ دهد بیماری‌ فروکش‌ کرده‌ است‌ بیمار
باید در بستر استراحت‌ نماید. مدت‌ استراحت‌ لازم‌ به‌ این‌ منظور معمولاً
۵-۲ هفته‌ است‌ ولی‌ در برخی‌ موارد به‌ ماه‌ها استراحت‌ نیاز است‌. مهیا
کردن‌ یک‌ لگن‌ یا توالت‌ کنار بستر باعث‌ می‌شود که‌ بیمار مجبور نباشد
برای‌ رفتن‌ به‌ توالت‌ از بستر برخیزد.

رژیم‌ غذایی‌

 

رژیم‌ مایعات‌ با غذاهای‌ نرم‌ در مراحل‌ اولیه‌ بیماری‌ که‌ به‌تدریج‌
به‌ یک‌ رژیم‌ عادی‌ غنی‌ از پروتئین‌، کالری‌ و ویتامین‌ها تغییر داده‌
می‌شود.

رژیم‌ غذایی‌ کم‌نمک‌ در صورتی‌ که‌ بیمار دچار کاردیت‌ (التهاب‌ قلب‌(باشد، توصیه‌ می‌شود.

 

درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟

 

اگر شما یا کودک‌ شما دارای‌ علایم‌ تب‌ روماتیسمی‌ باشد.

بروز علایم‌ زیر در طی‌ درمان‌:

ـ ورم‌ پا و پشت‌

ـ کوتاهی‌ نفس‌

ـ استفراغ‌ یا اسهال‌

ـ سرفه‌

ـ درد شدید شکم‌

ـ تب‌

- اگر دچار علایم جدید و غیرقابل توجیه شده اید. داروهای‌ تجویزی‌ ممکن‌ است‌ با عوارض‌ جانبی‌ همراه‌ باشند.

 این بیماری بیشتر قلب، مفاصل، دستگاه عصبی مرکزی، پوست و بافت زیر جلدی را درگیر می کند.

گر چه نام تب حاد رماتیسمی درگیری مفصل را مورد توجه قرار می دهد، اهمیت
این بیماری در درگیری قلب است که در مرحله حاد می تواند کشنده باشد و یا
می تواند باعث بیماری روماتیسم قلبی شود. از نقطه نظر اپیدمیولوژیی تب
روماتیسمی و بیماری روماتیسم قلبی نمی توانند از هم جدا باشند. تب
روماتیسمی اغلب به بیماری روماتیسم قلب که یک بیماری عاجز کننده است منتهی
می شود.

آثار روماتیسم قلبی شامل: آسیب مداوم قلب، افزایش ناتوانی قلب، افزایش و
تکرار بستری شدن فرد در بیمارستان، مرگهای زودرس معمولا در سن ۳۵ سالگی یا
زودتر از آن

 

۸۶۸۴۳۴.jpg

خصوصیات اپیدمیولوژیک ضایعات روماتیسم قلبی را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

-۱ سن

-۲ جنس

۳ -نژاد

-۴ فقر اقتصادی

-۵ توزیع جغرافیایی

۶ -فصل

تب روماتیسمی می تواند در هر سنی اغاز شود در دوره شیرخوارگی بسیار نادر
است. بیشتر در بنی ۵ تا ۱۵ سالگی که عفونت استرپتوکوکی شایعتر و شدیدتر
است دیده می شود و در این موارد آموزش بهداشت خیلی موثر است.

 

 PENICILLIN V POTASSIUM

موارد مصرف‌: این‌ دارو در درمان‌
التهاب‌عفونی‌ لوزه‌ها، التهاب‌ گوش‌ میانی‌،بادسرخ‌ و برای‌ پیشگیری‌ از
ابتلا به‌ تب‌روماتیسمی‌ مصرف‌ می‌شود.

 

فارماکوکینتیک‌: ۷۳ ـ ۶۰ درصد دارو از
راه‌خوراکی‌ جذب‌ می‌شود و پس‌ از ۱ ـ ۰/۵ساعت‌ غلظت‌ سرمی‌ آن‌ به‌ اوج‌
می‌رسد.نیمه‌ عمر دارو ۱ ـ ۰/۵ ساعت‌ است‌ که‌

در صورت‌ عیب‌ کار کلیه‌ تا ۴ ساعت‌افزایش‌ می‌یابد. پیوند این‌ دارو به‌

پروتئین‌ ۸۰% می‌باشد. ۴۰ ـ ۲۰% دارو ازطریق‌ ادرار به‌صورت‌ تغییر نیافته‌ دفع‌می‌شود.

 

موارد منع‌ مصرف‌: در صورت‌ وجودسابقه‌ آلرژیک‌ به‌ پنی‌سیلین‌ها نبایدمصرف‌ شود.

 

هشدارها: در صورت‌ وجود سابقه‌بیماری‌های‌ گوارشی‌، بویژه‌ کولیت‌وابسته‌ به‌ آنتی‌ بیوتیک‌ و عیب‌ کار کلیه‌،

این‌ دارو باید با احتیاط فراوان‌ مصرف‌شود.

 

عوارض‌ جانبی‌: واکنش‌های‌ حساسیتی‌شامل‌
کهیر، تب‌، درد مفاصل‌، آنژیوادم‌ وشوک‌ آنافیلاکتیک‌ در بیمارانی‌ که‌
دچارحساسیت‌ مفرط می‌شوند، با مصرف‌ این‌دارو گزارش‌ شده‌اند.

 

تداخل‌های‌ دارویی‌: مصرف‌ همزمان‌

این‌ دارو با داروهای‌ خوراکی‌جلوگیری‌کننده‌ از بارداری‌ حاوی‌استروژن‌،
ممکن‌ است‌ جذب‌ این‌ داروها راکاهش‌ دهد و منجربه‌ بارداری‌
ناخواسته‌شود. مصرف‌ همزمان‌ پنی‌ سیلین‌ها بامتوترکسات‌ منجر به‌ کاهش‌
کلیرانس‌متوترکسات‌ و در نتیجه‌ مسمومیت‌ با این‌دارو می‌شود.

 

نکات‌ قابل‌ توصیه‌: ۱ ـ در بیماران‌ مبتلا به‌عیب‌ کار کلیه‌ به‌ کاهش‌ مقدار مصرف‌ دارونیازی‌ نیست‌، مگر اینکه‌ عیب‌ کار کلیه‌ شدیدباشد.

۲ ـ در صورت‌ بروز اسهال‌، بدون‌ مشورت‌با پزشک‌ از مصرف‌ هر گونه‌ داروی‌ ضداسهال‌ باید خودداری‌ نمود.

 

مقدار مصرف‌:

بزرگسالان‌: مقدار مصرف‌ این‌ دارو

۵۰۰ ـ ۲۵۰ میلی‌گرم‌ هر ۶ ساعت‌ یکبار وحداقل‌ ۳۰ دقیقه‌ قبل‌ از غذا می‌باشد.

کودکان‌: در کودکان‌ تا سن‌ یک‌ سالگی‌۶۲/۵ میلی‌گرم‌  در کودکان‌ با سن‌ ۵ ـ ۱سال‌ ۱۲۵ میلی‌گرم‌ و در کودکان‌ با سن‌

۱۲ ـ ۶ سال‌ ۲۵۰ میلی‌گرم‌ هر ۶ ساعت‌یکبار مصرف‌ می‌شود.

 

اشکال‌ دارویی‌:

Film Coated Tablet: 500mg

For Oral Solution: 125mg / 5ml, 250mg /5ml

 

حتی جوان‌ها هم باید مراقب قلب‌های خود باشند زیرا تب‌ روماتیسمی‌ پیر و جوان نمی شناسد

 

زمانی که دریچه‌ها شل می‌شوند

قلب در اصل از چهار حفره مختلف تشکیل شده است که در فاصله بین دو جفت از
آنها و نیز در فاصله بین بطن‌ها و عروق بزرگ ریوی و آئورت دریچه‌هایی
تعبیه ‌شده‌اند. این دریچه‌ها گاهی دچار اختلال عملکرد می‌شوند و بنابراین
مشکلات و علائم ناراحت کننده مختلفی را برای فرد بیمار ایجاد می‌کنند. بخش
عمده‌ای از این بیماری‌ها مادرزادی هستند و تعداد زیادی از آنها هم از تب
رماتیسمی ناشی می‌شوند. موارد مادرزادی اکثرا در همان دوران کودکی خود را
نشان می‌دهند اما ناشایع نیست که این اختلالات خفیف باشند و بنابراین تا
دوران جوانی و حتی بزرگسالی علامت‌دار نشوند. از طرف دیگر، تب رماتیسمی
عمدتا یک بیماری دوران کودکی یا نوجوانی است. این بیماری که در واکنش به
نوعی میکروب به نام استرپتوکوک ایجاد می‌شود می‌تواند اکثر دریچه‌‌های قلب
را تخریب کند. پس اگر دو مورد قبل یعنی بیماری‌های مادرزادی دریچه‌های قلب
و نیز تب روماتیسمی را در کنار هم در نظر بگیرید، می‌بینید که نه تنها این
بیماری‌های قلبی مربوط به دوره سالمندی نیستند بلکه اکثرا در همان دوران
کودکی و جوانی مشکل‌ساز می‌شوند. با این حساب احتمالا به این حرف ما
اعتقاد پیدا کرده‌اید که به هیچ عنوان جوان‌ها از بیماری‌های قلبی مصون
نیستند.

شیوع تب روماتیسمی در کشورهای توسعه نیافته

شیوع تب روماتیسمی نسبت به سالهای گذشته به نسبت زیاد کاهش یافته است اما
در کشورهای جهان سوم وتوسعه نیافته تب روماتیسمی و عفونتهای استرپتوکوکی
هنوز روند رو به رشد دارد.

 

 تب روماتیسمی شبیه به حالت های عفونی دستگاه تنفسی فوقانی است و اغلب
کودکان پنج تا ۱۵ ساله و در بزرگسالان بین سالهای ۲۰ و بالای ۳۰ سال رواج
دارد.

بنابراین گزارش؛ محققان مهمترین عامل تب روماتیسمی را فقر خانواده ها، پایین بودن سطح فرهنگ وکثرت جمعیت می‌دانند.

خطر شیوع تب روماتیسمی در ..

خطر شیوع تب روماتیسمی در بچه‌ها

تب روماتیسمی و بیماری کاوازاکی دو بیماری قلبی است که به عنوان
بیماری‌های اکتسابی، ریشه در دوران کودکی افراد دارند و با توجه به چگونگی
برخورد والدین با آن می‌توان از گسترش عوارض آن جلوگیری کرد.

تب روماتیسمی به عنوان یک عارضه از گلودردهای چرکی و استرپتوکوکی می‌تواند
موجب از بین رفتن دریچه‌های قلب و آسیب به مفاصل شود،  ۵ تا ۱۵ سالگی
شایع‌ترین سن بروز این بیماری است. به واسطه آگاهی مردم و توصیه‌های
فراوان، همچنین دقت پزشکان در درمان عفونت‌های باکتریایی حلق و گلو، در
طول شش سال گذشته حالتی به وجود آمده بود که دیگر موردی از تب روماتیسمی
در کشور ایران گزارش نشده اما در چند ماه قبل مواردی از این بیماری در
بیمارستان کودکان مفید تهران مشاهده شده است.

پژوهش‌ها روی باکتری استرپتوکوک گروه A در مرکز تحقیقات بیماری‌های عفونی
اطفال ادامه دارد و به نظر می‌رسد تغییر در ساختار باکتری و سوش میکروب
همچنین زندگی‌های شهرنشینی درخانه‌های کوچک و پرجمعیت می‌تواند موجب شیوع
و یا افزایش تعداد موارد تب روماتیسمی شود.

 در خصوص شیوع باز پدید بیماری تب روماتیسمی، همه والدین و پزشکان باید
هوشیاری کامل داشته باشند، چرا که تجویز نکردن به موقع داروهای پادزیست
(آنتی‌بیوتیک) در گلودردهای چرکی توسط پزشکان از یک طرف، استفاده نکردن به
موقع و به طور کامل دوزهای تجویز شده از سوی بیماران و والدین اطفال
بیمار، از طرف دیگر، موجب انتشار مجدد این بیماری و عوارض پرهزینه و
غیرقابل جبران آن می شود.

چون این بیماری عارضه گلو درد چرکی روی دریچه‌های قلب است، بنابراین در هر
فرد با سرخی گلو، چرک و عفونت گلو، تورم غدد لنفاوی زیر فک، تب بالا،
اشکال در بلع بدون سرفه یا ورم ملتحمه چشم، خشکی صدا یا آبریزش از بینی،
باید احتمال ابتلا به میکروب استروپتوکوک نوع A داده شود. از طرفی هم
تشخیص نابجا را باید مورد توجه قرار داد.

 

پزشکان تا حدود ۸۰ درصد در افتراق نوع باکتریایی گلو درد با نوع ویروسی آن دچار مشکل و یا اشتباه می‌شوند.

از این رو اگر برای بیماری آنتی‌بیوتیک تجویز شد، باید در طول ۹ روز اول
بیماری به طور دقیق و سر ساعت مصرف شود، چرا که پس از چهار روز اول بیماری
ممکن است علایم با مصرف دارو از بین برود اما میکروب‌ها اثر مخرب خود را
بر روی دریچه‌های قلب آغاز کنند.

 

کودکان و بیماران نباید از نوع تزریقی آنتی‌بیوتیک‌ها وحشت کنند، چرا
که اثر مناسب نوع تزریقی آنتی‌بیوتیک نسبت به نوع خوراکی آن و ماندگاری
مورد نظر آن در جریان خون، برای مدت مورد نظر، مهم‌ترین ویژگی استفاده از
این نوع فرآورده‌های تزریقی است.

در صورت بروز تب روماتیسمی در قلب و مفاصل بیمار که غالبا در سنین بلوغ و
نوجوانی است، بیماران باید تا سال‌های متمادی آنتی‌بیوتیک تزریق کنند و
این تزریق، هفتگی و یا ماهانه ادامه خواهد یافت. اگر دریچه قلب در این
عارضه درگیر و تخریب شود، بیمار که فرد جوانی است و زیر ۲۵ سال سن خواهد
داشت، مجبور به عمل جراحی پرهزینه تعویض یک یا چند دریچه قلب خود می‌شود.

شایع‌ترین عارضه تب روماتیسمی روی دریچه میترال است و این دریچه قلب از اهمیت ویژه‌ای در قلب برخوردار است.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد بیش از هفت درصد از کودکان زیر پنج سال کشور ایران
به میکروب هموفیلوس آنفلوانزای نوع B آلوده می‌شوند که این مسأله هشدار
می‌دهد تا مسوولان نسبت به آغاز طرح‌های ویژه ملی و کشوری واکسیناسیون
کودکان زیر پنج سال علیه بیماری مرتبط با این میکروب هر چه زودتر اقدام
کنند

 

 درمان تب روماتیسمی با ویتامین گروه B

 

تحقیقات کلینیکی بیمارستان دانشگاه اومئا در سوئد نشان داد که بیماران
مبتلا به بیماری التهاب شریان های ریز تب روماتیسمی با ویتامین های
خانوادهB درمان می شوند .

 

در این بررسی که بر روی ۶۲ بیمار با میزان هوموستئین بیشتر و یا برابر
۱۲ میلی مول در لیتر که بدون ترتیب , داروی بی اثر , ترکیبی از اسید در
مدت یکسال مصرف می کردند B 21 و ویتامین B 6 فولیک ویتامین استفاده می
کردند B مشاهده شد که بیمارانی که از ویتامین های خانواده مقدار هوموستئین
به میزان زیادی کاهش یافت .

هومولوگ سیستین از دو مولکول هوموستثین بوجود آمده و منبع گوگرد در بدن به حساب می آید.


 
 
گرفتگی عضلانی
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
 

شاید شما هم تا به حال با چنین مشکلی رو به‌رو شده اید که ناگهان عضله‌تان بگیرد و سفت و خشک شود. در حقیقت به انقباض ناگهانی و غیرارادی یک یا چند عضله، گرفتگی عضلانی می‌گویند. درد ناشی از گرفتگی عضلات یکی از دردهای شایع است که معمولا در نواحی کمر، پشت ساق پا، گردن و ستون فقرات ایجاد می‌شود. اگرچه این حالت معمولا خطری ندارد، اما می‌تواند به طور موقتی عضله را از حرکت باز دارد.

 


 

 

گرفتگی عضلات ساق پا

 

گرفتگی عضله از زمانی آغاز می‌شود که بدن شما برای مدتی طولانی در وضعیتی نامناسب قرار بگیرد، یا فعالیت‌های شدیدی را انجام بدهید بدون این که بدن‌تان آمادگی لازم را داشته باشد. به این ترتیب یکی از عضلات شما در نقاطی مثل گردن یا کمر دچار دردی شدید می‌شود که اصطلاحا می‌گویند گرفته است و این درد‌ آن قدر زیاد است که امکان تحرک را تا مدتی از شما می‌گیرد.

لذا استفاده بیش از حد از عضلات، فشار عضلانی یا قرارگیری بدن در وضعیتی خاص برای مدت زمان طولانی هر کدام می‌توانند سبب گرفتگی عضلات شوند.

کم آبی بدن نیز می تواند باعث گرفتگی عضلات شود. به همین دلیل ورزشکارانی که پس از ورزش و به خصوص در آب و هوای گرم خسته شده و دچار کم‌آبی بدن می‌شوند، معمولا چنین شرایطی را تجربه می کنند.

یکی دیگر از انواع شایع گرفتگی عضلات ، در طول شب رخ می دهد و بیشتر عضلات ساق پا و انگشتان را درگیر می‌کند.

البته در بیشتر شرایط علت اصلی گرفتگی عضله مشخص نیست. گرفتگی عضلات اغلب مشکل خاصی نداشته و خطری ایجاد نمی‌کند، اما در برخی موارد بیماری‌ها و شرایط خاصی می‌توانند سبب ایجاد این حالت باشند. گرفتگی عضلانی گاهی به علت اختلالات الکترولیت، میوپاتی ، نوروپاتی، بیماری‌های غده تیروئید، کلیه، اعصاب، اختلالات هورمونی، دیابت و کم‌خونی می‌تواند باشد.

همچنین در زنان باردار به خصوص در مراحل آخر بارداری، به علت اختلال یونی و کمبود کلسیم ممکن است در ران و ساق پا گرفتگی عضلات ایجاد شود.

به طور کلی، گرفتگی عضله از دیدگاه علمی وقتی رخ ‌می‌دهد که عضله‌ای دچار انقباض می‌شود، اما به شکل اولیه‌اش بر نمی‌گردد. این که چرا چنین اتفاقی می‌افتد به‌دلایلی مربوط است که در انقباض و انبساط عضلات بدن ما نقش دارند که از آن جمله می‌توان به مواد غذایی مختلف در خون اشاره کرد. رژیم غذایی هنگامی در گرفتگی عضلات نقش دارد که در آن مایعات و کلسیم کم مصرف می‌شود.

بهترین درمان برای رفع گرفتگی عضله ، کشش و ماساژ آرام آن است

چه طور آرام بگیریم؟

حتی اگر مردم دلیل گرفتگی عضلات را بدانند و به آنها اطمینان دهید که پس از مدتی کوتاه بهبود پیدا می‌کنید، اما درد ناشی از گرفتگی عضلات آنقدر شدید است که کلافه‌شان می‌کند و پی راه چاره برای رفعش می‌گردند.

چنانچه شما هم با چنین مشکلی رو به رو هستید، با انجام اقدامات زیر می‌توانید آن را بهبود بخشیده و شرایط بهتری ایجاد کنید:

- بهترین راه درمان این عارضه،کشش آرام و ممتد عضله است، به طوری که اگر عضلات پشت ساق پای شما گرفته است، بنشینید، پاها را دراز کنید و انگشتان پا را به سمت بالا بکشید.

- عضله آسیب‌دیده را به آرامی بمالید. بنابراین ماساژ مناسب و آهسته می‌تواند به شما کمک کند.

- از گرما یا سرما استفاده کنید، به عنوان مثال گذاشتن حوله‌ای گرم یا یک حمام آب گرم یا گذاشتن بسته‌ای یخ روی عضله می‌تواند به آرام شدن آن کمک کند.

 

چه کنیم تا عضله مان نگیرد؟

* دقت کنید تا بدن تان با کم‌آبی روبه‌رو نشود. به همین دلیل هر روز به مقدار کافی آب بنوشید، به خصوص زمان‌هایی که مشغول فعالیت بدنی شدید هستید یا در هوای گرم قرار دارید و زیاد عرق می کنید، این کار را در فواصل منظم تکرار کنید تا مشکلی ایجاد نشود.

* حتما به خاطر داشته باشید که قبل و بعد از هر ورزشی، عضله خود را به ‌آرامی کشش دهید.

* اگر شما هنگام خواب دچار این وضعیت می‌شوید، قبل از رفتن به رختخواب این کشش‌های بدنی را انجام دهید. ورزش سبک قبل از خواب می‌تواند در پیشگیری از این وضعیت مفید باشد.

 

اگر‌های پرخطر؟

گرفتگی عضلات معمولا چندان خطرناک نیست، اما در این زمینه هم اگرهایی در مراجع پزشکی وجود دارد، مثلا اگر شما به‌ کرات دچار این مشکل می‌شوید، اگر حس می کنید ماهیچه‌های بازوها یا پاهایتان از قدرت سابق برخوردار نیستند و نمی‌توانید فعالیت‌های پیشین را به راحتی انجام بدهید، اگر اندام‌هایتان بی‌حس می‌شوند، اگر درد گرفتگی عضلات شدتی غیر طبیعی پیدا می کند به طوری که از شدت آن بی‌خواب می شوید، اگر تب کرده‌اید و وزن‌تان بی‌هیچ دلیل مشخصی در حال پایین آمدن است، در این صورت ممکن است گرفتگی عضله یک واکنش غیر عادی ماهیچه‌ای باشد. لذا باید به سرعت به پزشک مراجعه کنید.


 
 
هومیوپاتی
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
 

درمانگران هومیوپاتی پس از آنکه دارویی پسندیده را تشخیص دادند از بیمار می‌خواهند که پس از تجویز داروها از رژیم غدایی ویژه‌ای در حین درمان بهره گیری کند دکتر هانمان برخی از غذاها و نوشیدنیها را بازداشته در حین درمان را چنین فهرست بندی کرده‌است:

 

از قهوه، چای گیاهی، مشروبات الکلی و مایعات عطرآگین دوری گردد
گلهای خوشبو در پیرامون خانه فرد تحت درمان با داروها مجاورت پیدا نکند
داروهای شوینده خوشبو دندان بهره گیری نشود
اغذیه‌هایی با ادویه‌های بسیار خوشبو و گیاهان دارویی خام مصرف نشود
از مصرف مارچوبه، کرفس، پیاز، سیر، پنیر کهنه و گوشتها پرهیز گردد
از قند و شکر سفید بهره گیری نگردد
از اتاقهای گرم و لباسهای پشمی و زندگی در پیرامون بسته دوری شود
از کاربرد هر گونه دخانیات و مواد مخدر خودداری شود
از مصرف داروهای آنتی هیستامین، داروهای کورتن دار و پمادهایی مانند ویکس پرهیز گردد
برای دستیابی به سلامتی کامل در درمان هومیوپاتی پنچ مرحله فوق در نظر گرفته شده‌است.
البته امروزه با توجه به سوابق درمانی و مشاهدات بالینی دیده شده که مصرف هر یک از موارد درمان تاثیر عمیق و به سزائی در روند بهبود ندارد و به عبارتی اینها توصیه هائی برای یک درمان بهینه بوده و عدم رعایت اغلب این موارد تاثیر زیادی در درمان ندارد بلکه صرفا اثر دهی دارو را افزایش میدهد یا بیمار را از لحاظ مزاجی در تعادل نگه میدارد تا سیستم ایمنی بدن بتواند به بهترین نحو ممکن تاثیرات شگرف خود را اعمال نماید.


 
 
آیا می دانید بیشتر محتوای روغن های مایع از پارافین خوراکی که محصول
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 

آیا می دانید قیمت روغن ها مایع مثل آفتابگردان اگر واقعی باشد حدود 12 الی 15 هزار تومان خواهد بود ولی الان در بازار 900 الی 800 تومان است که از یک کیلو تخم آفتابگردان ارزانتر است.

·   آیا می دانید بیشتر محتوای روغن های مایع از پارافین خوراکی که محصول پالایشگاهای نفت است درست شده است که کلسترول خون را افزوده موجب چربی خون و... می شود که کشنده است.

·   آیا می دانید در اکثر کارخانه های آبلیموهای صنعتی حتی یک عدد لیمو هم وارد نمی شود و آب لیمو صنعتی از (( آب کاه)) بعلاوه برخی اسانسها و جوهر نمک تولید می شود که همین امر موجب ته نشین نشدن محتوای آب لیمو می باشد

·   آیا می دانید کره گیاهی دروغی بیش نیست و با مواد پایه ای نفت و در برخی کشورها فضولات انسانی تولید می شود و موجب تشکیل پلاک اتروم در عروق کرونر قلب و بیماری های ایسکمیک قلبی می شود و شعار ((کره مارگارین(گیاهی)دوست قلب شما)) فریب افکارعمومیست.

·    آیا می دانید مواد قندی موجود در نوشابه ها موجب پوسیدگی دندانها می شود (دندان شکسته داخل نوشابه پس از 7 ساعت حل می شود).

·        آیا می دانید سس مایونز از همه غذاها مضرتر برای صدمه به پوست و جوش صورت است.

·   آیا می دانید پنیر پفک اغلب پنیر تلخ( پنیر فاسد) و گندیده تاریخ مصرف گذشته می باشد چسبندگی پفک براساس تحقیقات تا 7 بار مسواک هم تمیز نمی شود و موجب بی اشتهایی میشود و آمار مصرف پفک در ایران روزانه هر نفر 2 عدد می باشد

 

…  و اما چه کنیم؟

بهترین غذا آبگوشت با گوشت گوسفند است و بهترین روغن, روغن حیوانی است. روغن کنجد و زیتون هم بهترین روغن گیاهیست.

بهترین نان نانهای سبوس دار است مثل نان سنگک بهترین نوشابه سکنجبین است که ترکیب مقداری عسل سرکه و ... می باشد بیش از صد نوع چای هم اکنون در کشور ما موجود است که متناسب با مزاجها مصرف انواع آنها توصیه می شود مثل( چای کوهی, گل گاو زبان, سنبل الطیب, گزنه, زنجبیل, گل نسترن, پونه, بابونه, دارچین, آویشن, استخودوس,...) همراه کمی نبات بجای قند وشکر استفاده از خرما, ارده شیره انواع میوه ها کشمش, توت خشک, عسل بسیار بجاست.

بهترین ظرف که هم کمبودهای خون بدن را جبران کرده و هم موجب میکروب زدائی از غذا می شود ظرف سنگی و مسی می باشد

بهترین تنقلات آجیل های طبیعی هستند که به جهت طبع گرمشان بسیار مفید می باشند( مصرف آجیل ها جزء فرهنگ عمومی بوده است) غذاهای خورشی سنتی, غذاهای سرخ نشده، سبزی خوردن بویژه نعنا بجای سالادهای امروزی, لبنیات پرچرب و دست نخورده(شیر و لبنیات باید جوشانده شود) حبوبات بخصوص نخود( اگر خیس شده و آب آن بدور ریخته شود موجب نفخ نمی شود) سس دست ساز طبیعی(مخلوط تخم مرغ وسرکه) بطور تازه قابل استفاده است. کلیه غذاهای طبیعی بطور تازه استفاده شود از خوردن میوه در غیر فصل آن خودداری شود. ضمناً عمده میوه در محل جغرافیای رویش طبیعی آن مفیدتر است. پوست میوه ها بعنوان ماسک جهت نرمی و زیبایی پوست بسیار مفید است میو ها و سبزی جات هرچه بیشتر در معرض نور خورشید قرار بگیرند مفیدترند و فقط سنگ نمک و پودر آن, نمک سالم و قابل استفاده هستند استفاده از چوب مسواک(بنام چوب اراک) بعد از خلال دندان بهترین مسواک و ضدعفونی کننده طبیعی و مالش دهنده لثه ها خواهند بود

 

برای زدودن سموم از بدن یک رژیم آش درمانی ضروری

 است .

طرزتهیه : بجز کشنیز،بادمجان،گوشت از هر نوع،لوبیا ،

عدس،روغن،نمک،ادویه جات ،نان،سایر مواد غذایی طبیعی

 بلامانع است که از آن نوع میشود به ماش،برنج،نخود،غوره،میوه،

 اشاره کرد.در صورت ضعف میتوان از برنج طبخ شده بدون روغن با

دوتا زرده تخم مرغ عسلی استفاده کرد.

افاده های غذایی برای طبع سرد (بلغمی ) :

گوشت گوسفند،خروس،شتر،نمک دریا،نبات سفید،نعنا،روغن کنجد،

ماهی اردک،ماهی سنگسر،سبزی خوردن بجای سالاد،کلم،جوانه ،

 گندم،ماش پسته،بادام،گردو،چای دارچین وبطور کل هر چیز گرم با

 دستور پزشک معالج.

 

ممنوعات غذایی برای طبع سرد (بلغمی ) :

گوشت گاو وگوساله،مرغ،ماهی،بوقلمون،عدس،کشنیز،لوبیا،

نمک بسته بندی شده(بدلیل وجود یدات سرطان زاست) ،

خیار ، کوجه فرنگی ،موز،کیوی،بادمجا ن ، اجناس کارخانه ای

 ( سس،رب کوجه فرنگی،ساندیز،نوشابه و...)،روغن نباتی ،

شیر(بجای شیر ماست)،پنیر(پنیر محلی میل نمایید)،قند

وشکروانواع چای بجز چای چینی (چای سفید)،کاهو،پرهیز

از سرخ کردنی ، سوسیس و کالباس، نان فانتزی و بطورکلی

هر چیزی که سرد و مرطوب باشد.

4-سوداوی(سرد وخشک):

***از پوست خود در هوای خشک محافظت نمایندوپوست

خود را با روغن زیتون و کنجد چرب کنند.

حدود15 دقیقه پیاده روی بعد از شام مفید است،از مایعات

بخصوص آب هویج و سیب استفاده کنند-حمام کردن با آب

ولرم وماساژبدن با روغن سیاه دانه مناسب می باشد-

هر 12 ساعت بینی خود را با روغن بادام شیرین چرب نمایند-

ورزشهای خفیف مانند:پیاده روی و سفرهای کوتاه به منطق

 مرطوب و معتدل توصیه میشود-تنفس طبی را صبح ها و بعداز

 ظهرها انجام دهید.حدود ساعت 10شب به رختخواب روید-6-7

ساعت خواب شبانه مفید است-از هوا ومحیط سرد وخشک

خودداری کنند-از مصرف غذاهای یخ زده،انواع کنسروها خودداری

شود-از بی خوابی و کم خوابی خودداری شود.

 

3-بلغمی(سردوتر):   

***سعی کنند روزی دو وعده غذا میل کنند زیرا توانایی

گوارشی افراد بلغمی کم است و لازم است حدود 12 ساعت

 فاصله بین 2 وعده غذایی باشد و چنانچه احساس گرسنگی

 شد از میوه ها استفاده نمایند-غذاها باید سرشار از پروتئین و

 فیبر باشد مانند : تخم مرغ عسلی-گوشت گوسفند،جگر و در

فصل زمستان از غذاهای سرد پرهیز شود.از مصرف آب 1 ساعت

قبل از غذا و 2 ساعت بعد از غذا خودداری شود-ورزش و فعالیت

جسمی منظم داشته باشند-پیاده روی به مدت 20 دقیقه بعد از

 شام مفید است،8ساعت خواب مفید داشته باشند-قبل از طلوع

 آفتاب از خواب بر خاسته تا از تولید بلغم اضافه جلوگیری شود-

از هوای سرد،ازمحیط سرد وخواب بیش از اندازه پرهیز نمایند-

پوشیدن لباس گرم در زمستان توصیه میشود-از کم تحرکی خودداری شود

1روز در میان حمام گرم برای رفع بلغم توصیه میشود-خوابیدن

در طول روز ونزدیک غروب آفتاب هم از لحاظ شرعی مکروه وبسیار

 مضر است و سنگینی سر و التهاب سینوزها وکند شدن رفتارهای

 مغزی را موجب میشود.

دموی(گرم وتر):

*** در هوای گرم خود راسرد ودر هوای سرد خود را گرم نگه دارند.

 مقادیر مساوی میوه جات-سبزی جات و گوشت وغذاهای دریایی

 استفاده کنند-پیاده روی ویا دویدن صبحگاهی حدود 15-30 دقیقه

 لازم است . 6-7 ساعت خواب شبانه داشته باشند-زودتر به

 رختخواب رفته و زود بیدار شوند-از غذاها با فیبر بالا استفاده کنند-

حجامت سالی 2تا 3بار برای این افراد بسیار مناسب است-

ازهواومحیط و فعالیتهایی که موجب افزایش گرما ورطوبت

 می شود پرهیز نمایند-ورزش زیاد برای آنها مفید نیست- نگرانی ،

 خشم وهیجان بیش از اندازه نداشته باشند.

صفراوی(گرم وخشک):

***از هوای تازه و خنک استفاده نمایند.در رژیم غذایی بیشتر از میوه ها و

سبزیجات استفاده  نمایند،مصرف مایعات زیاد، 6تا7ساعت خواب شبانه ،

فعالیتهای ورزشی در صبح یا شامگاه - هر 12 ساعت بینی خود را با 

روغن بادام شیرین چرب کنید . از هوا ومحیطهای روانی که موجب افزایش گرمی

و خشکی می شود پرهیز شود- از پر حرفی ،عصبانیت وهیجانات

خودداری کنند- از مصرف غذاهای گرم وخشک خصوصا در هوای گرم

 خودداری ننمایند.

** توجه :

افراد سودایی مزاج در صورت عدم رعایت دستورات فوق علایم

بیماری ذیل را دارا میباشند :

افسردگی-بی خوابی-لخته شدن خون-اترو اسکروز-بواسیر-نفخ-

درد معده- یبوست-خشکی پوست-ترک پوست.

 


 
 
پلی‌آرتریت ندوزا
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 

پلی‌آرتریت ندوزا ( گرهی )( Polyarteritis nodosa ) یک واسکولیت سیستمیک هم در شریان‌های کوچک و هم در شریان‌های متوسط است.دیواره رگهای متعددی("پلی" آرتریت) به شکل پراکنده در نقاط مختلف بدن درگیر میشوند. مناطق دچار التهاب در سرخرگ تضعیف شده وبه دلیل فشار جریان خون، بصورت حفره‌های کوچک بیرون زده ( آنوریسم) و در طول رگ شکل گره به خود میگیرند که نام "گرهی" از همینجا ناشی شده است.بیماری اغلب در دهه‌های پنجم و ششم زندگی و بیشتر در مردان دیده می‌شود 

تظاهرات بالینی PAN شامل علایم سیستمیکی مانند خستگی و خواب آلودگی (لتارژی)، ضعف، تب، کاهش وزن، درد مفاصل (آرترالژی) و پرفشاری خون است. به صورت موضعی ما تظاهرات پوستی، نفریت، منونوریت مولتی پلکس، ایسکمیمزانتر ( عروق روده باریک ) را داریم .پلی‌آرتریت ندوزا به ندرت ریه‌ها را درگیر می‌کند و ANCA مثبت ندارد.

شایعترین عضو درگیر کلیه است که ابتلاء آن می‌تواند تعیین کنندهٔ پیش آگهی بیماری نیز باشد.درگیری کلیه‌ها میتواند باعث ظاهر شدن خون و یا پروتئین در ادرار و بالا رفتن فشارخون گردد. تظاهرات پوستی PAN توده‌های قرمز دردناک و یا خطوط ارغوانی درروی پوست هستند . درگیری سرخرگهائی که تغذیه رسانی روده را بعهده دارند غالبا باعث درد شکم و اختلال در اجابت مزاج و جذب مواد غذائی میگردد.

تشخیص با کمک بیوپسی از پوست و کلیه است . 

 

 


 
 
مخمرهای کاندیدا
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 

مخمرهای کاندیدا قارچهای فرصت طلبی هستند که قادرند در افراد ناتوان و سرکوب شده ایمنی عفونتهای مهاجم حاد و یا مزمن ایجاد نمایند، با این وجود، اغلب با بیماریهای مخاطی، پوستی و عفونت ناخن در ارتباط هستند. کاندیدا آلبیکنس مهمترین عامل کاندیدیازیس سطحی می باشد. بسیاری از اعضاء جنس کاندیدا بعنوان پاتوژن انسانی مطرح هستند. تعدادی از این ارگانیسمها دو شکلی بوده و به اشکال مخمری، سودوهیف و یا هیف حقیقی رشد می کنند. بعنوان مثال؛ کاندیدا گلابراتا فقط به فرم مخمری رشد میکند، در حالی که کاندیدا آلبیکنس در بافت میزبان هیف حقیقی تشکیل می دهد.
اپیدمیولوژی
کاندیدیازیس انتشار جهانی دارد. گونه های مختلف جنس کاندیدا در دهان و دستگاه گوارش 30 تا50 درصد افراد طبیعی حضور دارند و حدود 20 درصد زنان این ارگانیسم را در دستگاه ژنیتال خود حمل می کنند. کاندیدا آلبیکنس بندرت از پوست سالم جدا شده و شیوع آن در پوست سالم بسیار کمتر از کاندیدا پاراپسیلوزیس و کاندیدا گیلرموندی است، درحالیکه کاندیدا آلبیکنس اغلب در پوست مرطوب، مخاطات، زخم و یا ناخن کلنیزه می شود.
اکثر عفونتهای سطحی کاندیدایی منشاء آندوژن دارند و از طریق دهان، دستگاه گوارش، قسمتهای پایین ژنیتال و یا پوست کسب می شوند، گاهی اوقات نیز از شخصی به شخص دیگر انتقال می یابند. بعنوان مثال؛ کاندیدیازیس دهان نوزادان با عفونت ژنیتال مادران در ارتباط است و این نوزادان عفونت کاندیدایی را از واژن مادر در حین زایمان کسب می کنند، همچنین دست مادر و پرسنل بیمارستانی می تواند منبع دیگری برای عفونت باشد.
عقیده بر این است که سیستم ایمنی همورال و سلولی نقش حفاظتی در برابر عفونت های کاندیدایی ایفاء می کنند. همچنین ایمنی غیراختصاصی نیز اهمیت دارد. بخوبی روشن است که مکانیسم دفاعی در برابر کاندیدیازیس مخاطی، جلدی و یا احشایی متغیر بوده و با مشارکت تعدادی از عوامل حاصل می شود. حتی کوچکترین اختلال در مکانیسمهای دفاعی کافی است تا کاندیدا آلبیکنس عفونت جلدی یا مخاطی ایجاد نماید و نقص جدی در سیستم دفاعی بدن منجر به عفونت های مهاجم مخاطره آمیز می شود که اغلب توسط گونه های فرصت طلب نظیرکاندیدا پاراپسیلوزیس بوجود می آید.
اکثر موارد کاندیدیازیس حلقی دهانی توسط کاندیدا آلبیکنس و به مراتب کمتر توسط کاندیدا گلابراتا، کاندیدا تروپیکالیس، کاندیدا پاراپسیلوزیس و کاندیدا کروزه ای ایجاد می شود. برای استقرار عفونت حلقی دهانی، فاکتورهای مستعد کننده موضعی و عمومی اهمیت دارند. افراد ناتوان و سرکوب شده ایمنی از قبیل؛ مبتلایان به دیابت ملیتوس، مصرف کنندگان کورتیکوستروئید، گیرندگان پیوند و بیماران ایدزی نسبت به این بیماریها حساس می باشند. همچنین فاکتورهای موضعی از قبیل خشکی دهان، زخمهای غیربهداشتی دهان و دندان مصنوعی نامناسب برای استقرار چنین عفونتهایی تأثیر گذار هستند. اکثر عفونتها در مواضع مرطوب و پوشش دار بعلت ساییدگی ایجاد می شوند. استقرار چنین عفونتهایی بعنوان یکی از تظاهرات بالینی اولیه در بیماران ایدزی فاقد علامت مطرح است و می تواند نشانه قابل قبولی بر پیشرفت بیماری باشد.
فاکتورهای ژنتیکی و رفتاری شامل دیابت ملیتوس کنترل نشده، مصرف آنتی بیوتیک، مصرف داروهای ضد بارداری و روابط جنسی دهانی - تناسلی با افزایش استقرار کاندیدا در ارتباط است.
بیش از80 درصد واژینیت های علامتدار توسط کاندیدا آلبیکنس ایجاد می شود و بقیه موارد توسط کاندیدا گلابراتا ( 5 تا10 درصد ) و یا کاندیدا تروپیکالیس ( کمتر از 5 درصد ) بوجود می آید. بندرت عواملی را بعنوان فاکتور تسریع کننده تبدیل فرم موضعی بدون علامت به فرم بیماریزا شناسایی و مد نظر قرار می دهند، هرچند که واژینیت علامتدار در زنان باردار بسیار شایع تر است. علاوه بر این بخش عمده ای از زنانی که کاندیدیازیس مزمن و یا عود کننده دارند برای اولین بار عفونت را در دوران حاملگی بروز می دهند. همچنین واژینیت علامتدار در زنان مبتلا به دیابت ملیتوس کنترل نشده بالا است. البته دیابت ملیتوس بعنوان فاکتور مستعد کننده برای سایر اشکال کاندیدیازیس هم مطرح می باشد. میزان بروز پایین واژینیت کاندیدایی بعد از یائسگی بیانگر وابستگی هورمونی این عفونت می باشد. اکثر بیماریهای زنان مسن با دیابت ملیتوس کنترل نشده و یا مصرف استروژن خارجی در ارتباط است.
واژینیت کاندیدایی اغلب در طول دوره یا بعد از دوره مصرف وسیع الطیف آنتی بیوتیکی مشاهده می شود. کاندیدیازیس جلدی مخاطی مزمن اغلب در افرادی مشاهده می شود که اختلال عملکردی در سلولهای T و یا تولید فاکتورهای فعال کننده ماکروفاژی دارند. کاندیدیازیس جلدی مخاطی مزمن علاوه بر بیماریهای وسیع و گسترده جلدی یا مخاطی، بندرت به فرم عمقی و منتشرتبدیل می شود.
تظاهرات بالینی
کاندیدیازیس حلقی دهانی
این بیماری به 3 فرم بالینی مجزا تفکیک می شود؛
1- کاندیدیازیس با غشاء کاذب
2- کاندیدیازیس اریتمایی یا آتروفی
3- کاندیدیازیس هیپرپلاستیک یا هیپرتروفیک
کاندیدیازیس با غشاء کاذب ( برفک ) عفونت حادی است که در افراد سرکوب شده ایمنی، مصرف کنندگان استروئیدی و بیماران ایدزی شایع است. همچنین در نوزادان، افراد مبتلا به لوسمی و بدخیمی های دیگر مشاهده می شود. این فرم از بیماری با ضایعات سفید برجسته در سطح دهان، زبان، سقف دهان و لوزه ها همراه است. ضایعات درصورت عدم درمان گسترش یافته و پلاکهای به هم پیوسته ای را ایجاد می کنند، امکان دارد ساییدگی و زخم مخاطی هم مشاهده شود. ضایعات اغلب بدون درد است. امکان انتشار عفونت به گلو وجود دارد و در این حالت، عمل بلع به سختی صورت می گیرد. در بیماران ایدزی ضایعات غشاء کاذب پایدار بوده و اغلب بخش وسیعی از دهان را درگیر می سازد.
تشخیص افتراقی این فرم از بیماری از کاندیدیازیس هیپرپلاستیک ( لکوپلاکی دهانی ) اهمیت دارد. ساده ترین راه تشخیص فرم غشاء کاذب، کندن ضایعات است؛ اگر با برداشت پلاک یک بستر فرسوده قرمز و گاهی خونی مشاهده شود، تشخیص این فرم از بیماری مسجل می گردد.
کاندیدیازیس اریتماتوس ( آتروفیک ) اغلب با مصرف وسیع الطیف آنتی بیوتیکها، کورتیکوستروئیدها و عفونت HIV در ارتباط است. این حالت می تواند با طولانی شدن فرم غشاء کاذب و افتادن پلاک های مربوطه ایجاد شود که بصورت ضایعات قرمز رنگ درکام و یا پشت زبان مشاهده می شود.
در صورت درگیری زبان، پشت زبان صاف و درخشان می شود. حرکات زبان محدود شده و در حاشیه جانبی بدلیل تروما متورم می گردد. مخاط دهان آنقدر حساس می شود که بیمار به سختی و با درد غذاهای جامد و مایعات سرد و یا گرم را مصرف می کند.
کاندیدیازیس هیپرپلاستیک ( لکوپلاکیای کاندیدایی ) بسیار با اهمیت است، زیرا ممکن است به سمت بدخیمی پیشرفت کند. حدود 5 درصد از همه لکوپلاکیاها به سمت بدخیمی پیش می روند اما برای لکوپلاکیای کاندیدایی این رقم به 15 تا20 درصد می رسد.
در مورد اینکه ضایعات هیپرپلازی بعداً توسط مخمرهای کاندیدایی عفونی می شوند و یا عفونت کاندیدایی منجر به هیپرپلازی می شود، اختلاف نظر وجود دارد. این ضایعات معمولاً در سطوح داخلی گونه ها و در موارد کمتری در سطح زبان ایجاد می شوند. ضایعات معمولاً بدون درد بوده و با استعمال دخانیات و یا حضور زخمهای موضعی دهان در ارتباط است. شکل ضایعات از سفید مات تا پلاکهای بزرگ و کاملاً تیره متغیر است. در ضایعاتی که توأماً حاوی پلاکهای قرمز ( اریتروپلاک ) و پلاکهای سفید (لکوپلاک) هستند احتمال پیشروی به سمت بدخیمی بیشتر است. برخلاف کاندیدیازیس غشاء کاذب، پلاکهای هیپرپلاستیک از سطح مخاط کنده نمی شوند.
علاوه بر 3 فرم یاد شده ضایعات دیگری نیز در ارتباط با بیماریهای دهانی کاندیدا وجود دارند. کاندیدیازیس آتروفیک مزمن ( استوماتیت دندانهای مصنوعی ) با عدم رعایت نکات بهداشتی دندانهای مصنوعی مرتبط است. غیر از موارد اندکی، معمولاً این حالت بدون علامت بوده ( بدون درد) و اغلب زمانی متوجه آن می شوند که نیاز به پروتز جدید می باشد.
التهاب گوشه لب معمولاً با سایر اشکال کاندیدیازیس حلقی دهانی مخصوصاً استوماتیت دندانی در ارتباط است، این حالت در بیش از 20 درصد بیماران ایدزی گزارش می شود.
بیمارانی که سیستم ایمنی طبیعی دارند نسبت به درمان موضعی با نیستاتین، آمفوتریسینB و یا ایمیدازول ها بخوبی پاسخ می دهند. کاندیدیازیس غشاء کاذب نوزادان را می توان با سوسپانسیون خوراکی نیستاتین و یا آمفوتریسین B درمان نمود، معمولاً پس از 2 هفته درمان، بهبودی حاصل می شود. کودکان و بزرگسالان مبتلا به کاندیدیازیس غشاء کاذب با قرص های کلوتریمازول، سوسپانسیون خوراکی نیستاتین و آمفوتریسین B و یا ژل دهانی میکونازول درمان می شوند. داروی استعمالی تا حد امکان در دهان نگهداری می شود تا تأثیرگذار باشد و درمان تا 48 ساعت پس از رفع علایم و بهبود ضایعات ادامه می یابد.
در بیماران ایدزی و سایر افراد سرکوب شده ایمنی، درمان ضدقارچی موضعی با عود مکرر بیماری همراه است و لذا، استعمال داروهای خوراکی توصیه می شود. علاوه بر درمان دارویی لازم است تا دستورات بهداشتی به بیماران آموزش داده شود. در بیماران ایدزی مبتلا به کاندیدیازیس حلقی دهانی، فلوکونازول خوراکی نسبت به ایتراکونازول و کتوکونازول تأثیر بهتری دارد. تست حساسیت دارویی ضدقارچی می تواند در ارزیابی پاسخ درمانی فلوکونازول و ایتراکونازول تعیین کننده باشد. استفاده از آمفوتریسین B تزریقی بعنوان آخرین راهکار درمانی در مبتلایان به کاندیدیازیس حلقی دهانی مطرح است. کاندیدیازیس آتروفیک مزمن با داروهای ضدقارچی موضعی از قبیل؛ نیستاتین، آمفوتریسین B و یا ایمیدازول ها درمان می شود. بیماران باید دندانهای مصنوعی خود را هر شب خارج کرده و استریل نمایند، پس از رفع این مشکل، معمولاً پروتز جدیدی مورد نیاز است. التهاب گوشه لب با استفاده از داروهای ترکیبی مشتمل بر ترکیبات ضدقارچی، استروئیدی و آنتی باکتریال انجام می گیرد.
کاندیدیِازیس واژن
این بیماری بسیار شایع است. اکثر بیماران به درمان پاسخ خوبی نشان می دهند و در برخی موارد، عود مجدد دیده می شود. گروهی نیز علائم بالینی پایداری را نشان می دهند که نسبت به درمان مقاوم است. بیش از 75 در صد زنان حداقل یک بار این بیماری را در طول زندگی تجربه کرده اند و 40 تا 50 درصد این اشخاص بیش از یک بار به آن دچار شده اند.
کاندیدا آلبیکس مهمترین عامل بیماری بوده و 85 درصد عفونت های واژن را بخود اختصاص می دهد. کاندیدا گلابراتا 5 تا 15 درصد موارد را موجب می شود. غالبا عفونتهای ناشی از کاندیدا گلابراتا ملایم هستند با این وجود نسبت به درمان آزولی مقاوم می باشند.
اکثر زنان مبتلا به کاندیدیازیس واژن از خارش و سوزش همراه یا بدون ترشحات چرکی شکایت دارند. بیماری اغلب بطور ناگهانی شروع شده و در زنان غیرحامله در طول یک هفته مانده به قاعدگی تظاهر می کند. برخی از خانمها از عود مجدد بیماری یا تشدید علایم آن در هر دوره قاعدگی شکایت می کنند. استحمام یا رختخواب گرم خارش را تشدید می کند. سوزش ادراری و مقاربت دردناک نیز شایع است.
اریتم و شکاف در فرج از شایعترین یافته های بالینی محسوب می شود. در اغلب موارد عفونت در حاشیه جلدی مخاطی مدخل واژن لوکالیزه می شود، ولی امکان گسترش و گرفتاری لب های واژن نیز وجود دارد. ممکن است بثورات پوستولی یا وزیکولی در چین های ناحیه پرنئال (شرمگاهی) مشاهده شود. همچنین واژینیت مترشحه از دیگر علایم شایع بالینی است. حضور پلاکهای سفید ضخیم در فرج، واژن و اپتلیوم گردن رحم از علایم کلاسیک کاندیدیازیس واژن می باشد. این علایم در تشخیص کمک کننده هستند. ترشحات اغلب بصورت غلیظ، سفید و دلمه ای است، ولی ممکن است رقیق و چرکی نیز باشد.
این بیماری باید از واژینیت باکتریایی، تریکومونیازیس، بیماریهای کلامیدیایی و گنوکوکی افتراق داده شود. سایر عوامل خارش مخاطی عبارت از بیماریهای هرپسی، درماتیت تماسی، پسوریازیس و آلرژی ( از قبیل واکنش به داروهای ضدقارچی ) هستند.
باید خاطر نشان کرد که عفونت مختلط و همزمان کاندیدایی و تریکومونیازیس معمول است ولی در بیماریهای باکتریایی واژن، عفونت کاندیدایی کمتر شایع است.
این بیماری معمولاً به درمان موضعی با نیستاتین و یا ایمیدازولها ( کلوتریمازول یا میکونازول ) پاسخ می دهد. نیستاتین دوره درمانی طولانی و موفقیت درمانی کمتری ( 75 تا 80 درصد ) نسبت به آزول ها ( 90 درصد ) نشان می دهد.
شیاف های مهبلی 100000 واحدی نیستاتین بمدت 14 شب متوالی بدون توجه به دوره پریود استعمال می شود. درصورتیکه عفونت فرج هم مساله ساز شود از کرم نیستاتین بمدت 2 هفته استفاده می گردد. طیف وسیعی از ایمیدازول ها بصورت موضعی برای درمان واژینیت کاندیدایی بکار می روند، این داروها پاسخ درمانی بهتری نسبت به نیستاتین داشته و عود مجدد پایین است، همچنین عوارض جانبی بندرت مشاهده می شود. دوره درمانی 1 تا 7 روز می باشد. دوره درمانی کوتاه مدت ( با دوز بالا ) بهتر پاسخ می دهد، ولی در اولین برخورد، از درمان بلند مدت 6 روزه استفاده می شود. درمان واژینیت در زنان حامله بسیار دشوارتر است، زیرا پاسخ درمانی آهسته بوده و عود مجدد به کرات مشاهده می شود. بسیاری از داروهای موضعی، بویژه هنگامیکه با دوره های طولانی مدت 1 تا 2 هفته ای تجویز شوند مؤثر می باشند. درمان خوراکی و کوتاه مدت ایتراکونازول در واژینیت کاندیدایی جایز است. این داروها نسبت به ترکیبات ضد قارچی موضعی پر هزینه هستند ولی پاسخ مناسبی در پی دارند.
زنانی که عود مکرر واژینیت کاندیدایی دارند ( بیش از 3 مورد در سال ) با مشکلات جدی درمانی مواجه هستند. اغلب این بیماران دچار افسردگی یا مشکلات جنسی روانی هستند. تشخیص صحیح بیماری ضروری است و باید مطمئن شد که بیماران از فاکتورهای مستعدکننده اجتناب می کنند، هر چند این موضوع همیشه عملی نیست. بررسیهای پزشکی از نظر دیابت ملیتوس و انجام آزمایشهای قارچ شناسی ضروری است.
در زنانی که مبتلا به واژینیت کاندیدایی عود کننده هستند نیازی به بررسی استقرار کاندیدا آلبیکنس در دهان و یا دستگاه گوارش نیست. مطالعات نشان می دهد که مصرف خوراکی نیستاتین، استقرار داخل روده ای کاندیدا آلبیکنس را کاهش می دهد، ولی از عود مجدد واژینیت جلوگیری نمی کند. نقش شریک جنسی در واژینیت ها نامعلوم است و درمان خوراکی و یا موضعی همسران از عود مجدد واژینیت زنان مبتلا جلوگیری نمی کند.
مقاومت دارویی یکی از دلایل شکست درمانی است ولی سایر فاکتورها از قبیل؛ واکنش های آلرژیک و یا درمانهای ناقص نیز عامل مهمی برای عدم موفقیت درمان تلقی می شوند. در مقایسه با کاندیدا آلبیکنس؛ گونه گلابراتا حساسیت کمتری نسبت به فلوکونازول و سایرآزول ها دارد. عفونتهای عود کننده کاندیدا گلابراتا گاهی اوقات با داروهای موضعی نظیر نیستاتین و یا اسید بوریک تحت مداوا قرارمی گیرند.
کاندیدیازیس دستگاه تناسلی مردانه
معمولاً بیماری بصورت بالانیت یا التهاب گلنس و پره پوس تظاهر می کند. اغلب بیماران از درد و خارش ناحیه گلنس پنیس شکایت دارند و در موارد کمتر نیز ترشحات چرکی مشاهده می شود. ضایعات ماکوپاپولار با اریتم منتشر درگلنس ایجاد شده و گاهی اوقات استسقاء لحمی و شکاف در چینهای پوستی گلنس بوجود می آید. حدود 20 درصد مردانی که با زنان مبتلا به واژینیت کاندیدایی نزدیکی داشته اند، 24 تا 48 ساعت پس از مقاربت شکایتی از خارش و درد در گلنس پنیس ابراز می کنند. مردانی که از کاتترهای تناسلی طولانی مدت استفاده می کنند اغلب به کاندیدیازیس تناسلی مزمن و یا عود کننده دچار می شوند. تنها اتکاء به تظاهرات بالینی، برای تشخیص کاندیدیازیس کفایت نمی کند، لذا نمونه آزمایشگاهی از شیار تاجی پنیس و کیسه زیر غلفه ای اخذ شده و مشاهده مستقیم میکروسکوپی و کشت انجام می گیرد. همچنین بیماران باید از نظر دیابت ملیتوس مورد بررسی قرار گیرند.
بیماران مبتلا با کرمهای ضدقارچی و یا شستشو با محلول سالین درمان می شوند. داروی نیستاتین هر صبح و عصر بمدت حداقل 2 هفته استعمال می گردد. کرم موضعی کلوتریمازول، میکونازول و یا اکونازول هر صبح و عصر بمدت 1 هفته استفاده می شود. درصورتیکه بیماری به درمان پاسخ ندهد باید حضور بیماریهای غیر کاندیدایی، همچنین ارتباط جنسی با زنان آلوده مورد ارزیابی قرار گیرد.
کاندیدیازیس جلدی
این ضایعات بیشتر در نواحی چین دار پوست از قبیل؛ کشاله ران و چین های اطراف باسن ایجاد می شوند. بیماری در افراد چاق و دیابتی شایعتر است و کاندیدا آلبیکنس مهمترین عامل بیماری می باشد.
ضایعات اولیه اینترتریگو بصورت پاپولار و یا وزیکوپوستولار هستند که به مرور زمان بزرگ شده و در هم ادغام می شوند. ضایعات بزرگتر که اصطلاحاً ضایعات اقماری خوانده می شوند اریتم داشته و توسط تعدادی ضایعات کوچک پاپولوپوستولی احاطه میشوند..
استفاده از استروئیدهای موضعی ظاهر ضایعات را تغییر می دهد، بطوریکه افتراق آنها را از درماتوفیتوزیس مشکل می سازد. همچنین افتراق بیماریهای کاندیدایی بین انگشتی پا از بیماریهای درماتوفیتی بسیار دشوار است. در حقیقت بسیاری از این موارد بصورت عفونت توأم مشاهده می شوند.
کاندیدیازیس بین انگشتی دست بصورت شکافهای سفید بین انگشتی با حاشیه قرمز و مرطوب تظاهر می کند و اغلب دردناک است. این بیماری شایع نیست و معمولاً در افرادی که با آب سر و کار داشته و یا در معرض تروما هستند، بوجود می آید. کاندیدیازیس بین انگشتی اغلب با عفونت ناخن و اطراف ناخن در ارتباط است. در نوزادان غیر طبیعی، کاندیدیازیس جلدی مادرزادی با وزیکوپوستولهای مجزا که اغلب بستر اریتم دارند در زمان تولد و یا پس از تولد بوجود می آید. اکثر ضایعات در صورت و تنه ظاهر می شوند ولی ممکن است به سرعت انتشار یافته و تا 24 ساعت کل سطوح بدن را مبتلا کنند.
عقیده بر این است که عفونت نوزادی بصورت داخل رحمی یا حین زایمان کسب می شود و در50 درصد موارد آزمایش کاندیدیازیس واژینال مادران مثبت بوده است. در نوزادان پوستول ها برای مدت طولانی دوام ندارند و پوسته پوسته شده و تحلیل می روند. در نوزادان نارس و یا نوزادانی که با پارگی طولانی مدت پرده در زمان زایمان مواجه بوده اند، کاندیدیازیس جلدی مادرزادی به فرم مهاجم درآمده و به فرم منتشر حاد تبدیل می شود.
نقش کاندیدا آلبیکنس در جوشهای سرین و ناحیه دور مقعدی نوزادان و ارتباط آن با استعمال پوشاک کاملاً روشن نشده است. این حالت در حقیقت یک عفونت متعاقب درماتیت تحریکی محسوب می شود.
حدود 10 درصد بیماران نوتروپنیک مبتلا به کاندیدیازیس منتشر، ضایعات جلدی اریتماتوس و ماکروندولار نشان می دهند. همچنین ضایعات جلدی ندولار و فولیکولار در ارتباط با سوء استفاده دارویی گزارش شده است.
ضایعات جلدی به درمان موضعی با نیستاتین، ایمیدازول ها و یا آلیل آمین ها پاسخ می دهد. عوامل مستعد کننده از جمله دیابت ملیتوس بایدکنترل شود. استفاده از داروهای ترکیبی حاوی استروئیدها و یا آنتی باکتریال ها در درمان مؤثر است. کاندیدیازیس جلدی منتقله از مادر به نوزاد طبیعی اغلب بدون درمان و پس از چند هفته بهبود می یابد، البته استعمال دارو بهبودی را سرعت می بخشد. نوزادان نارس مبتلا، با داروهای سیستمیک از جمله آمفوتریسین B تحت درمان قرار می گیرند. عفونت ناشی از درماتیت تماسی پوشک با داروهای ترکیبی موضعی درمان می شود.
عفونتهای کاندیدایی ناخن
عفونتهای کاندیدایی 5 تا 10 درصد همه موارد اونیکومیکوزیس را بخود اختصاص می دهند. 3 فرم بالینی برای این بیماری توصیف شده است که شامل عفونت شیار ناخن ( پارونیکیا )، عفونت انتهایی ناخن و دیستروفی کامل ناخن میباشد.
عفونت ناخن در زنان بیشتر از مردان است و ناخن دست بیشتر از ناخن پا گرفتار می شود. بیماری در افرادی که مکرراً با آب در تماس هستند، شایع تر است. عفونت ناخن تمایل به گسترش به سمت دست دارد. انگشت های چهارم و پنجم کمتر از انگشت های شست و میانی گرفتار می شوند. کاندیدا آلبیکنس و کاندیدا پاراپسیلوزیس مهمترین عوامل اتیولوژیک بیماری هستند.
در فرم پارونیکیا، عفونت از بخش پروکسیمال شروع شده و پوست اطراف ناخن متورم، اریتم و دردناک می شود، بطوریکه شکاف واضحی بین شیار ناخن و صفحه ناخن ایجاد می کند. با پیشروی عفونت، صفحه ناخن به رنگ سفید، سبز و یا سیاه تغییر رنگ می دهد. ناخن کدر شده و شیارهای طولی و اریب بر سطح ناخن ایجاد می شود. ناخن شکننده شده و ممکن است از بستر جدا شود. برخلاف اونیکومیکوزیس درماتوفیتی ( کچلی ناخن ) وارد آمدن فشار و حرکت در ناخن دردناک است. عفونت توأم باکتریایی شایع است که اغلب تشخیص عامل بیماری را مشکل می سازد. عفونت دیستال ناخن بصورت اونیکولیز و هیپرکراتوز تظاهر می کند. تشخیص افتراقی بیماری از درماتوفیتوزیس ناخن دشوار است، ولی عفونت کاندیدایی تخریب کمتری نسبت به عفونت درماتوفیتی ایجاد می کند، علاوه بر این معمولاً ناخن های دست گرفتار می شود، درحالیکه 80 درصد بیماریهای درماتوفیتی در ناخن های پا بوقوع می پیوندد. اکثر مبتلایان عفونت دیستال کاندیدایی، از بی حسی یا درد انگشتان و اسپاسم سرخرگهای ناحیه رنج می برند. در بیماران مبتلا به کاندیدیازیس جلدی مخاطی مزمن، کاندیدا به صفحه ناخن تهاجم کرده و باعث ضخیم شدن و هیپرکراتوز آن می شود و اغلب به سمت دیستروفی کامل ناخن پیش می رود.
استعمال موضعی ایمیدازول ها و یا تربینافین اغلب پارونیکیای کاندیدایی را بهبود می بخشد. کرم و یا محلول ضدقارچی هر صبح و عصر بمدت 6 ماه استعمال می شود، همچنین اقداماتی برای کاهش خیس خوردگی ناخن انجام می گیرد. درگیری شدید پروکسیمال ناخن معمولاً نیاز به درمان خوراکی دارند. عفونتهای دیستال ناخن را می توان با آمورولفین موضعی و یا محلول تیوکونازول درمان نمود. عفونتهای شدید ناخن بندرت بهبود می یابند. در اینگونه موارد، ایتراکونازول خوراکی بهترین گزینه درمانی است. تربینافین در درمان عفونتهای کاندیدایی ناخن تأثیرکمتری نسبت به عفونتهای درماتوفیتی دارد.
کاندیدیازیس جلدی مخاطی مزمن
این اصطلاح برای توصیف گروهی از عفونتهای پایدار یا عود کننده مخاطی، جلدی و ناخن کاندیدایی بکار می رود و بیشتر در بیماران مبتلا به نقص ایمنی و اختلالات هورمونی بروز می کند. معمولاً در 3 سال اول زندگی ظاهر می شود. ضایعات ابتدا از دهان شروع شده و سپس سر، تنه و دست و پا را گرفتار می سازد. گاهی اوقات ناخن نیز درگیر شده و حتی ممکن است کل انگشت را مبتلا سازد.
چهار الگوی بالینی برای کاندیدیازیس جلدی مخاطی مزمن در کودکان توصیف شده است. دو فرم آن ارثی بوده و با ناهنجاریهای ژنتیکی اتوزومال غالب و مغلوب در ارتباط است. الگوی سوم بیماری با اختلالات هورمونی و بطور شایع با هیپوپاراتیروئیدیسم و در حد کمتری با هیپوآدرنالیسم و هیپوتیروئیدیسم مرتبط می باشد. برای الگوی چهارم هیچ گونه فاکتور ژنتیکی یا ناهنجاری هورمونی یافت نشده است.
کاندیدیازیس جلدی مخاطی مزمن در بزرگسالان با بیماریهای زمینه ای نظیر تومور تیموس و یا لوپوس اریتماتوس سیستمیک ارتباط دارد و همانند بیماری کودکان، با درگیری شدید غشاهای مخاطی، پوست و ناخن همراه است.
این ضایعات به درمان کوتاه مدت ضدقارچی پاسخ می دهند. دوره های درمانی بلند مدت در موارد درگیری ناخن مورد نیاز است. معمولاً بهبودی گذرا بوده و عود مجدد عفونت بکرات مشاهده می شود، مگر اینکه نقص ایمنی یا فاکتور زمینه ای بر طرف شود. استفاده از کتوکونازول خوراکی منجر به درمان موفق تعداد قابل توجهی از بیماران می شود، ولی درمان محافظتی برای حفظ این شرایط باعث ایجاد مقاومت دارویی می گردد.
امروزه ایتراکونازول و فلوکونازول جانشین کتوکونازول شده اند. این داروها تأثیر کمتری نسبت به ایمیدازولهای قدیمی دارند، ولی برای درمانهای طولانی مدت مناسب تر هستند.
اقدامات تشخیصی و تفسیر نتایج
تظاهرات بالینی کاندیدیازیس حلقی دهانی معمولاً واضح است. با این حال امکان دارد با ناهنجاریهای دیگری اشتباه گرفته شود، به همین دلیل بررسی میکروسکوپی اسمیر تهیه شده با سواب و یا تراش ضایعات، همچنین کشت و جداسازی ارگانیسم الزامی است. کاندیداها ساکن طبیعی دهان می باشند و لذا، جداسازی ارگانیسم از کشت به تنهایی نمی تواند عفونت را ثابت کند. برای اخذ نمونه و یا حمل آن به آزمایشگاه، از سواب استریل آغشته به سالین و یا آب مقطر استریل استفاده می شود.
تشخیص کاندیدیازیس واژینال بر پایه تظاهرات بالینی، مشاهده قارچ در اسمیر مستقیم و جداسازی از کشت متکی است. ایزوله کردن مخمر از کشت و اسمیر مستقیم حساسیت بیشتری ( 90 درصد ) نسبت به بررسی علایم بالینی داشته ( 40 درصد ) و قابل اعتمادتر است. نمونه گیری با استفاده از سواب استریل مرطوب از ترشحات و دیواره جانبی واژن صورت می گیرد.
تشخیص ضایعات غیرتیپیک اینترتریگو دشوار است. با جداسازی کاندیدا از کشت سواب و یا تراش ضایعات نمی توان بر تشخیص قطعی عفونت استناد کرد، زیرا این ارگانیسم به فراوانی بر روی طیف وسیعی از ضایعات پوستی کلنیزه می شود. در چنین مواردی، مشاهده قارچ در اسمیر مستقیم میکروسکوپی دلیل محکمتری بر تشخیص است. بخشی از پروسه تشخیصی عفونت ناخن بر شکل بالینی ضایعات متکی است. البته بررسی میکروسکوپی وکشت برای تأیید بیماری ضروری است. با استفاده از سواب مرطوب و یا لوپ میکروبی، از حاشیه متورم ناخن و یا زیر شیار ناخن نمونه برداری می شود. همچنین می توان با وارد کردن فشار، چرک موضع را جمع آوری نمود.
بررسی میکروسکوپی و جداسازی قارچ از ضایعات پروکسیمال ناخن دشواراست، اما بیماریهای دیستال و جانبی آسانتر نتیجه می دهند. جداسازی کاندیدا آلبیکنس از ناخن، بدون مشاهده آن در لام میکروسکوپی معمولاً بی ارزش است.
پیشگیری
از مهمترین و مؤثرترین راههای پیشگیری کاندیدیازیس حلقی دهانی می توان به رعایت بهداشت دهان و دندان، ترک سیگار و اجتناب از مصرف غیر ضروری آنتی بیوتیکها و استروئیدها اشاره کرد. اکثر موارد کاندیدیازیس جلدی با مرطوب شدن و خیس خوردن پوست در ارتباط است و پیشگیری از این موارد مستلزم خشک نگه داشتن دقیق موضع می باشد. روشهای مختلف پیشگیری دارویی جهت کاهش میزان استقرار دهانی گونه های کاندیدا و کاهش کاندیدیازیس حلقی دهانی در بیماران نوتروپنی بکار رفته است. مؤثرترین راه پیشگیری از کاندیدیازیس جلدی مخاطی در بیماران ایدزی استفاده از داروهای نوترکیب ضد رتروویروسی و برگشت عملکرد سیستم ایمنی بیماران است.
کاندیدیازیس مهاجم
مخمرهای کاندیدا علاوه بر بیماریهای جلدی مخاطی قادرند بیماریهای مهاجم حاد و یا مزمن در بیماران سرکوب شده ایمنی و افراد ناتوان ایجاد نمایند. این بیماریها ممکن است یک ارگان را درگیر کنند و یا بیماری منتشر ( کاندیدیازیس منتشر ) ایجاد نمایند.
عامل بیماری
کاندیدا آلبیکنس بعنوان مهمترین عامل کاندیدیازیس سطحی و مهاجم شناخته شده است. هرچند بخشی از این بیماریها توسط سایر اعضاء جنس کاندیدا بوجود می آید. اختلافات قابل ملاحظه ای در طیف و دامنه ارگانیسمهای جداسازی شده از بیمارستانها و گروههای مختلف بیماران وجود دارد. کاندیدا گلابراتا، کاندیدا کروزه ای، کاندیدا پاراپسیلوزیس و کاندیدا تروپیکالیس مهمترین عوامل عفونت های انسانی پس از کاندیدا آلبیکنس می باشند. سایر گونه ها از قبیل کاندیدا گیلرموندی، کاندیدا دوبلینینسیس و غیره در موارد خاصی از بیماران جداسازی می شود. معتقدند که مقاومت ذاتی بعضی از این گونه ها بویژه کاندیدا گلابراتا و کاندیدا کروزه ای نسبت به فلوکونازول، از جمله فاکتورهای بیماریزایی ارگانیسم محسوب میشود.
کاندیدا آلبیکنس در دهان و دستگاه گوارش 30 تا50 درصد افراد سالم یافت می شود. اگرچه کاندیدا آلبیکنس هنوز هم بالاترین شیوع را در افراد سالم و بیماران بخود اختصاص می دهد ولی نسبت به سایرگونه های کاندیدا کمتر از محیط جداسازی می شود. همچنین کاندیدا گلابراتا، کاندیدا کروزه ای، کاندیدا پاراپسیلوزیس و کاندیدا تروپیکالیس از دستگاه گوارش افراد سالم جداسازی شده اند. بعلاوه کاندیدا پاراپسیلوزیس به فراوانی در پوست ساکن می شود.
اپیدمیولوژی
این بیماری از سراسر دنیا گزارش می شود. در اکثر موارد، عفونت منتشر کاندیدایی منشاء آندوژن دارد، اما انتقال انسان به انسان نیز اتفاق می افتد. در بخشهای مراقبتی انتقال مستقیم شخص به شخص مهمترین راه انتقال است. گزارشهایی از انتقال مستقیم از فرد حامل یا عفونی به گیرنده یا از طریق نفر سوم که اغلب کارکنان بهداشتی می باشند، یا از طریق لوازم پزشکی، همچنین انتقال همزمان عفونت بین دو یا چند بیمار از طریق یک منبع آلوده نظیر تزریقات داخل وریدی موجود است. بیشترین گزارشات انتشار عفونت مربوط به کاندیدا آلبیکنس در بخش مراقبتهای ویژه و از طریق دست آلوده کارکنان بیمارستانی بوده است. در مقابل؛ انتشار کاندیدا پاراپسیلوزیس در بخش ICU از طریق اسباب و تجهیزات پزشکی نظیر کاتترهای وریدی و یا تغذیه داخل رگی می باشد.
بیماریهای مهاجم کاندیدایی مشکلات مهمی برای بیماران مبتلا به ضعف ایمنی و نوتروپنیک بوجود آورده است. با استفاده وسیع الطیف فلوکونازول در این گروه از بیماران، میزان بروز بیماری کاهش یافته است. کاندیدا آلبیکنس هنوز هم مهمترین پاتوژن این جنس محسوب می شود، اما تعداد بیماریهای خطرناک مرتبط با گونه های مقاوم نظیر کاندیدا گلابراتا رو به افزایش است.
گزارشات منتشره از دهه 1990 حاکی از آن است که کاندیدا بعنوان چهارمین عامل عفونت های خونی بیمارستانی و مسئول بیش از 8 درصد بیماریهای خونی در بیمارستانهای ایالات متحده مطرح بوده است و بررسیهای بعدی نشان داد که میزان بروز عفونتهای خونی کاندیدایی رو به کاهش است. با این وجود در همین دوره زمانی شیوع عفونتهای ناشی از کاندیدا گلابراتا بطور قابل توجهی افزایش یافته است.
بررسیهای مختلف ارتباط معنی داری بین افزایش سن و میزان شیوع بیماریهای خونی کاندیدا گلابراتا نشان می دهد. در نوزادان، کاندیدا آلبیکنس مهمترین عامل کاندیدمی بوده و به دنبال آن، کاندیدا پاراپسیلوزیس و کاندیدا تروپیکالیس قرار دارند. فاکتورهای مستعد کننده متعددی برای کاندیدیازیس مهاجم تعریف شده است. این عوامل به دو دسته فاکتورهای میزبان از قبیل؛ سرکوب ایمنی، تولد نارس و فاکتورهای مراقبتی نظیر؛ کاتترهای وریدی، استفاده وسیع الطیف آنتی بیوتیکها، تغذیه داخل رگی، همودیالیز و جراحی تقسیم می شوند. البته همه بیماران تحت عمل جراحی از خطر ابتلا به کاندیدیازیس مهاجم بطور یکسان برخوردار نیستند. افرادی که تحت جراحی مغز، گوش، بینی و گلو قرار می گیرند از خطر کمتری نسبت به جراحی های شکمی برخوردارند.
میزان بروز کاندیدمی در نوزادان نارس رو به افزایش است. برای چنین نوزادانی، آبگار کمتر از5 5)>(APGAR، طول حاملگی کمتر از 32 هفته، تغذیه وریدی، درمان با مهارکنندگان گیرنده های H2 و لوله گذاری بعنوان فاکتورهای مخاطره ای مطرح هستند.
اختلاف بارزی در میزان شیوع کاندیدمی در نوزادان سیاه پوست و سفید پوست گزارش شده است، بطوریکه شیوع بیماری در نوزادان سیاه پوست 2 تا 3 برابر سفید پوستان است. این اختلافات می تواند از شیوع بالای تولد نوزادان کم وزن در سیاه پوستان ناشی شود.
درمان پروفیلاکسی با فلوکونازول میزان مرگ و میر را در بیماران سرکوب شده ایمنی حدود 20 درصد کاهش می دهد و بطور مؤثر باعث حذف کاندیدا آلبیکنس و کاندیدا تروپیکالیس می شود. از میان بیماران پیوند ارگان، عفونت مهاجم کاندیدایی در موارد پیوند کبد و پانکراس شیوع بیشتری دارد. با توجه به گزارشهای موجود، میزان بروز کاندیدیازیس مهاجم در بیماران پیوندی رو به کاهش است، اصلاح متدهای سرکوب ایمنی و ارتقاع کیفیت اعمال جراحی از جمله فاکتورهای کاهش شیوع بیماری در افراد پیوندی می باشد.
در همه گروههای پرخطر، استقرار قبلی بعنوان فاکتور مهمی در عفونت خونی همه گونه های کاندیدا بجز کاندیدا پاراپسیلوزیس محسوب می شود. ( احتمال می رود که کاندیدا پاراپسیلوزیس از طریق کاتتر کسب شود. ) احتمال عفونت در موارد استقرار کاندیدا تروپیکالیس بیشتر از کاندیدا آلبیکنس می باشد. تعداد نواحی کلنیزه، همچنین وسعت این نواحی می تواند در بروز بیماریهای مهاجم کاندیدایی در بیماران تحت عمل جراحی تأثیرگذار باشد.
تظاهرات بالینی
کاندیدمی و کاندیدیازیس حاد منتشر
حضور مخمرهای کاندیدا در خون اصطلاحاً کاندیدمی خوانده می شود. کاندیدمی می تواند منجر به کاندیدیازیس ارگانهای داخلی بدن شود. از علایم تشخیصی عفونت منتشر مهاجم، درگیری 2 یا بیش از 2 ارگان می باشد. این فرم از بیماری، بطور معمول در کسانی مشاهده می شود که کاتتر وریدی دریافت کرده اند، هرچند همیشه نمی توان کاتتر را بعنوان منبع عفونت در نظرگرفت. انتقال ارگانیسم از دیواره لوله گوارش نیز امکان پذیر است.
کاندیدمی در بزرگسالان معمولاً با تب پایدار همراه بوده و نسبت به درمان آنتی بیوتیکی پاسخ نمی دهد ولی علایم و تظاهرات بیماری خفیف است. ضایعات جلدی ماکروندولار و آندوفتالمیت بعنوان تظاهرات بالینی کاندیدیازیس منتشر حاد مطرح است. سایر علایم عبارت از مننژیت، آبسه مغزی، آبسه کلیوی، میوکاردیت و آندوکاردیت و به میزان کمتری استئومیلیت و آرتریت میباشد. گاهی اوقات در بیماران شوک سپتیک دیده می شود که پیش آگهی ضعیفی دارد. کاندیدیازیس منتشر در نوزادان به اشکال کاندیدمی، درگیری یک ارگان و یا کاندیدیازیس منتشر ظاهر می شود. بیماری معمولاً 2 تا 3 هفته پس از تولد با علایم غیراختصاصی نظیر اختلالات تنفسی، تنگی نفس، برادیکاردی، اسیدوز و تب در نوزادان کم وزن دیده می شود. استفاده از کاتترهای وریدی برای طولانی مدت، لوله گذاری تراشه ای، تغذیه رگی و استفاده وسیع الطیف آنتی بیوتیکی از جمله مهمترین فاکتورهای مستعدکننده در نوزادان نارس و کم وزن می باشند. مننژیت نوزادی بیشتر از بزرگسالان بوده و گاهی مواقع با آرتریت و استئومیلیت همراه است. درگیری کلیوی نیز یکی دیگر از تظاهرات بالینی بیماری می باشد، اما آندوفتالمیت بندرت رخ می دهد.
کاندیدا آلبیکنس عامل اصلی کاندیدمی نوزادان است، هرچند گزارشهای اخیر از افزایش عفونتهای ناشی از کاندیدا پاراپسیلوزیس در این گروه خبر می دهد. مقایسه بیماریهای خونی کاندیدا آلبیکنس و کاندیدا پاراپسیلوزیس اختلاف قابل توجهی را از نظر میزان مرگ و میر نشان نمی دهد.
درمان بیماری باید هرچه سریعتر انجام شود و نباید منتظر نتیجه کشت خون بود. درصورت امکان، کاتترهای وریدی برداشته می شود. این موضوع خصوصاً در افراد غیر نوتروپنیک بیشتر باید مد نظر قرار گیرد. در بیماران نوتروپنیک، دستگاه گوارش مهمترین منبع عفونت منتشر است و خارج کردن کاتتر در این افراد اثر چندانی ندارد. البته عفونت های خونی کاندیدا پاراپسیلوزیس بطور محتمل با استقرار اولیه در کاتترهای وریدی در ارتباط است. داروی انتخابی بستگی به تظاهرات بالینی و نوع ارگانیسم مداخله کننده دارد. عموما 3 گونه کاندیدا آلبیکنس، کاندیدا پاراپسیلوزیس و کاندیدا تروپیکالیس از خون جداسازی می شوند و تحت درمان با آمفوتریسین B و فلوکونازول قرار می گیرند. بسیاری از ایزوله های کاندیدا گلابراتا و کاندیدا کروزه ای حساسیت کمتری نسبت به فلوکونازول دارند. همچنین بسیاری از ایزوله های کاندیدا لوسیتانی و برخی از ایزوله های کاندیدا گلابراتا و کاندیدا کروزه ای نسبت به آمفوتریسین B مقاوم هستند. در چنین بیمارانی از دوز بالاتر آمفوتریسین B استفاده می شود. در بیماران نوتروپنیک بدون علامت می توان از درمان اولیه با فلوکونازول استفاده نمود. در سایر بیماران علامتدارکه عامل عفونت قارچی تعیین نشده است، استفاده از آمفوتریسین B ترجیح داده می شود، زیرا تأثیر وسیع تری نسبت به فلوکونازول دارد. همچنین استفاده از فلوسیتوزین به همراه آمفوتریسین B می تواند مؤثر واقع شود. کاسپوفانژین تأثیر درمانی تقریباً برابری با آمفوتریسین B دارد و عوارض دارویی در بیمارانی که با اکینوکاندین تحت درمان بوده اند، بطور قابل توجهی کمتر است.
داروی انتخابی در کاندیدیازیس نوزادان، آمفوتریسین B همراه و یا بدون فلوسیتوزین می باشد. نیمه عمر فلوسیتوزین در بدن نوزادان طولانی بوده و باید هر 12 یا 24 ساعت تحت کنترل باشد. در بیمارانی که به درمان روتین آمفوتریسین B پاسخ نمی دهند و یا عوارض جانبی شدید دارند و در موارد نارسایی کلیه، از فرمولاسیون لیپیدی این دارو استفاده می شود. کمپلکس لیپیدی آمفوتریسین B سمیت کمتری داشته و تأثیر درمانی یکسانی با آمفوتریسین B معمولی دارد.
درمان در مبتلایان به کاندیدمی حداقل بمدت2 هفته بعد از آخرین کشت خون و رفع علایم بالینی ادامه می یابد. بدلیل کارآمد نبودن روش های تشخیص رایج، پزشک معالج نباید منتظر نتیجه آزمایشات باشد و پروسه درمانی باید هرچه سریعتر آغاز شود. این موضوع خصوصاً در افراد نوتروپنیک تب دار که نسبت به آنتی بیوتیک پاسخ نمی دهند، از اهمیت خاصی برخوردار است. درصورت موفقیت درمان و بهبود بیماری، توصیه می شود که به نواحی استقرار کاندیدا در بدن بیمار و سایر فاکتورهای مخاطره آمیز و همچنین سایر عوامل تب زای غیر مرتبط توجه شود.
کاندیدیازیس منتشر مزمن
بیماری معمولاً در افراد مبتلا به لوسمی با شمارش طبیعی نوتروفیل مشاهده می شود. این فرم از بیماری را گاهی اوقات بنام کاندیدیازیس هپاتواسپلنیک ( کبدی -طحالی ) می نامند، اما امکان درگیری ارگانهای دیگر نیز وجود دارد.
معمولاً بیماری تحت شرایط نوتروپنی با تب پایدار آغاز می شود و نسبت به درمان وسیع الطیف آنتی بیوتیکی پاسخ نمی دهد. ضایعات و علایم قابل توصیفی در ارگانهای بدن ایجاد نمی کند. شمارش نوتروفیلی به حد طبیعی باز می گردد ولی تب پا برجا بوده و اغلب با کاهش وزن همراه است. بیماران ممکن است از درد شکم شکایت کنند و بزرگی کبد و طحال دیده شود. در بسیاری از بیماران، میزان آلکالین فسفاتاز خون افزایش می یابد ولی ممکن است سایر عملکردهای کبدی درحد متوسط افزایش یافته و یا کاملاً طبیعی باشد. در بررسی سی تی اسکن، ضایعات کوچک کبدی و طحالی مشاهده می شود. در بررسی میکروسکوپی مقاطع بافتی، در حدودا 30 درصد نمونه ها ارگانیسم شناسایی می شود. کشت خون معمولاً منفی است. کاندیدا آلبیکنس عامل اصلی بیماری است، اما گاهی اوقات کاندیدا تروپیکالیس نیز جداسازی می شود.
تجویز فلوکونازول خوراکی بطور موفقیت آمیزی کاندیدیازیس منتشر مزمن را در بیماران سرطانی بهبود بخشیده است. در بیمارانی که نسبت به فلوکونازول پاسخ نمی دهند از آمفوتریسین B استفاده می شود، همچنین می توان درمان را با آمفوتریسین B شروع کرد و پس از 1 تا 2 هفته با فلوکونازول ادامه داد. درمان تا زمان برطرف شدن علایم و ضایعات ادامه می یابد. درمان ناقص باعث عود مجدد بیماری می شود.
کاندیدیازیس مجاری تحتانی دستگاه ادراری
گاهی اوقات حضورکاندیدا در ادرار می تواند موید کاندیدیازیس کلیوی باشد. معمولاً کاندیدا در مجاری ادراری تحتانی کلنیزه شده و متعاقب استفاده از کاتتر ادراری، عفونت ادراری بوجود می آید. تظاهرات بالینی متغیر بوده ولی برخلاف بیماریهای باکتریایی اکثر بیماران بدون علامت هستند. تا زمانیکه کاتتر استعمال می شود، کاندیدوری ادامه دارد و در اکثر موارد با برداشت کاتتر عفونت برطرف می گردد.
کاندیدا آلبیکنس مهمترین عامل بیماری است ولی کاندیدا گلابراتا نیز در30 درصد نمونه های ادراری جداسازی می شود. کاندیدا گلابراتا اغلب در بیماران دیابتی و موارد استفاده از کاتتر ادراری بیماریزا است. گونه اخیر معمولاً نسبت به درمان ضدقارچی مقاوم است.
در بیماران بدون علامتی که کاندیدوری مداوم دارند و از کاتتر ادراری استفاده می کنند، باید تعویض کاتتر صورت گیرد، ولی نیازی به درمان ضدقارچی نیست. کاندیدوری علامتدار در بیماران نوتروپنیک، نوزادان کم وزن و گیرندگان پیوند کلیه تحت درمان قرار می گیرد. برداشت کاتتر مؤثر است اما اگر برداشت کامل امکان پذیر نباشد، تعویض کاتتر نیز می تواند مؤثر واقع شود. فلوکونازول خوراکی بهترین گزینه درمان کاندیدوری است. در مورد کاندیدا گلابراتا و کاندیدا کروزه ای از آمفوتریسین B بجای فلوکونازول استفاده می شود.
کاندیدیازیس کلیوی
بیماری معمولاً از طریق انتشار خونی و در موارد کمتری از راه صعود ارگانیسم از مجاری ادراری تحتانی ایجاد می شود. حداقل 80 درصد بیماران مبتلا به کاندیدیازیس منتشر به عفونت کلیوی دچار می گردند. بیماری معمولاً با تشکیل آبسه و در موارد کمتری با تشکیل توپ قارچی همراه است، که می تواند باعث انسداد لگنچه و یا میزنای شود و حالت هیدرونفروز و یا آنوری ایجاد نماید.
علایم کاندیدیازیس کلیوی بصورت تب، لرز، کمردرد، و درد شکم تظاهر می کند. علایم رادیولوژیک اختصاصی وجود ندارد، غیر از اینکه در فرم فانگوس بال لگنچه و میزنای، کدورت نامنظمی در این نواحی مشاهده می شود. پیوره ( وجود چرک در پیشاب راه ) علامت ثابتی از عفونت نمی باشد. کاندیدیازیس نوزادان می تواند بدون علامت بوده و یا علایمی نظیر کاهش ادرار، هماتوری و هیپرتانسیون ایجاد نماید. بیش از 35 درصد نوزادان مبتلا به کاندیدوری دارای توپ قارچی هستند.
این شکل از بیماری به 3 طریق شامل شستشوی موضعی گلنچه کلیه با داروهای ضدقارچی، درمان ضدقارچی خوراکی یا تزریقی و عمل جراحی تحت معالجه قرار می گیرد. در عمل ترکیبی از این روشها جهت درمان بکار می رود. آمفوتریسین B همراه یا بدون فلوسیتوزین بعنوان درمان انتخابی کاندیدیازیس کلیوی محسوب می شود. فلوکونازول با غلظت بالا در ادرار ترشح می شود و تأثیر درمانی آن تحت بررسی می باشد و می تواند بعنوان جایگزین آمفوتریسین B مورد استفاده قرار گیرد. با اینحال در عفونتهای مربوط به کاندیدا گلابراتا و کاندیدا کروزه ای نباید استفاده شود.
کاندیدیازیس ریوی
افتراق بیماری مجاری تنفسی تحتانی از کلنیزاسیون دشوار است و بیماری بندرت در طول حیات بیمار تشخیص داده می شود. شروع بیماری از طریق انتشار خونی و یا آسپیراسیون مخمرهای کلنیزه شده در ناحیه حلقی دهانی و یا معده حادث می شود.
علایم بالینی و پرتونگاری غیراختصاصی بوده و شامل؛ تب، تاکی پنی و ارتشاح ندولار منتشر در رادیوگرافی سینه می باشد که از سایر پنومونیهای بیمارستانی قابل افتراق نیست.
بررسیهای میکروسکوپی و کشت از نمونه های برونکوآلوئولار لاواژ (BAL ) نمی تواند استقرار ارگانیسم را از بیماری متمایز کند. تشخیص قطعی بر پایه مشاهده ارگانیسم در بررسیهای هیستوپاتولوژی بافت ریه و ارتباط با التهاب استوار است.
پنومونی کاندیدایی اغلب کشنده است، هرچند جداسازی کاندیدا از نمونه خلط و یا برونکوآلوئولار لاواژ (BAL ) در اکثر مواقع بیانگر استقرار حلقی دهانی یا تراکئوبرونشیال است. بیمارانی که ارتشاح پایدار ریوی داشته و نسبت به درمان آنتی بیوتیکی پاسخ نمی دهد و کشت خلط آنها مکرراً مثبت می شود، باید بعنوان بیمار مشکوک به پنومونی کاندیدایی تحت درمان ضدقارچی قرار گیرند. این درمان بطور معمول با آمفوتریسین B انجام می گیرد.
آرتریت و استئومیلیت
استئومیلیت یک فرم ناشایع از کاندیدیازیس است و در مراحل آخر انتشار خونی در بیماران نوتروپنیک و نوزادان کم وزن بوجود می آید. همچنین امکان تلقیح مستقیم قارچ متعاقب جراحی و یا تصادفات وجود دارد. در بزرگسالان اغلب مهره های کمری درگیر می شوند. علامت شایع بیماری درد موضعی بوده و معمولاً تب وجود ندارد. امکان پیشروی عفونت به سمت استئولیتیک محتمل است. آرتریت از طریق انتشار خونی و در موارد کمتری از راه تلقیح متعاقب آسپیراسیون مفصلی، تزریق کورتیکوستروئیدی و یا پروتزهای مفصلی حادث می شود. درگیری مفاصل بزرگتر شایعتر است.
داروی انتخابی آمفوتریسین B همراه یا بدون فلوسیتوزین می باشد. در تخریب گسترده مهره های ستون فقرات، جراحی و برداشت نواحی نکروزه توصیه می شود. اغلب برای درمان موفق، درناژ ناحیه آسیب دیده ضروری است. بویژه در آرتریت کاندیدایی مفصل ران، نیاز به درناژ باز می باشد. تزریق داخل مفصلی آمفوتریسین B بندرت استفاده شده و تأثیر درمانی دلسرد کننده ای دارد.
در بیمارانی که از پروتزهای مفصلی استفاده کرده اند خارج کردن پروتز و بافت استخوانی نکروزه ضروری است، سپس درمان ضدقارچی اعمال می شود و پس از برطرف شدن عفونت پروتز جدیدی جایگزین می گردد. حذف کامل ارگانیسم معمولاً دشوار بوده و بویژه در افراد مسن نیاز به درمان طولانی مدت با داروهای ضدقارچی آزولی دارد.
پریتونیت
پریتونیت کاندیدایی جزو متداولترین فرمهای کاندیدیازیس در بیماران بستری در بخش های مراقبت ویژه می باشد. مخمرهای کاندیدا بخشی از فلور طبیعی دستگاه گوارش هستند و در آسیب های معدی- روده ای، از مایعات شکمی جداسازی می شوند. علایم بالینی بیماری مشابه پریتونیت باکتریایی است. درد شکمی، بزرگی شکم و فلجی ایلئوس از علایم شایع بیماری می باشد. کاندیدا آلبیکنس شایعترین عامل بیماری است ولی گاهی کاندیدا تروپیکالیس و کاندیدا پاراپسیلوزیس هم مشاهده می شود.
پریتونیت کاندیدایی متعاقب دیالیز نادر است و حضور کاندیدا به همراه سایر عوامل میکروبی دلیلی بر پاره شدن تروماتیک روده توسط کاتتر می باشد.
در بخش مراقبتهای ویژه، مخمرهای کاندیدا بطور شایع در ناحیه شکمی افرادی که تحت عمل جراحی شکم بوده اند، جداسازی می شوند. پریتونیت کاندیدایی مستلزم نشت مواد مدفوعی به حفره شکمی متعاقب جراحی و یا درناژ است. درصورت ابتلا از آمفوتریسین B و یا فلوکونازول استفاده می شود. همچنین آمفوتریسین B داخل پریتوان نیز بکار رفته است، اما اکثر بیماران از درد متعاقب حضور مواد شیمیایی دارویی در پریتوان شکایت داشته اند و تا حدامکان باید از مصرف موضعی دارو اجتناب شود.
درصورتیکه پریتونیت کاندیدایی با دیالیز پریتوان مرتبط باشد، هرچه سریعتر کاتتر خارج و درمان تزریقی با آمفوتریسین B حداقل بمدت 2 هفته همراه یا بدون فلوسیتوزین اعمال می شود. با وجود اینکه تزریق داخل پریتوان دارو با شکایت درد همراه است، در مواقع ضروری باید از این روش استفاده شود و در بیمارانی که می توان بدون همودیالیز درمان نمود، دیالیز پریتوان سریعاً باید قطع شود. عموماً درمان بیماری 2 تا 3 هفته بطول می انجامد.
آندوکاردیت، میوکاردیت، پریکاردیت
کاندیدا یکی از شایعترین عوامل آندوکاردیت قارچی است و حدود 30 تا 45 درصد موارد بیماری را بخود اختصاص می دهد. دریچه های آئورتی و میترال شایعترین مکانهای درگیر هستند و بیماری معمولاً در افراد مبتلا به اختلالات مادرزادی دریچه قلب، پروتز دریچه قلب و یا مصرف داخل وریدی دارو مشاهده می شود.
علایم بیماری مشابه آندوکاردیت باکتریایی است. بیماری بطور ناگهانی و یا آهسته با علایم غیراختصاصی نظیر تب، کاهش وزن و خستگی مفرط آغاز می شود. سوفل قلبی در50 تا90 درصد بیماران شنیده می شود. رشد توده قارچی، آمبولی عروق بزرگ و آندوفتالمیت، علایم تشخیصی اختصاصی تری هستند. کشت خون در80 درصد موارد مثبت می شود، البته اکثر موارد بیماری، بعد از مرگ و بدنبال بررسیهای هیستوپاتولوژی و کشت بافتی تشخیص داده می شود.
تشخیص عفونت میوکاردی دشوار بوده و اکوکاردیوگرام غیرطبیعی از علایم شایع و غیراختصاصی بیماری است. عفونت پریکاردی نیز از راه انتشارخونی و یا گسترش آبسه های میوکاردی حادث می شود و علایم تشخیصی غیراختصاصی دارد. سایر بیماریهای عروقی شامل ترومبوفلبیت، سپتیک عروق محیطی و یا مرکزی و بیماریهای پروتزهای پیوندی نیز گزارش می گردد.
درمان این فرم از عفونت دشوار است. استفاده از حداکثر دوز قابل تحمل آمفوتریسین B و فلوسیتوزین بلافاصله پس از تشخیص بیماری توصیه می شود. تعویض دریچه طبیعی و یا پروتز 1 تا 2 هفته پس از شروع درمان ضدقارچی انجام می شود، ولی اگر نارسایی قلبی جدی باشد تعویض دریچه سریعتر انجام می گیرد.
دوره درمان 2 تا 3 ماه بطول می انجامد تا احتمال عود بیماری به حداقل برسد. بیماران حداقل 12 ماه تحت کنترل قرار می گیرند. درصورتیکه امکان تعویض دریچه قلب وجود نداشته باشد، درمان پروفیلاکسی با فلوکونازول در طول زندگی توصیه می شود. تعداد کمی از بیماران توسط فلوکونازول درمان می شوند، این دارو بطور معمول بعنوان درمان پیشگیرانه طویل المدت استفاده می گردد.
برخلاف آندوکاردیت، ترومبوز سپتیک عروقی اغلب موارد تنها با مصرف داروهای ضدقارچی قابل درمان است. آمفوتریسین B بمدت 1 تا 2 ماه تجویز می شود. همچنین می توان از فلوسیتوزین به هنگام شروع درمان کمک گرفت. استفاده از مواد ضد انعقاد رضایتبخش است، ولی جهت درمان موفق، وجود آنها ضروری نیست. ترومبوفلبیت و سپتیک کاندیدایی با تجویز آمفوتریسین B بمدت 2 هفته درمان می شود.
مننژیت
این فرم از بیماری بیش از 60 درصد نوزادان کم وزن مبتلا به کاندیدیازیس منتشر را گرفتار می کند. این بیماری مرگ و میر بالایی داشته و درصورت بهبود، آسیب های عصبی جدی به جا می گذارد. تظاهرات بالینی غیراختصاصی هستند. ممکن است مایع مغزی نخاعی طبیعی باشد. کشت مایع مغزی نخاعی در50 درصد موارد مثبت می شود.
استفاده وسیع الطیف آنتی بیوتیکها، مداخلات مغزی و مننژیت اولیه باکتریایی بعنوان فاکتورهای مخاطره آمیز مطرح هستند. مننژیت کاندیدایی معمولاً سیر آهسته ای دارد.
تشخیص بیماری مشکل است، اما در بیماران مننژیتی که به درمان آنتی بیوتیکی پاسخ نمی دهند و یا درکاندیدیازیس منتشر همراه با علایم عصبی، مننژیت کاندیدایی مورد ظن قرار می گیرد. یافته های مایع مغزی نخاعی، بیماری را از مننژیت باکتریایی تمیز می دهد، بطوریکه غلظت پروتئین مایع مغزی نخاعی ممکن است بالا باشد، گلوکز پایین یا درحد طبیعی بوده و نوتروفیلی و یا افزایش لمفوسیتی مشاهده می شود. جداسازی کاندیدا از مایع مغزی نخاعی تشخیص را قطعی می کند. کاندیدا آلبیکنس عامل اصلی مننژیت کاندیدایی است.
آبسه مغزی و آنسفالیت منتشر از اشکال دیگر کاندیدیازیس سیستم عصبی مرکزی می باشند. این ضایعات با پرتونگاری سی تی اسکن و یا MRI قابل شناسایی هستند. آبسه های بزرگ، علایم عصبی موضعی به همراه دارند ولی ضایعات کوچک منتشر در مغز، اختلالات عصبی واضحی را بوجود نمی آورند.
درمان بیماری با آمفوتریسین Bو فلوسیتوزین انجام می گیرد. نیمه عمر فلوسیتوزین در بدن نوزادان طولانی بوده و غلظت دارو در فواصل 12 تا 24 ساعت کنترل می شود. درمان بمدت 4 هفته پس از برطرف شدن علایم بیماری ادامه می یابد. همچنین کانونهای عفونی باید خارج شوند.
آندوفتالمیت و کوریورتینیت
انتشار خونی کاندیدا می تواند باعث التهاب کوروئید و شبکیه (کوریوتینیت) و سپس با درگیری زجاجیه منجر به آندوفتالمیت گردد. درصورت عدم درمان با پیشروی عفونت و نکروز شبکیه، بینایی شخص مختل می شود. بنابراین تشخیص و درمان به موقع بیماری از اهمیت بالایی برخوردار است.
کاهش دید و درد چشم از تظاهرات بالینی بیماری است. بررسیهای فوندوسکوپی، ضایعات تیپیک سفید- زرد با حاشیه مشخص را در کوروئید، شبکیه و زجاجیه نشان می دهد. تشخیص قطعی بیماری بر بررسیهای هیستوپاتولوژی یا جداسازی کاندیدا از نمونه های بیوپسی استوار است. کاندیدا آلبیکنس مهمترین عامل بیماری است ولی در40 درصد موارد سایر گونه های کاندیدا جداسازی می شود.
آمفوتریسین B و فلوسیتوزین بهترین گزینه درمانی هستند و بمدت 6 تا 12 هفته تجویز می شوند. فلوکونازول به غلظت بالایی در زجاجیه می رسد ولی تا زمانیکه تجربیات استفاده از این دارو بدست آید نمی توان آنرا بعنوان خط اول درمان استفاده نمود. ضایعات بزرگ و پیشروی کننده نیاز به جراحی و درمان داخل چشمی با آمفوتریسین B دارند.
التهاب مری
بیماری در شرایط کاندیدیازیس دهانی و یا بطور غیرمعمول، بدون درگیری حلقی دهانی بوجود می آید. این عارضه باید از بیماریهای مشابه ناشی از سیتومگالوویروسها و هرپس ویروسها افتراق داده شود. بررسیهای آندوسکوپی و رادیولوژی در تشخیص بیماری بکار می رود. تشکیل پلاک های سفید با التهاب شدید از یافته های بارز آندوسکوپی می باشد.
بیماری با مصرف فلوکونازول و یا محلول خوراکی ایتراکونازول بمدت 2 تا 3 هفته قابل درمان است. کپسول ایتراکونازول و کتوکونازول تأثیر کمتری دارد، زیرا جذب دارو متغیر است. در صورتیکه پس از 2 هفته درمان، تظاهرات بیماری برطرف نشود، مطالعات بیشتری در زمینه مقاومت دارویی، تأثیر متقابل دارویی و یا عفونت های غیر کاندیدایی مورد نیاز است.
در بیماران مقاوم به درمان آزولی از آمفوتریسین B تزریقی استفاده می شود. با این حال عود بیماری شایع بوده و نیاز به درمان نگهدارنده دارد.
کاندیدیازیس معدی روده ای
در بیماران مبتلا به سرطانهای ناتوان کننده، کاندیدیازیس معده معمول است. بیماری اغلب بدون علامت بوده و در زمان حیات بیمار بندرت تشخیص داده می شود. زخمهای مخاطی شایعترین ضایعات بیماری هستند. سوراخ شدن مخاط معده منجر به عفونت می گردد. کاندیدیازیس روده ای هم بصورت زخمهای مخاطی بروز می کند. استقرار کاندیدا در روده زنگ خطری برای شروع علایمی نظیر کاهش وزن، سردرد، اسهال و خستگی عمومی است.
کاندیدیازیس داخل رحمی
با وجود اینکه کاندیدیازیس علامتدار ناحیه تناسلی تحتانی یکی از شایعترین بیماریهای دوره بارداری بشمار می رود، ولی عفونت جنینی شایع نیست. عقیده براین است که عفونت رحمی در نتیجه صعود عفونت از ناحیه ژنیتال مادر بوجود می آید. عفونت جنینی غالباً متعاقب آلودگی مایع آمنیوتیک بروز می کند. کاندیدیازیس داخل رحمی بصورت ضایعات منتشر سفید- زرد کوچک بر سطح بند ناف ظاهر می شود و ضایعات جلدی مادرزدای در نوزادان مبتلا مشاهده می گردد.
کاندیدیازیس در میزبانان خاص
معتادان تزریقی به اشکال غیرمعمول کاندیدیازیس منتشر دچار می شوند. در این افراد، عفونتهای جلدی ندولار و فولیکولار چرکی به همراه ضایعات چشمی، استخوانی و مفصلی بوجود می آید. تب ناگهانی، سردرد و درد عضلانی چندین ساعت بعد از تزریق مواد مخدرآلوده به قارچ ظاهر می شود. تب بمدت 24 تا72 ساعت ادامه داشته و در بیش از90 درصد بیماران ضایعات جلدی بروز می کند و چندین هفته بعد از عفونت، علایم آندوفتالمیت ( 40 تا60 درصد بیماران ) و ضایعات مفصلی و استخوانی (20 تا30 درصد بیماران ) ظاهر می شود.
اقدامات تشخیصی وتفسیر نتایج
تشخیص کاندیدیازیس مهاجم دشوار است، زیرا تظاهرات بالینی متنوع و غیراختصاصی دارد. معمولاً تشخیص بر پایه یافته های بالینی، رادیولوژی، میکروبیولوژی و هیستوپاتولوژی استوار است. در بررسی های هیستوپاتولوژی و یا سیتوپاتولوژی مخمرهای جوانه دار، سودوهیف و یا هیف حقیقی در نمونه های بیوپسی بافتی و آسپیره جداسازی می شوند. شناسایی آنتی ژنهای قارچی و استفاده از آزمایش مولکولی PCR در تشخیص بیماری مفید واقع می شود، ولی در حال حاضر بطور روتین از این روشها استفاده نمی شود.
میکروسکوپی
شناسایی مخمرهای جوانه دار، سودوهیف و هیف حقیقی در مقاطع بافتی و مایعات استریل بدن، تشخیص کاندیدیازیس مهاجم را مطرح می کند. بطور طبیعی، کاندیدا گلابراتا سلولهای مخمری تولید می نماید و کاندیدا آلبیکنس تنها گونه ای است که توانایی تولید هیف حقیقی را دارد.
کشت
بسیاری از گونه های کاندیدا فلور طبیعی دهان و دستگاه گوارش می باشند و جداسازی کاندیدا از نمونه های خلط و یا مدفوع دلیل بیماریزایی نیست. البته استقرار اولیه قارچ بعنوان یک فاکتور مخاطره آمیز برای بیماریهای مهاجم در افراد ناتوان محسوب می شود. جداسازی مخمر از خون و سایر مایعات استریل بدن و بافت ها، عفونت منتشر مهاجم را تأیید می کند. نمونه اخذ شده باید هرچه سریعترکشت داده شود تا از تکثیر و ازدیاد ارگانیسم و اشکال در تفسیر نتایج اجتناب گردد. توصیه می شود قبل از شروع درمان، تشخیص قطعی صورت پذیرد زیرا گونه های مختلف کاندیدا نسبت به داروهای ضدقارچی حساسیت یکسانی ندارند.
کشت خون در50 درصد بیماران نوتروپنیک مبتلا به کاندیدیازیس منتشر و80 درصد موارد آندوکاردیت مثبت می شود. روش لیز و سانتریفوژ بسیار حساستر از کشت خون معمولی است. جداسازی کاندیدا از نمونه ادرار اغلب بیانگر عفونت نیست. جداسازی کاندیدا تروپیکالیس از ادرار بیشتر از کاندیدا آلبیکنس با کاندیدیازیس مهاجم ارتباط دارد. شمارش بیش از cfu/ml 104×1 در بیماران بدون کاتتر ادراری می تواند معنی دار باشد. شمارش بالا در اشخاصی که از کاتتر ادراری استفاده می کنند، معمولاً با ارزش است. جداسازی کاندیدا از مایع مغزی نخاعی بطور قطع تشخیص مننژیت را مسجل می کند، اما این روش نیاز به تکرار کشت و اخذ مقادیر بالای مایع مغزی نخاعی دارد.
نمونه خلط اغلب با ارگانیسمهای ساکن در دهان آلوده می شود و تفسیر نتایج کشت خلط به دقت خاصی نیازمند است. بیوپسی ریوی نتایج قابل اعتمادتری در تشخیص کاندیدیازیس ریوی به همراه دارد.
سرولوژی
تستهایی برای ردیابی آنتی بادیهای ضد کاندیدا طراحی شده است، ولی جهت استفاده روتین در تشخیص بیماریهای مهاجم کاندیدا محدودیت هایی دارند. این تستها در موارد استقرار مخاطی و یا بیماریهای سطحی، نتایج مثبت کاذب دارد و در بیماران سرکوب شده ایمنی، نتیجه منفی کاذب می دهد. جهت رفع این نواقص تلاشهایی در زمینه شناسایی آنتی ژنهای کاندیدا صورت گرفته است. در این زمینه مطالعات گسترده ای جهت شناسایی تعدادی از آنتی ژنهای کاندیدا از جمله مانان ( ترکیبات دیواره ای مقاوم به حرارت )، انولاز، پروتئیناز و سایر آنتی ژنهای سیتوپلاسمی صورت گرفته است. تست آلگوتیناسیون لاتکس جهت شناسایی مانان امروزه بطور تجاری در اختیار آزمایشگاهها قرارگرفته است.
یکی از روشهای تشخیص کاندیدیازیس مهاجم، ردیابی متابولیت D آرابینیتول در سرم و یا نمونه ادراریاست. این متابولیت توسط گونه های مهم پزشکی به استثنای کاندیدا کروزه ای و کاندیدا گلابراتا تولید می شود. متابولیت اخیر با استفاده از روشهایی نظیر فلورومتریک آنزیمی و کلرومتریک آنزیمی و غیره شناسایی می شود. با توجه به اینکه در نارسایی کلیوی، غلظت D آرابینیتول در مایعات بدن افزایش می یابد، نتیجه آزمایشگاهی را بصورت نسبت آرابینیتول به کراتینین گزارش می کنند.
تشخیص مولکولی
روشهای متعدد بر پایه PCR جهت شناسایی ژنوم کاندیدا در خون، سرم، مایع مغزی نخاعی و سایر نمونه های بالینی راه اندازی شده است. نواحی متعدد ژنومی از جمله DNA ریبوزومی در محور این مطالعات قرارگرفته اند. روشهای مولکولی امکان تشخیص سریع کاندیدا را در نمونه های بافتی و مایعات بدن فراهم می کند، اما نتایج مثبت کاذب نیز وجود داشته و استاندارد سازی به شکل تجاری صورت نگرفته است و استفاده روتین از این تستها هنوز کاملاً جا نیفتاده است.
پیشگیری
اگر چه فاکتورهای متعددی در ارتباط با عفونت های مهاجم کاندیدایی دخیل هستند ولی تعداد کمی از این فاکتورها قابل پیشگیری یا تعدیل پذیر می باشند. شستن دستها و رعایت بهداشت کارکنان مراکز بهداشت و حذف منابع بالقوه عفونت بطور چشمگیری بروز بیماری را کاهش می دهد. استفاده از مواد ضدعفونی کننده دست قبل از انجام پروسه های درمانی مهاجم بر روی بیماران توصیه می شود. همچنین استفاده از دستکش بعنوان یک سد فیزیکی از انتشار عفونت جلوگیری می کند. تعویض دستکش قبل و بعد از تماس با بیمار و یا ماده ضدعفونی کننده توصیه می شود.
احتیاط لازم در زمان وارد کردن کاتتر، از بروز عفونت و آلودگی خونی جلوگیری می کند. استفاده طولانی مدت از کاتتر خطر عفونت را افزایش می دهد. پروفیلاکسی با فلوکونازول، عفونت های سطحی و عمقی کاندیدا را کاهش می دهد.

 


 
 
کاندیدیازیس جلدی مخاطی
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 

مخمرهای کاندیدا قارچهای فرصت طلبی هستند که قادرند در افراد ناتوان و سرکوب شده ایمنی عفونتهای مهاجم حاد و یا مزمن ایجاد نمایند، با این وجود، اغلب با بیماریهای مخاطی، پوستی و عفونت ناخن در ارتباط هستند. کاندیدا آلبیکنس مهمترین عامل کاندیدیازیس سطحی می باشد. بسیاری از اعضاء جنس کاندیدا بعنوان پاتوژن انسانی مطرح هستند. تعدادی از این ارگانیسمها دو شکلی بوده و به اشکال مخمری، سودوهیف و یا هیف حقیقی رشد می کنند. بعنوان مثال؛ کاندیدا گلابراتا فقط به فرم مخمری رشد میکند، در حالی که کاندیدا آلبیکنس در بافت میزبان هیف حقیقی تشکیل می دهد.
اپیدمیولوژی
کاندیدیازیس انتشار جهانی دارد. گونه های مختلف جنس کاندیدا در دهان و دستگاه گوارش 30 تا50 درصد افراد طبیعی حضور دارند و حدود 20 درصد زنان این ارگانیسم را در دستگاه ژنیتال خود حمل می کنند. کاندیدا آلبیکنس بندرت از پوست سالم جدا شده و شیوع آن در پوست سالم بسیار کمتر از کاندیدا پاراپسیلوزیس و کاندیدا گیلرموندی است، درحالیکه کاندیدا آلبیکنس اغلب در پوست مرطوب، مخاطات، زخم و یا ناخن کلنیزه می شود.
اکثر عفونتهای سطحی کاندیدایی منشاء آندوژن دارند و از طریق دهان، دستگاه گوارش، قسمتهای پایین ژنیتال و یا پوست کسب می شوند، گاهی اوقات نیز از شخصی به شخص دیگر انتقال می یابند. بعنوان مثال؛ کاندیدیازیس دهان نوزادان با عفونت ژنیتال مادران در ارتباط است و این نوزادان عفونت کاندیدایی را از واژن مادر در حین زایمان کسب می کنند، همچنین دست مادر و پرسنل بیمارستانی می تواند منبع دیگری برای عفونت باشد.
عقیده بر این است که سیستم ایمنی همورال و سلولی نقش حفاظتی در برابر عفونت های کاندیدایی ایفاء می کنند. همچنین ایمنی غیراختصاصی نیز اهمیت دارد. بخوبی روشن است که مکانیسم دفاعی در برابر کاندیدیازیس مخاطی، جلدی و یا احشایی متغیر بوده و با مشارکت تعدادی از عوامل حاصل می شود. حتی کوچکترین اختلال در مکانیسمهای دفاعی کافی است تا کاندیدا آلبیکنس عفونت جلدی یا مخاطی ایجاد نماید و نقص جدی در سیستم دفاعی بدن منجر به عفونت های مهاجم مخاطره آمیز می شود که اغلب توسط گونه های فرصت طلب نظیرکاندیدا پاراپسیلوزیس بوجود می آید.
اکثر موارد کاندیدیازیس حلقی دهانی توسط کاندیدا آلبیکنس و به مراتب کمتر توسط کاندیدا گلابراتا، کاندیدا تروپیکالیس، کاندیدا پاراپسیلوزیس و کاندیدا کروزه ای ایجاد می شود. برای استقرار عفونت حلقی دهانی، فاکتورهای مستعد کننده موضعی و عمومی اهمیت دارند. افراد ناتوان و سرکوب شده ایمنی از قبیل؛ مبتلایان به دیابت ملیتوس، مصرف کنندگان کورتیکوستروئید، گیرندگان پیوند و بیماران ایدزی نسبت به این بیماریها حساس می باشند. همچنین فاکتورهای موضعی از قبیل خشکی دهان، زخمهای غیربهداشتی دهان و دندان مصنوعی نامناسب برای استقرار چنین عفونتهایی تأثیر گذار هستند. اکثر عفونتها در مواضع مرطوب و پوشش دار بعلت ساییدگی ایجاد می شوند. استقرار چنین عفونتهایی بعنوان یکی از تظاهرات بالینی اولیه در بیماران ایدزی فاقد علامت مطرح است و می تواند نشانه قابل قبولی بر پیشرفت بیماری باشد.
فاکتورهای ژنتیکی و رفتاری شامل دیابت ملیتوس کنترل نشده، مصرف آنتی بیوتیک، مصرف داروهای ضد بارداری و روابط جنسی دهانی - تناسلی با افزایش استقرار کاندیدا در ارتباط است.
بیش از80 درصد واژینیت های علامتدار توسط کاندیدا آلبیکنس ایجاد می شود و بقیه موارد توسط کاندیدا گلابراتا ( 5 تا10 درصد ) و یا کاندیدا تروپیکالیس ( کمتر از 5 درصد ) بوجود می آید. بندرت عواملی را بعنوان فاکتور تسریع کننده تبدیل فرم موضعی بدون علامت به فرم بیماریزا شناسایی و مد نظر قرار می دهند، هرچند که واژینیت علامتدار در زنان باردار بسیار شایع تر است. علاوه بر این بخش عمده ای از زنانی که کاندیدیازیس مزمن و یا عود کننده دارند برای اولین بار عفونت را در دوران حاملگی بروز می دهند. همچنین واژینیت علامتدار در زنان مبتلا به دیابت ملیتوس کنترل نشده بالا است. البته دیابت ملیتوس بعنوان فاکتور مستعد کننده برای سایر اشکال کاندیدیازیس هم مطرح می باشد. میزان بروز پایین واژینیت کاندیدایی بعد از یائسگی بیانگر وابستگی هورمونی این عفونت می باشد. اکثر بیماریهای زنان مسن با دیابت ملیتوس کنترل نشده و یا مصرف استروژن خارجی در ارتباط است.
واژینیت کاندیدایی اغلب در طول دوره یا بعد از دوره مصرف وسیع الطیف آنتی بیوتیکی مشاهده می شود. کاندیدیازیس جلدی مخاطی مزمن اغلب در افرادی مشاهده می شود که اختلال عملکردی در سلولهای T و یا تولید فاکتورهای فعال کننده ماکروفاژی دارند. کاندیدیازیس جلدی مخاطی مزمن علاوه بر بیماریهای وسیع و گسترده جلدی یا مخاطی، بندرت به فرم عمقی و منتشرتبدیل می شود.
تظاهرات بالینی
کاندیدیازیس حلقی دهانی
این بیماری به 3 فرم بالینی مجزا تفکیک می شود؛
1- کاندیدیازیس با غشاء کاذب
2- کاندیدیازیس اریتمایی یا آتروفی
3- کاندیدیازیس هیپرپلاستیک یا هیپرتروفیک
کاندیدیازیس با غشاء کاذب ( برفک ) عفونت حادی است که در افراد سرکوب شده ایمنی، مصرف کنندگان استروئیدی و بیماران ایدزی شایع است. همچنین در نوزادان، افراد مبتلا به لوسمی و بدخیمی های دیگر مشاهده می شود. این فرم از بیماری با ضایعات سفید برجسته در سطح دهان، زبان، سقف دهان و لوزه ها همراه است. ضایعات درصورت عدم درمان گسترش یافته و پلاکهای به هم پیوسته ای را ایجاد می کنند، امکان دارد ساییدگی و زخم مخاطی هم مشاهده شود. ضایعات اغلب بدون درد است. امکان انتشار عفونت به گلو وجود دارد و در این حالت، عمل بلع به سختی صورت می گیرد. در بیماران ایدزی ضایعات غشاء کاذب پایدار بوده و اغلب بخش وسیعی از دهان را درگیر می سازد.
تشخیص افتراقی این فرم از بیماری از کاندیدیازیس هیپرپلاستیک ( لکوپلاکی دهانی ) اهمیت دارد. ساده ترین راه تشخیص فرم غشاء کاذب، کندن ضایعات است؛ اگر با برداشت پلاک یک بستر فرسوده قرمز و گاهی خونی مشاهده شود، تشخیص این فرم از بیماری مسجل می گردد.
کاندیدیازیس اریتماتوس ( آتروفیک ) اغلب با مصرف وسیع الطیف آنتی بیوتیکها، کورتیکوستروئیدها و عفونت HIV در ارتباط است. این حالت می تواند با طولانی شدن فرم غشاء کاذب و افتادن پلاک های مربوطه ایجاد شود که بصورت ضایعات قرمز رنگ درکام و یا پشت زبان مشاهده می شود.
در صورت درگیری زبان، پشت زبان صاف و درخشان می شود. حرکات زبان محدود شده و در حاشیه جانبی بدلیل تروما متورم می گردد. مخاط دهان آنقدر حساس می شود که بیمار به سختی و با درد غذاهای جامد و مایعات سرد و یا گرم را مصرف می کند.
کاندیدیازیس هیپرپلاستیک ( لکوپلاکیای کاندیدایی ) بسیار با اهمیت است، زیرا ممکن است به سمت بدخیمی پیشرفت کند. حدود 5 درصد از همه لکوپلاکیاها به سمت بدخیمی پیش می روند اما برای لکوپلاکیای کاندیدایی این رقم به 15 تا20 درصد می رسد.
در مورد اینکه ضایعات هیپرپلازی بعداً توسط مخمرهای کاندیدایی عفونی می شوند و یا عفونت کاندیدایی منجر به هیپرپلازی می شود، اختلاف نظر وجود دارد. این ضایعات معمولاً در سطوح داخلی گونه ها و در موارد کمتری در سطح زبان ایجاد می شوند. ضایعات معمولاً بدون درد بوده و با استعمال دخانیات و یا حضور زخمهای موضعی دهان در ارتباط است. شکل ضایعات از سفید مات تا پلاکهای بزرگ و کاملاً تیره متغیر است. در ضایعاتی که توأماً حاوی پلاکهای قرمز ( اریتروپلاک ) و پلاکهای سفید (لکوپلاک) هستند احتمال پیشروی به سمت بدخیمی بیشتر است. برخلاف کاندیدیازیس غشاء کاذب، پلاکهای هیپرپلاستیک از سطح مخاط کنده نمی شوند.
علاوه بر 3 فرم یاد شده ضایعات دیگری نیز در ارتباط با بیماریهای دهانی کاندیدا وجود دارند. کاندیدیازیس آتروفیک مزمن ( استوماتیت دندانهای مصنوعی ) با عدم رعایت نکات بهداشتی دندانهای مصنوعی مرتبط است. غیر از موارد اندکی، معمولاً این حالت بدون علامت بوده ( بدون درد) و اغلب زمانی متوجه آن می شوند که نیاز به پروتز جدید می باشد.
التهاب گوشه لب معمولاً با سایر اشکال کاندیدیازیس حلقی دهانی مخصوصاً استوماتیت دندانی در ارتباط است، این حالت در بیش از 20 درصد بیماران ایدزی گزارش می شود.
بیمارانی که سیستم ایمنی طبیعی دارند نسبت به درمان موضعی با نیستاتین، آمفوتریسینB و یا ایمیدازول ها بخوبی پاسخ می دهند. کاندیدیازیس غشاء کاذب نوزادان را می توان با سوسپانسیون خوراکی نیستاتین و یا آمفوتریسین B درمان نمود، معمولاً پس از 2 هفته درمان، بهبودی حاصل می شود. کودکان و بزرگسالان مبتلا به کاندیدیازیس غشاء کاذب با قرص های کلوتریمازول، سوسپانسیون خوراکی نیستاتین و آمفوتریسین B و یا ژل دهانی میکونازول درمان می شوند. داروی استعمالی تا حد امکان در دهان نگهداری می شود تا تأثیرگذار باشد و درمان تا 48 ساعت پس از رفع علایم و بهبود ضایعات ادامه می یابد.
در بیماران ایدزی و سایر افراد سرکوب شده ایمنی، درمان ضدقارچی موضعی با عود مکرر بیماری همراه است و لذا، استعمال داروهای خوراکی توصیه می شود. علاوه بر درمان دارویی لازم است تا دستورات بهداشتی به بیماران آموزش داده شود. در بیماران ایدزی مبتلا به کاندیدیازیس حلقی دهانی، فلوکونازول خوراکی نسبت به ایتراکونازول و کتوکونازول تأثیر بهتری دارد. تست حساسیت دارویی ضدقارچی می تواند در ارزیابی پاسخ درمانی فلوکونازول و ایتراکونازول تعیین کننده باشد. استفاده از آمفوتریسین B تزریقی بعنوان آخرین راهکار درمانی در مبتلایان به کاندیدیازیس حلقی دهانی مطرح است. کاندیدیازیس آتروفیک مزمن با داروهای ضدقارچی موضعی از قبیل؛ نیستاتین، آمفوتریسین B و یا ایمیدازول ها درمان می شود. بیماران باید دندانهای مصنوعی خود را هر شب خارج کرده و استریل نمایند، پس از رفع این مشکل، معمولاً پروتز جدیدی مورد نیاز است. التهاب گوشه لب با استفاده از داروهای ترکیبی مشتمل بر ترکیبات ضدقارچی، استروئیدی و آنتی باکتریال انجام می گیرد.
کاندیدیِازیس واژن
این بیماری بسیار شایع است. اکثر بیماران به درمان پاسخ خوبی نشان می دهند و در برخی موارد، عود مجدد دیده می شود. گروهی نیز علائم بالینی پایداری را نشان می دهند که نسبت به درمان مقاوم است. بیش از 75 در صد زنان حداقل یک بار این بیماری را در طول زندگی تجربه کرده اند و 40 تا 50 درصد این اشخاص بیش از یک بار به آن دچار شده اند.
کاندیدا آلبیکس مهمترین عامل بیماری بوده و 85 درصد عفونت های واژن را بخود اختصاص می دهد. کاندیدا گلابراتا 5 تا 15 درصد موارد را موجب می شود. غالبا عفونتهای ناشی از کاندیدا گلابراتا ملایم هستند با این وجود نسبت به درمان آزولی مقاوم می باشند.
اکثر زنان مبتلا به کاندیدیازیس واژن از خارش و سوزش همراه یا بدون ترشحات چرکی شکایت دارند. بیماری اغلب بطور ناگهانی شروع شده و در زنان غیرحامله در طول یک هفته مانده به قاعدگی تظاهر می کند. برخی از خانمها از عود مجدد بیماری یا تشدید علایم آن در هر دوره قاعدگی شکایت می کنند. استحمام یا رختخواب گرم خارش را تشدید می کند. سوزش ادراری و مقاربت دردناک نیز شایع است.
اریتم و شکاف در فرج از شایعترین یافته های بالینی محسوب می شود. در اغلب موارد عفونت در حاشیه جلدی مخاطی مدخل واژن لوکالیزه می شود، ولی امکان گسترش و گرفتاری لب های واژن نیز وجود دارد. ممکن است بثورات پوستولی یا وزیکولی در چین های ناحیه پرنئال (شرمگاهی) مشاهده شود. همچنین واژینیت مترشحه از دیگر علایم شایع بالینی است. حضور پلاکهای سفید ضخیم در فرج، واژن و اپتلیوم گردن رحم از علایم کلاسیک کاندیدیازیس واژن می باشد. این علایم در تشخیص کمک کننده هستند. ترشحات اغلب بصورت غلیظ، سفید و دلمه ای است، ولی ممکن است رقیق و چرکی نیز باشد.
این بیماری باید از واژینیت باکتریایی، تریکومونیازیس، بیماریهای کلامیدیایی و گنوکوکی افتراق داده شود. سایر عوامل خارش مخاطی عبارت از بیماریهای هرپسی، درماتیت تماسی، پسوریازیس و آلرژی ( از قبیل واکنش به داروهای ضدقارچی ) هستند.
باید خاطر نشان کرد که عفونت مختلط و همزمان کاندیدایی و تریکومونیازیس معمول است ولی در بیماریهای باکتریایی واژن، عفونت کاندیدایی کمتر شایع است.
این بیماری معمولاً به درمان موضعی با نیستاتین و یا ایمیدازولها ( کلوتریمازول یا میکونازول ) پاسخ می دهد. نیستاتین دوره درمانی طولانی و موفقیت درمانی کمتری ( 75 تا 80 درصد ) نسبت به آزول ها ( 90 درصد ) نشان می دهد.
شیاف های مهبلی 100000 واحدی نیستاتین بمدت 14 شب متوالی بدون توجه به دوره پریود استعمال می شود. درصورتیکه عفونت فرج هم مساله ساز شود از کرم نیستاتین بمدت 2 هفته استفاده می گردد. طیف وسیعی از ایمیدازول ها بصورت موضعی برای درمان واژینیت کاندیدایی بکار می روند، این داروها پاسخ درمانی بهتری نسبت به نیستاتین داشته و عود مجدد پایین است، همچنین عوارض جانبی بندرت مشاهده می شود. دوره درمانی 1 تا 7 روز می باشد. دوره درمانی کوتاه مدت ( با دوز بالا ) بهتر پاسخ می دهد، ولی در اولین برخورد، از درمان بلند مدت 6 روزه استفاده می شود. درمان واژینیت در زنان حامله بسیار دشوارتر است، زیرا پاسخ درمانی آهسته بوده و عود مجدد به کرات مشاهده می شود. بسیاری از داروهای موضعی، بویژه هنگامیکه با دوره های طولانی مدت 1 تا 2 هفته ای تجویز شوند مؤثر می باشند. درمان خوراکی و کوتاه مدت ایتراکونازول در واژینیت کاندیدایی جایز است. این داروها نسبت به ترکیبات ضد قارچی موضعی پر هزینه هستند ولی پاسخ مناسبی در پی دارند.
زنانی که عود مکرر واژینیت کاندیدایی دارند ( بیش از 3 مورد در سال ) با مشکلات جدی درمانی مواجه هستند. اغلب این بیماران دچار افسردگی یا مشکلات جنسی روانی هستند. تشخیص صحیح بیماری ضروری است و باید مطمئن شد که بیماران از فاکتورهای مستعدکننده اجتناب می کنند، هر چند این موضوع همیشه عملی نیست. بررسیهای پزشکی از نظر دیابت ملیتوس و انجام آزمایشهای قارچ شناسی ضروری است.
در زنانی که مبتلا به واژینیت کاندیدایی عود کننده هستند نیازی به بررسی استقرار کاندیدا آلبیکنس در دهان و یا دستگاه گوارش نیست. مطالعات نشان می دهد که مصرف خوراکی نیستاتین، استقرار داخل روده ای کاندیدا آلبیکنس را کاهش می دهد، ولی از عود مجدد واژینیت جلوگیری نمی کند. نقش شریک جنسی در واژینیت ها نامعلوم است و درمان خوراکی و یا موضعی همسران از عود مجدد واژینیت زنان مبتلا جلوگیری نمی کند.
مقاومت دارویی یکی از دلایل شکست درمانی است ولی سایر فاکتورها از قبیل؛ واکنش های آلرژیک و یا درمانهای ناقص نیز عامل مهمی برای عدم موفقیت درمان تلقی می شوند. در مقایسه با کاندیدا آلبیکنس؛ گونه گلابراتا حساسیت کمتری نسبت به فلوکونازول و سایرآزول ها دارد. عفونتهای عود کننده کاندیدا گلابراتا گاهی اوقات با داروهای موضعی نظیر نیستاتین و یا اسید بوریک تحت مداوا قرارمی گیرند.
کاندیدیازیس دستگاه تناسلی مردانه
معمولاً بیماری بصورت بالانیت یا التهاب گلنس و پره پوس تظاهر می کند. اغلب بیماران از درد و خارش ناحیه گلنس پنیس شکایت دارند و در موارد کمتر نیز ترشحات چرکی مشاهده می شود. ضایعات ماکوپاپولار با اریتم منتشر درگلنس ایجاد شده و گاهی اوقات استسقاء لحمی و شکاف در چینهای پوستی گلنس بوجود می آید. حدود 20 درصد مردانی که با زنان مبتلا به واژینیت کاندیدایی نزدیکی داشته اند، 24 تا 48 ساعت پس از مقاربت شکایتی از خارش و درد در گلنس پنیس ابراز می کنند. مردانی که از کاتترهای تناسلی طولانی مدت استفاده می کنند اغلب به کاندیدیازیس تناسلی مزمن و یا عود کننده دچار می شوند. تنها اتکاء به تظاهرات بالینی، برای تشخیص کاندیدیازیس کفایت نمی کند، لذا نمونه آزمایشگاهی از شیار تاجی پنیس و کیسه زیر غلفه ای اخذ شده و مشاهده مستقیم میکروسکوپی و کشت انجام می گیرد. همچنین بیماران باید از نظر دیابت ملیتوس مورد بررسی قرار گیرند.
بیماران مبتلا با کرمهای ضدقارچی و یا شستشو با محلول سالین درمان می شوند. داروی نیستاتین هر صبح و عصر بمدت حداقل 2 هفته استعمال می گردد. کرم موضعی کلوتریمازول، میکونازول و یا اکونازول هر صبح و عصر بمدت 1 هفته استفاده می شود. درصورتیکه بیماری به درمان پاسخ ندهد باید حضور بیماریهای غیر کاندیدایی، همچنین ارتباط جنسی با زنان آلوده مورد ارزیابی قرار گیرد.
کاندیدیازیس جلدی
این ضایعات بیشتر در نواحی چین دار پوست از قبیل؛ کشاله ران و چین های اطراف باسن ایجاد می شوند. بیماری در افراد چاق و دیابتی شایعتر است و کاندیدا آلبیکنس مهمترین عامل بیماری می باشد.
ضایعات اولیه اینترتریگو بصورت پاپولار و یا وزیکوپوستولار هستند که به مرور زمان بزرگ شده و در هم ادغام می شوند. ضایعات بزرگتر که اصطلاحاً ضایعات اقماری خوانده می شوند اریتم داشته و توسط تعدادی ضایعات کوچک پاپولوپوستولی احاطه میشوند..
استفاده از استروئیدهای موضعی ظاهر ضایعات را تغییر می دهد، بطوریکه افتراق آنها را از درماتوفیتوزیس مشکل می سازد. همچنین افتراق بیماریهای کاندیدایی بین انگشتی پا از بیماریهای درماتوفیتی بسیار دشوار است. در حقیقت بسیاری از این موارد بصورت عفونت توأم مشاهده می شوند.
کاندیدیازیس بین انگشتی دست بصورت شکافهای سفید بین انگشتی با حاشیه قرمز و مرطوب تظاهر می کند و اغلب دردناک است. این بیماری شایع نیست و معمولاً در افرادی که با آب سر و کار داشته و یا در معرض تروما هستند، بوجود می آید. کاندیدیازیس بین انگشتی اغلب با عفونت ناخن و اطراف ناخن در ارتباط است. در نوزادان غیر طبیعی، کاندیدیازیس جلدی مادرزادی با وزیکوپوستولهای مجزا که اغلب بستر اریتم دارند در زمان تولد و یا پس از تولد بوجود می آید. اکثر ضایعات در صورت و تنه ظاهر می شوند ولی ممکن است به سرعت انتشار یافته و تا 24 ساعت کل سطوح بدن را مبتلا کنند.
عقیده بر این است که عفونت نوزادی بصورت داخل رحمی یا حین زایمان کسب می شود و در50 درصد موارد آزمایش کاندیدیازیس واژینال مادران مثبت بوده است. در نوزادان پوستول ها برای مدت طولانی دوام ندارند و پوسته پوسته شده و تحلیل می روند. در نوزادان نارس و یا نوزادانی که با پارگی طولانی مدت پرده در زمان زایمان مواجه بوده اند، کاندیدیازیس جلدی مادرزادی به فرم مهاجم درآمده و به فرم منتشر حاد تبدیل می شود.
نقش کاندیدا آلبیکنس در جوشهای سرین و ناحیه دور مقعدی نوزادان و ارتباط آن با استعمال پوشاک کاملاً روشن نشده است. این حالت در حقیقت یک عفونت متعاقب درماتیت تحریکی محسوب می شود.
حدود 10 درصد بیماران نوتروپنیک مبتلا به کاندیدیازیس منتشر، ضایعات جلدی اریتماتوس و ماکروندولار نشان می دهند. همچنین ضایعات جلدی ندولار و فولیکولار در ارتباط با سوء استفاده دارویی گزارش شده است.
ضایعات جلدی به درمان موضعی با نیستاتین، ایمیدازول ها و یا آلیل آمین ها پاسخ می دهد. عوامل مستعد کننده از جمله دیابت ملیتوس بایدکنترل شود. استفاده از داروهای ترکیبی حاوی استروئیدها و یا آنتی باکتریال ها در درمان مؤثر است. کاندیدیازیس جلدی منتقله از مادر به نوزاد طبیعی اغلب بدون درمان و پس از چند هفته بهبود می یابد، البته استعمال دارو بهبودی را سرعت می بخشد. نوزادان نارس مبتلا، با داروهای سیستمیک از جمله آمفوتریسین B تحت درمان قرار می گیرند. عفونت ناشی از درماتیت تماسی پوشک با داروهای ترکیبی موضعی درمان می شود.
عفونتهای کاندیدایی ناخن
عفونتهای کاندیدایی 5 تا 10 درصد همه موارد اونیکومیکوزیس را بخود اختصاص می دهند. 3 فرم بالینی برای این بیماری توصیف شده است که شامل عفونت شیار ناخن ( پارونیکیا )، عفونت انتهایی ناخن و دیستروفی کامل ناخن میباشد.
عفونت ناخن در زنان بیشتر از مردان است و ناخن دست بیشتر از ناخن پا گرفتار می شود. بیماری در افرادی که مکرراً با آب در تماس هستند، شایع تر است. عفونت ناخن تمایل به گسترش به سمت دست دارد. انگشت های چهارم و پنجم کمتر از انگشت های شست و میانی گرفتار می شوند. کاندیدا آلبیکنس و کاندیدا پاراپسیلوزیس مهمترین عوامل اتیولوژیک بیماری هستند.
در فرم پارونیکیا، عفونت از بخش پروکسیمال شروع شده و پوست اطراف ناخن متورم، اریتم و دردناک می شود، بطوریکه شکاف واضحی بین شیار ناخن و صفحه ناخن ایجاد می کند. با پیشروی عفونت، صفحه ناخن به رنگ سفید، سبز و یا سیاه تغییر رنگ می دهد. ناخن کدر شده و شیارهای طولی و اریب بر سطح ناخن ایجاد می شود. ناخن شکننده شده و ممکن است از بستر جدا شود. برخلاف اونیکومیکوزیس درماتوفیتی ( کچلی ناخن ) وارد آمدن فشار و حرکت در ناخن دردناک است. عفونت توأم باکتریایی شایع است که اغلب تشخیص عامل بیماری را مشکل می سازد. عفونت دیستال ناخن بصورت اونیکولیز و هیپرکراتوز تظاهر می کند. تشخیص افتراقی بیماری از درماتوفیتوزیس ناخن دشوار است، ولی عفونت کاندیدایی تخریب کمتری نسبت به عفونت درماتوفیتی ایجاد می کند، علاوه بر این معمولاً ناخن های دست گرفتار می شود، درحالیکه 80 درصد بیماریهای درماتوفیتی در ناخن های پا بوقوع می پیوندد. اکثر مبتلایان عفونت دیستال کاندیدایی، از بی حسی یا درد انگشتان و اسپاسم سرخرگهای ناحیه رنج می برند. در بیماران مبتلا به کاندیدیازیس جلدی مخاطی مزمن، کاندیدا به صفحه ناخن تهاجم کرده و باعث ضخیم شدن و هیپرکراتوز آن می شود و اغلب به سمت دیستروفی کامل ناخن پیش می رود.
استعمال موضعی ایمیدازول ها و یا تربینافین اغلب پارونیکیای کاندیدایی را بهبود می بخشد. کرم و یا محلول ضدقارچی هر صبح و عصر بمدت 6 ماه استعمال می شود، همچنین اقداماتی برای کاهش خیس خوردگی ناخن انجام می گیرد. درگیری شدید پروکسیمال ناخن معمولاً نیاز به درمان خوراکی دارند. عفونتهای دیستال ناخن را می توان با آمورولفین موضعی و یا محلول تیوکونازول درمان نمود. عفونتهای شدید ناخن بندرت بهبود می یابند. در اینگونه موارد، ایتراکونازول خوراکی بهترین گزینه درمانی است. تربینافین در درمان عفونتهای کاندیدایی ناخن تأثیرکمتری نسبت به عفونتهای درماتوفیتی دارد.
کاندیدیازیس جلدی مخاطی مزمن
این اصطلاح برای توصیف گروهی از عفونتهای پایدار یا عود کننده مخاطی، جلدی و ناخن کاندیدایی بکار می رود و بیشتر در بیماران مبتلا به نقص ایمنی و اختلالات هورمونی بروز می کند. معمولاً در 3 سال اول زندگی ظاهر می شود. ضایعات ابتدا از دهان شروع شده و سپس سر، تنه و دست و پا را گرفتار می سازد. گاهی اوقات ناخن نیز درگیر شده و حتی ممکن است کل انگشت را مبتلا سازد.
چهار الگوی بالینی برای کاندیدیازیس جلدی مخاطی مزمن در کودکان توصیف شده است. دو فرم آن ارثی بوده و با ناهنجاریهای ژنتیکی اتوزومال غالب و مغلوب در ارتباط است. الگوی سوم بیماری با اختلالات هورمونی و بطور شایع با هیپوپاراتیروئیدیسم و در حد کمتری با هیپوآدرنالیسم و هیپوتیروئیدیسم مرتبط می باشد. برای الگوی چهارم هیچ گونه فاکتور ژنتیکی یا ناهنجاری هورمونی یافت نشده است.
کاندیدیازیس جلدی مخاطی مزمن در بزرگسالان با بیماریهای زمینه ای نظیر تومور تیموس و یا لوپوس اریتماتوس سیستمیک ارتباط دارد و همانند بیماری کودکان، با درگیری شدید غشاهای مخاطی، پوست و ناخن همراه است.
این ضایعات به درمان کوتاه مدت ضدقارچی پاسخ می دهند. دوره های درمانی بلند مدت در موارد درگیری ناخن مورد نیاز است. معمولاً بهبودی گذرا بوده و عود مجدد عفونت بکرات مشاهده می شود، مگر اینکه نقص ایمنی یا فاکتور زمینه ای بر طرف شود. استفاده از کتوکونازول خوراکی منجر به درمان موفق تعداد قابل توجهی از بیماران می شود، ولی درمان محافظتی برای حفظ این شرایط باعث ایجاد مقاومت دارویی می گردد.
امروزه ایتراکونازول و فلوکونازول جانشین کتوکونازول شده اند. این داروها تأثیر کمتری نسبت به ایمیدازولهای قدیمی دارند، ولی برای درمانهای طولانی مدت مناسب تر هستند.
اقدامات تشخیصی و تفسیر نتایج
تظاهرات بالینی کاندیدیازیس حلقی دهانی معمولاً واضح است. با این حال امکان دارد با ناهنجاریهای دیگری اشتباه گرفته شود، به همین دلیل بررسی میکروسکوپی اسمیر تهیه شده با سواب و یا تراش ضایعات، همچنین کشت و جداسازی ارگانیسم الزامی است. کاندیداها ساکن طبیعی دهان می باشند و لذا، جداسازی ارگانیسم از کشت به تنهایی نمی تواند عفونت را ثابت کند. برای اخذ نمونه و یا حمل آن به آزمایشگاه، از سواب استریل آغشته به سالین و یا آب مقطر استریل استفاده می شود.
تشخیص کاندیدیازیس واژینال بر پایه تظاهرات بالینی، مشاهده قارچ در اسمیر مستقیم و جداسازی از کشت متکی است. ایزوله کردن مخمر از کشت و اسمیر مستقیم حساسیت بیشتری ( 90 درصد ) نسبت به بررسی علایم بالینی داشته ( 40 درصد ) و قابل اعتمادتر است. نمونه گیری با استفاده از سواب استریل مرطوب از ترشحات و دیواره جانبی واژن صورت می گیرد.
تشخیص ضایعات غیرتیپیک اینترتریگو دشوار است. با جداسازی کاندیدا از کشت سواب و یا تراش ضایعات نمی توان بر تشخیص قطعی عفونت استناد کرد، زیرا این ارگانیسم به فراوانی بر روی طیف وسیعی از ضایعات پوستی کلنیزه می شود. در چنین مواردی، مشاهده قارچ در اسمیر مستقیم میکروسکوپی دلیل محکمتری بر تشخیص است. بخشی از پروسه تشخیصی عفونت ناخن بر شکل بالینی ضایعات متکی است. البته بررسی میکروسکوپی وکشت برای تأیید بیماری ضروری است. با استفاده از سواب مرطوب و یا لوپ میکروبی، از حاشیه متورم ناخن و یا زیر شیار ناخن نمونه برداری می شود. همچنین می توان با وارد کردن فشار، چرک موضع را جمع آوری نمود.
بررسی میکروسکوپی و جداسازی قارچ از ضایعات پروکسیمال ناخن دشواراست، اما بیماریهای دیستال و جانبی آسانتر نتیجه می دهند. جداسازی کاندیدا آلبیکنس از ناخن، بدون مشاهده آن در لام میکروسکوپی معمولاً بی ارزش است.
پیشگیری
از مهمترین و مؤثرترین راههای پیشگیری کاندیدیازیس حلقی دهانی می توان به رعایت بهداشت دهان و دندان، ترک سیگار و اجتناب از مصرف غیر ضروری آنتی بیوتیکها و استروئیدها اشاره کرد. اکثر موارد کاندیدیازیس جلدی با مرطوب شدن و خیس خوردن پوست در ارتباط است و پیشگیری از این موارد مستلزم خشک نگه داشتن دقیق موضع می باشد. روشهای مختلف پیشگیری دارویی جهت کاهش میزان استقرار دهانی گونه های کاندیدا و کاهش کاندیدیازیس حلقی دهانی در بیماران نوتروپنی بکار رفته است. مؤثرترین راه پیشگیری از کاندیدیازیس جلدی مخاطی در بیماران ایدزی استفاده از داروهای نوترکیب ضد رتروویروسی و برگشت عملکرد سیستم ایمنی بیماران است.
کاندیدیازیس مهاجم
مخمرهای کاندیدا علاوه بر بیماریهای جلدی مخاطی قادرند بیماریهای مهاجم حاد و یا مزمن در بیماران سرکوب شده ایمنی و افراد ناتوان ایجاد نمایند. این بیماریها ممکن است یک ارگان را درگیر کنند و یا بیماری منتشر ( کاندیدیازیس منتشر ) ایجاد نمایند.
عامل بیماری
کاندیدا آلبیکنس بعنوان مهمترین عامل کاندیدیازیس سطحی و مهاجم شناخته شده است. هرچند بخشی از این بیماریها توسط سایر اعضاء جنس کاندیدا بوجود می آید. اختلافات قابل ملاحظه ای در طیف و دامنه ارگانیسمهای جداسازی شده از بیمارستانها و گروههای مختلف بیماران وجود دارد. کاندیدا گلابراتا، کاندیدا کروزه ای، کاندیدا پاراپسیلوزیس و کاندیدا تروپیکالیس مهمترین عوامل عفونت های انسانی پس از کاندیدا آلبیکنس می باشند. سایر گونه ها از قبیل کاندیدا گیلرموندی، کاندیدا دوبلینینسیس و غیره در موارد خاصی از بیماران جداسازی می شود. معتقدند که مقاومت ذاتی بعضی از این گونه ها بویژه کاندیدا گلابراتا و کاندیدا کروزه ای نسبت به فلوکونازول، از جمله فاکتورهای بیماریزایی ارگانیسم محسوب میشود.
کاندیدا آلبیکنس در دهان و دستگاه گوارش 30 تا50 درصد افراد سالم یافت می شود. اگرچه کاندیدا آلبیکنس هنوز هم بالاترین شیوع را در افراد سالم و بیماران بخود اختصاص می دهد ولی نسبت به سایرگونه های کاندیدا کمتر از محیط جداسازی می شود. همچنین کاندیدا گلابراتا، کاندیدا کروزه ای، کاندیدا پاراپسیلوزیس و کاندیدا تروپیکالیس از دستگاه گوارش افراد سالم جداسازی شده اند. بعلاوه کاندیدا پاراپسیلوزیس به فراوانی در پوست ساکن می شود.
اپیدمیولوژی
این بیماری از سراسر دنیا گزارش می شود. در اکثر موارد، عفونت منتشر کاندیدایی منشاء آندوژن دارد، اما انتقال انسان به انسان نیز اتفاق می افتد. در بخشهای مراقبتی انتقال مستقیم شخص به شخص مهمترین راه انتقال است. گزارشهایی از انتقال مستقیم از فرد حامل یا عفونی به گیرنده یا از طریق نفر سوم که اغلب کارکنان بهداشتی می باشند، یا از طریق لوازم پزشکی، همچنین انتقال همزمان عفونت بین دو یا چند بیمار از طریق یک منبع آلوده نظیر تزریقات داخل وریدی موجود است. بیشترین گزارشات انتشار عفونت مربوط به کاندیدا آلبیکنس در بخش مراقبتهای ویژه و از طریق دست آلوده کارکنان بیمارستانی بوده است. در مقابل؛ انتشار کاندیدا پاراپسیلوزیس در بخش ICU از طریق اسباب و تجهیزات پزشکی نظیر کاتترهای وریدی و یا تغذیه داخل رگی می باشد.
بیماریهای مهاجم کاندیدایی مشکلات مهمی برای بیماران مبتلا به ضعف ایمنی و نوتروپنیک بوجود آورده است. با استفاده وسیع الطیف فلوکونازول در این گروه از بیماران، میزان بروز بیماری کاهش یافته است. کاندیدا آلبیکنس هنوز هم مهمترین پاتوژن این جنس محسوب می شود، اما تعداد بیماریهای خطرناک مرتبط با گونه های مقاوم نظیر کاندیدا گلابراتا رو به افزایش است.
گزارشات منتشره از دهه 1990 حاکی از آن است که کاندیدا بعنوان چهارمین عامل عفونت های خونی بیمارستانی و مسئول بیش از 8 درصد بیماریهای خونی در بیمارستانهای ایالات متحده مطرح بوده است و بررسیهای بعدی نشان داد که میزان بروز عفونتهای خونی کاندیدایی رو به کاهش است. با این وجود در همین دوره زمانی شیوع عفونتهای ناشی از کاندیدا گلابراتا بطور قابل توجهی افزایش یافته است.
بررسیهای مختلف ارتباط معنی داری بین افزایش سن و میزان شیوع بیماریهای خونی کاندیدا گلابراتا نشان می دهد. در نوزادان، کاندیدا آلبیکنس مهمترین عامل کاندیدمی بوده و به دنبال آن، کاندیدا پاراپسیلوزیس و کاندیدا تروپیکالیس قرار دارند. فاکتورهای مستعد کننده متعددی برای کاندیدیازیس مهاجم تعریف شده است. این عوامل به دو دسته فاکتورهای میزبان از قبیل؛ سرکوب ایمنی، تولد نارس و فاکتورهای مراقبتی نظیر؛ کاتترهای وریدی، استفاده وسیع الطیف آنتی بیوتیکها، تغذیه داخل رگی، همودیالیز و جراحی تقسیم می شوند. البته همه بیماران تحت عمل جراحی از خطر ابتلا به کاندیدیازیس مهاجم بطور یکسان برخوردار نیستند. افرادی که تحت جراحی مغز، گوش، بینی و گلو قرار می گیرند از خطر کمتری نسبت به جراحی های شکمی برخوردارند.
میزان بروز کاندیدمی در نوزادان نارس رو به افزایش است. برای چنین نوزادانی، آبگار کمتر از5 5)>(APGAR، طول حاملگی کمتر از 32 هفته، تغذیه وریدی، درمان با مهارکنندگان گیرنده های H2 و لوله گذاری بعنوان فاکتورهای مخاطره ای مطرح هستند.
اختلاف بارزی در میزان شیوع کاندیدمی در نوزادان سیاه پوست و سفید پوست گزارش شده است، بطوریکه شیوع بیماری در نوزادان سیاه پوست 2 تا 3 برابر سفید پوستان است. این اختلافات می تواند از شیوع بالای تولد نوزادان کم وزن در سیاه پوستان ناشی شود.
درمان پروفیلاکسی با فلوکونازول میزان مرگ و میر را در بیماران سرکوب شده ایمنی حدود 20 درصد کاهش می دهد و بطور مؤثر باعث حذف کاندیدا آلبیکنس و کاندیدا تروپیکالیس می شود. از میان بیماران پیوند ارگان، عفونت مهاجم کاندیدایی در موارد پیوند کبد و پانکراس شیوع بیشتری دارد. با توجه به گزارشهای موجود، میزان بروز کاندیدیازیس مهاجم در بیماران پیوندی رو به کاهش است، اصلاح متدهای سرکوب ایمنی و ارتقاع کیفیت اعمال جراحی از جمله فاکتورهای کاهش شیوع بیماری در افراد پیوندی می باشد.
در همه گروههای پرخطر، استقرار قبلی بعنوان فاکتور مهمی در عفونت خونی همه گونه های کاندیدا بجز کاندیدا پاراپسیلوزیس محسوب می شود. ( احتمال می رود که کاندیدا پاراپسیلوزیس از طریق کاتتر کسب شود. ) احتمال عفونت در موارد استقرار کاندیدا تروپیکالیس بیشتر از کاندیدا آلبیکنس می باشد. تعداد نواحی کلنیزه، همچنین وسعت این نواحی می تواند در بروز بیماریهای مهاجم کاندیدایی در بیماران تحت عمل جراحی تأثیرگذار باشد.
تظاهرات بالینی
کاندیدمی و کاندیدیازیس حاد منتشر
حضور مخمرهای کاندیدا در خون اصطلاحاً کاندیدمی خوانده می شود. کاندیدمی می تواند منجر به کاندیدیازیس ارگانهای داخلی بدن شود. از علایم تشخیصی عفونت منتشر مهاجم، درگیری 2 یا بیش از 2 ارگان می باشد. این فرم از بیماری، بطور معمول در کسانی مشاهده می شود که کاتتر وریدی دریافت کرده اند، هرچند همیشه نمی توان کاتتر را بعنوان منبع عفونت در نظرگرفت. انتقال ارگانیسم از دیواره لوله گوارش نیز امکان پذیر است.
کاندیدمی در بزرگسالان معمولاً با تب پایدار همراه بوده و نسبت به درمان آنتی بیوتیکی پاسخ نمی دهد ولی علایم و تظاهرات بیماری خفیف است. ضایعات جلدی ماکروندولار و آندوفتالمیت بعنوان تظاهرات بالینی کاندیدیازیس منتشر حاد مطرح است. سایر علایم عبارت از مننژیت، آبسه مغزی، آبسه کلیوی، میوکاردیت و آندوکاردیت و به میزان کمتری استئومیلیت و آرتریت میباشد. گاهی اوقات در بیماران شوک سپتیک دیده می شود که پیش آگهی ضعیفی دارد. کاندیدیازیس منتشر در نوزادان به اشکال کاندیدمی، درگیری یک ارگان و یا کاندیدیازیس منتشر ظاهر می شود. بیماری معمولاً 2 تا 3 هفته پس از تولد با علایم غیراختصاصی نظیر اختلالات تنفسی، تنگی نفس، برادیکاردی، اسیدوز و تب در نوزادان کم وزن دیده می شود. استفاده از کاتترهای وریدی برای طولانی مدت، لوله گذاری تراشه ای، تغذیه رگی و استفاده وسیع الطیف آنتی بیوتیکی از جمله مهمترین فاکتورهای مستعدکننده در نوزادان نارس و کم وزن می باشند. مننژیت نوزادی بیشتر از بزرگسالان بوده و گاهی مواقع با آرتریت و استئومیلیت همراه است. درگیری کلیوی نیز یکی دیگر از تظاهرات بالینی بیماری می باشد، اما آندوفتالمیت بندرت رخ می دهد.
کاندیدا آلبیکنس عامل اصلی کاندیدمی نوزادان است، هرچند گزارشهای اخیر از افزایش عفونتهای ناشی از کاندیدا پاراپسیلوزیس در این گروه خبر می دهد. مقایسه بیماریهای خونی کاندیدا آلبیکنس و کاندیدا پاراپسیلوزیس اختلاف قابل توجهی را از نظر میزان مرگ و میر نشان نمی دهد.
درمان بیماری باید هرچه سریعتر انجام شود و نباید منتظر نتیجه کشت خون بود. درصورت امکان، کاتترهای وریدی برداشته می شود. این موضوع خصوصاً در افراد غیر نوتروپنیک بیشتر باید مد نظر قرار گیرد. در بیماران نوتروپنیک، دستگاه گوارش مهمترین منبع عفونت منتشر است و خارج کردن کاتتر در این افراد اثر چندانی ندارد. البته عفونت های خونی کاندیدا پاراپسیلوزیس بطور محتمل با استقرار اولیه در کاتترهای وریدی در ارتباط است. داروی انتخابی بستگی به تظاهرات بالینی و نوع ارگانیسم مداخله کننده دارد. عموما 3 گونه کاندیدا آلبیکنس، کاندیدا پاراپسیلوزیس و کاندیدا تروپیکالیس از خون جداسازی می شوند و تحت درمان با آمفوتریسین B و فلوکونازول قرار می گیرند. بسیاری از ایزوله های کاندیدا گلابراتا و کاندیدا کروزه ای حساسیت کمتری نسبت به فلوکونازول دارند. همچنین بسیاری از ایزوله های کاندیدا لوسیتانی و برخی از ایزوله های کاندیدا گلابراتا و کاندیدا کروزه ای نسبت به آمفوتریسین B مقاوم هستند. در چنین بیمارانی از دوز بالاتر آمفوتریسین B استفاده می شود. در بیماران نوتروپنیک بدون علامت می توان از درمان اولیه با فلوکونازول استفاده نمود. در سایر بیماران علامتدارکه عامل عفونت قارچی تعیین نشده است، استفاده از آمفوتریسین B ترجیح داده می شود، زیرا تأثیر وسیع تری نسبت به فلوکونازول دارد. همچنین استفاده از فلوسیتوزین به همراه آمفوتریسین B می تواند مؤثر واقع شود. کاسپوفانژین تأثیر درمانی تقریباً برابری با آمفوتریسین B دارد و عوارض دارویی در بیمارانی که با اکینوکاندین تحت درمان بوده اند، بطور قابل توجهی کمتر است.
داروی انتخابی در کاندیدیازیس نوزادان، آمفوتریسین B همراه و یا بدون فلوسیتوزین می باشد. نیمه عمر فلوسیتوزین در بدن نوزادان طولانی بوده و باید هر 12 یا 24 ساعت تحت کنترل باشد. در بیمارانی که به درمان روتین آمفوتریسین B پاسخ نمی دهند و یا عوارض جانبی شدید دارند و در موارد نارسایی کلیه، از فرمولاسیون لیپیدی این دارو استفاده می شود. کمپلکس لیپیدی آمفوتریسین B سمیت کمتری داشته و تأثیر درمانی یکسانی با آمفوتریسین B معمولی دارد.
درمان در مبتلایان به کاندیدمی حداقل بمدت2 هفته بعد از آخرین کشت خون و رفع علایم بالینی ادامه می یابد. بدلیل کارآمد نبودن روش های تشخیص رایج، پزشک معالج نباید منتظر نتیجه آزمایشات باشد و پروسه درمانی باید هرچه سریعتر آغاز شود. این موضوع خصوصاً در افراد نوتروپنیک تب دار که نسبت به آنتی بیوتیک پاسخ نمی دهند، از اهمیت خاصی برخوردار است. درصورت موفقیت درمان و بهبود بیماری، توصیه می شود که به نواحی استقرار کاندیدا در بدن بیمار و سایر فاکتورهای مخاطره آمیز و همچنین سایر عوامل تب زای غیر مرتبط توجه شود.
کاندیدیازیس منتشر مزمن
بیماری معمولاً در افراد مبتلا به لوسمی با شمارش طبیعی نوتروفیل مشاهده می شود. این فرم از بیماری را گاهی اوقات بنام کاندیدیازیس هپاتواسپلنیک ( کبدی -طحالی ) می نامند، اما امکان درگیری ارگانهای دیگر نیز وجود دارد.
معمولاً بیماری تحت شرایط نوتروپنی با تب پایدار آغاز می شود و نسبت به درمان وسیع الطیف آنتی بیوتیکی پاسخ نمی دهد. ضایعات و علایم قابل توصیفی در ارگانهای بدن ایجاد نمی کند. شمارش نوتروفیلی به حد طبیعی باز می گردد ولی تب پا برجا بوده و اغلب با کاهش وزن همراه است. بیماران ممکن است از درد شکم شکایت کنند و بزرگی کبد و طحال دیده شود. در بسیاری از بیماران، میزان آلکالین فسفاتاز خون افزایش می یابد ولی ممکن است سایر عملکردهای کبدی درحد متوسط افزایش یافته و یا کاملاً طبیعی باشد. در بررسی سی تی اسکن، ضایعات کوچک کبدی و طحالی مشاهده می شود. در بررسی میکروسکوپی مقاطع بافتی، در حدودا 30 درصد نمونه ها ارگانیسم شناسایی می شود. کشت خون معمولاً منفی است. کاندیدا آلبیکنس عامل اصلی بیماری است، اما گاهی اوقات کاندیدا تروپیکالیس نیز جداسازی می شود.
تجویز فلوکونازول خوراکی بطور موفقیت آمیزی کاندیدیازیس منتشر مزمن را در بیماران سرطانی بهبود بخشیده است. در بیمارانی که نسبت به فلوکونازول پاسخ نمی دهند از آمفوتریسین B استفاده می شود، همچنین می توان درمان را با آمفوتریسین B شروع کرد و پس از 1 تا 2 هفته با فلوکونازول ادامه داد. درمان تا زمان برطرف شدن علایم و ضایعات ادامه می یابد. درمان ناقص باعث عود مجدد بیماری می شود.
کاندیدیازیس مجاری تحتانی دستگاه ادراری
گاهی اوقات حضورکاندیدا در ادرار می تواند موید کاندیدیازیس کلیوی باشد. معمولاً کاندیدا در مجاری ادراری تحتانی کلنیزه شده و متعاقب استفاده از کاتتر ادراری، عفونت ادراری بوجود می آید. تظاهرات بالینی متغیر بوده ولی برخلاف بیماریهای باکتریایی اکثر بیماران بدون علامت هستند. تا زمانیکه کاتتر استعمال می شود، کاندیدوری ادامه دارد و در اکثر موارد با برداشت کاتتر عفونت برطرف می گردد.
کاندیدا آلبیکنس مهمترین عامل بیماری است ولی کاندیدا گلابراتا نیز در30 درصد نمونه های ادراری جداسازی می شود. کاندیدا گلابراتا اغلب در بیماران دیابتی و موارد استفاده از کاتتر ادراری بیماریزا است. گونه اخیر معمولاً نسبت به درمان ضدقارچی مقاوم است.
در بیماران بدون علامتی که کاندیدوری مداوم دارند و از کاتتر ادراری استفاده می کنند، باید تعویض کاتتر صورت گیرد، ولی نیازی به درمان ضدقارچی نیست. کاندیدوری علامتدار در بیماران نوتروپنیک، نوزادان کم وزن و گیرندگان پیوند کلیه تحت درمان قرار می گیرد. برداشت کاتتر مؤثر است اما اگر برداشت کامل امکان پذیر نباشد، تعویض کاتتر نیز می تواند مؤثر واقع شود. فلوکونازول خوراکی بهترین گزینه درمان کاندیدوری است. در مورد کاندیدا گلابراتا و کاندیدا کروزه ای از آمفوتریسین B بجای فلوکونازول استفاده می شود.
کاندیدیازیس کلیوی
بیماری معمولاً از طریق انتشار خونی و در موارد کمتری از راه صعود ارگانیسم از مجاری ادراری تحتانی ایجاد می شود. حداقل 80 درصد بیماران مبتلا به کاندیدیازیس منتشر به عفونت کلیوی دچار می گردند. بیماری معمولاً با تشکیل آبسه و در موارد کمتری با تشکیل توپ قارچی همراه است، که می تواند باعث انسداد لگنچه و یا میزنای شود و حالت هیدرونفروز و یا آنوری ایجاد نماید.
علایم کاندیدیازیس کلیوی بصورت تب، لرز، کمردرد، و درد شکم تظاهر می کند. علایم رادیولوژیک اختصاصی وجود ندارد، غیر از اینکه در فرم فانگوس بال لگنچه و میزنای، کدورت نامنظمی در این نواحی مشاهده می شود. پیوره ( وجود چرک در پیشاب راه ) علامت ثابتی از عفونت نمی باشد. کاندیدیازیس نوزادان می تواند بدون علامت بوده و یا علایمی نظیر کاهش ادرار، هماتوری و هیپرتانسیون ایجاد نماید. بیش از 35 درصد نوزادان مبتلا به کاندیدوری دارای توپ قارچی هستند.
این شکل از بیماری به 3 طریق شامل شستشوی موضعی گلنچه کلیه با داروهای ضدقارچی، درمان ضدقارچی خوراکی یا تزریقی و عمل جراحی تحت معالجه قرار می گیرد. در عمل ترکیبی از این روشها جهت درمان بکار می رود. آمفوتریسین B همراه یا بدون فلوسیتوزین بعنوان درمان انتخابی کاندیدیازیس کلیوی محسوب می شود. فلوکونازول با غلظت بالا در ادرار ترشح می شود و تأثیر درمانی آن تحت بررسی می باشد و می تواند بعنوان جایگزین آمفوتریسین B مورد استفاده قرار گیرد. با اینحال در عفونتهای مربوط به کاندیدا گلابراتا و کاندیدا کروزه ای نباید استفاده شود.
کاندیدیازیس ریوی
افتراق بیماری مجاری تنفسی تحتانی از کلنیزاسیون دشوار است و بیماری بندرت در طول حیات بیمار تشخیص داده می شود. شروع بیماری از طریق انتشار خونی و یا آسپیراسیون مخمرهای کلنیزه شده در ناحیه حلقی دهانی و یا معده حادث می شود.
علایم بالینی و پرتونگاری غیراختصاصی بوده و شامل؛ تب، تاکی پنی و ارتشاح ندولار منتشر در رادیوگرافی سینه می باشد که از سایر پنومونیهای بیمارستانی قابل افتراق نیست.
بررسیهای میکروسکوپی و کشت از نمونه های برونکوآلوئولار لاواژ (BAL ) نمی تواند استقرار ارگانیسم را از بیماری متمایز کند. تشخیص قطعی بر پایه مشاهده ارگانیسم در بررسیهای هیستوپاتولوژی بافت ریه و ارتباط با التهاب استوار است.
پنومونی کاندیدایی اغلب کشنده است، هرچند جداسازی کاندیدا از نمونه خلط و یا برونکوآلوئولار لاواژ (BAL ) در اکثر مواقع بیانگر استقرار حلقی دهانی یا تراکئوبرونشیال است. بیمارانی که ارتشاح پایدار ریوی داشته و نسبت به درمان آنتی بیوتیکی پاسخ نمی دهد و کشت خلط آنها مکرراً مثبت می شود، باید بعنوان بیمار مشکوک به پنومونی کاندیدایی تحت درمان ضدقارچی قرار گیرند. این درمان بطور معمول با آمفوتریسین B انجام می گیرد.
آرتریت و استئومیلیت
استئومیلیت یک فرم ناشایع از کاندیدیازیس است و در مراحل آخر انتشار خونی در بیماران نوتروپنیک و نوزادان کم وزن بوجود می آید. همچنین امکان تلقیح مستقیم قارچ متعاقب جراحی و یا تصادفات وجود دارد. در بزرگسالان اغلب مهره های کمری درگیر می شوند. علامت شایع بیماری درد موضعی بوده و معمولاً تب وجود ندارد. امکان پیشروی عفونت به سمت استئولیتیک محتمل است. آرتریت از طریق انتشار خونی و در موارد کمتری از راه تلقیح متعاقب آسپیراسیون مفصلی، تزریق کورتیکوستروئیدی و یا پروتزهای مفصلی حادث می شود. درگیری مفاصل بزرگتر شایعتر است.
داروی انتخابی آمفوتریسین B همراه یا بدون فلوسیتوزین می باشد. در تخریب گسترده مهره های ستون فقرات، جراحی و برداشت نواحی نکروزه توصیه می شود. اغلب برای درمان موفق، درناژ ناحیه آسیب دیده ضروری است. بویژه در آرتریت کاندیدایی مفصل ران، نیاز به درناژ باز می باشد. تزریق داخل مفصلی آمفوتریسین B بندرت استفاده شده و تأثیر درمانی دلسرد کننده ای دارد.
در بیمارانی که از پروتزهای مفصلی استفاده کرده اند خارج کردن پروتز و بافت استخوانی نکروزه ضروری است، سپس درمان ضدقارچی اعمال می شود و پس از برطرف شدن عفونت پروتز جدیدی جایگزین می گردد. حذف کامل ارگانیسم معمولاً دشوار بوده و بویژه در افراد مسن نیاز به درمان طولانی مدت با داروهای ضدقارچی آزولی دارد.
پریتونیت
پریتونیت کاندیدایی جزو متداولترین فرمهای کاندیدیازیس در بیماران بستری در بخش های مراقبت ویژه می باشد. مخمرهای کاندیدا بخشی از فلور طبیعی دستگاه گوارش هستند و در آسیب های معدی- روده ای، از مایعات شکمی جداسازی می شوند. علایم بالینی بیماری مشابه پریتونیت باکتریایی است. درد شکمی، بزرگی شکم و فلجی ایلئوس از علایم شایع بیماری می باشد. کاندیدا آلبیکنس شایعترین عامل بیماری است ولی گاهی کاندیدا تروپیکالیس و کاندیدا پاراپسیلوزیس هم مشاهده می شود.
پریتونیت کاندیدایی متعاقب دیالیز نادر است و حضور کاندیدا به همراه سایر عوامل میکروبی دلیلی بر پاره شدن تروماتیک روده توسط کاتتر می باشد.
در بخش مراقبتهای ویژه، مخمرهای کاندیدا بطور شایع در ناحیه شکمی افرادی که تحت عمل جراحی شکم بوده اند، جداسازی می شوند. پریتونیت کاندیدایی مستلزم نشت مواد مدفوعی به حفره شکمی متعاقب جراحی و یا درناژ است. درصورت ابتلا از آمفوتریسین B و یا فلوکونازول استفاده می شود. همچنین آمفوتریسین B داخل پریتوان نیز بکار رفته است، اما اکثر بیماران از درد متعاقب حضور مواد شیمیایی دارویی در پریتوان شکایت داشته اند و تا حدامکان باید از مصرف موضعی دارو اجتناب شود.
درصورتیکه پریتونیت کاندیدایی با دیالیز پریتوان مرتبط باشد، هرچه سریعتر کاتتر خارج و درمان تزریقی با آمفوتریسین B حداقل بمدت 2 هفته همراه یا بدون فلوسیتوزین اعمال می شود. با وجود اینکه تزریق داخل پریتوان دارو با شکایت درد همراه است، در مواقع ضروری باید از این روش استفاده شود و در بیمارانی که می توان بدون همودیالیز درمان نمود، دیالیز پریتوان سریعاً باید قطع شود. عموماً درمان بیماری 2 تا 3 هفته بطول می انجامد.
آندوکاردیت، میوکاردیت، پریکاردیت
کاندیدا یکی از شایعترین عوامل آندوکاردیت قارچی است و حدود 30 تا 45 درصد موارد بیماری را بخود اختصاص می دهد. دریچه های آئورتی و میترال شایعترین مکانهای درگیر هستند و بیماری معمولاً در افراد مبتلا به اختلالات مادرزادی دریچه قلب، پروتز دریچه قلب و یا مصرف داخل وریدی دارو مشاهده می شود.
علایم بیماری مشابه آندوکاردیت باکتریایی است. بیماری بطور ناگهانی و یا آهسته با علایم غیراختصاصی نظیر تب، کاهش وزن و خستگی مفرط آغاز می شود. سوفل قلبی در50 تا90 درصد بیماران شنیده می شود. رشد توده قارچی، آمبولی عروق بزرگ و آندوفتالمیت، علایم تشخیصی اختصاصی تری هستند. کشت خون در80 درصد موارد مثبت می شود، البته اکثر موارد بیماری، بعد از مرگ و بدنبال بررسیهای هیستوپاتولوژی و کشت بافتی تشخیص داده می شود.
تشخیص عفونت میوکاردی دشوار بوده و اکوکاردیوگرام غیرطبیعی از علایم شایع و غیراختصاصی بیماری است. عفونت پریکاردی نیز از راه انتشارخونی و یا گسترش آبسه های میوکاردی حادث می شود و علایم تشخیصی غیراختصاصی دارد. سایر بیماریهای عروقی شامل ترومبوفلبیت، سپتیک عروق محیطی و یا مرکزی و بیماریهای پروتزهای پیوندی نیز گزارش می گردد.
درمان این فرم از عفونت دشوار است. استفاده از حداکثر دوز قابل تحمل آمفوتریسین B و فلوسیتوزین بلافاصله پس از تشخیص بیماری توصیه می شود. تعویض دریچه طبیعی و یا پروتز 1 تا 2 هفته پس از شروع درمان ضدقارچی انجام می شود، ولی اگر نارسایی قلبی جدی باشد تعویض دریچه سریعتر انجام می گیرد.
دوره درمان 2 تا 3 ماه بطول می انجامد تا احتمال عود بیماری به حداقل برسد. بیماران حداقل 12 ماه تحت کنترل قرار می گیرند. درصورتیکه امکان تعویض دریچه قلب وجود نداشته باشد، درمان پروفیلاکسی با فلوکونازول در طول زندگی توصیه می شود. تعداد کمی از بیماران توسط فلوکونازول درمان می شوند، این دارو بطور معمول بعنوان درمان پیشگیرانه طویل المدت استفاده می گردد.
برخلاف آندوکاردیت، ترومبوز سپتیک عروقی اغلب موارد تنها با مصرف داروهای ضدقارچی قابل درمان است. آمفوتریسین B بمدت 1 تا 2 ماه تجویز می شود. همچنین می توان از فلوسیتوزین به هنگام شروع درمان کمک گرفت. استفاده از مواد ضد انعقاد رضایتبخش است، ولی جهت درمان موفق، وجود آنها ضروری نیست. ترومبوفلبیت و سپتیک کاندیدایی با تجویز آمفوتریسین B بمدت 2 هفته درمان می شود.
مننژیت
این فرم از بیماری بیش از 60 درصد نوزادان کم وزن مبتلا به کاندیدیازیس منتشر را گرفتار می کند. این بیماری مرگ و میر بالایی داشته و درصورت بهبود، آسیب های عصبی جدی به جا می گذارد. تظاهرات بالینی غیراختصاصی هستند. ممکن است مایع مغزی نخاعی طبیعی باشد. کشت مایع مغزی نخاعی در50 درصد موارد مثبت می شود.
استفاده وسیع الطیف آنتی بیوتیکها، مداخلات مغزی و مننژیت اولیه باکتریایی بعنوان فاکتورهای مخاطره آمیز مطرح هستند. مننژیت کاندیدایی معمولاً سیر آهسته ای دارد.
تشخیص بیماری مشکل است، اما در بیماران مننژیتی که به درمان آنتی بیوتیکی پاسخ نمی دهند و یا درکاندیدیازیس منتشر همراه با علایم عصبی، مننژیت کاندیدایی مورد ظن قرار می گیرد. یافته های مایع مغزی نخاعی، بیماری را از مننژیت باکتریایی تمیز می دهد، بطوریکه غلظت پروتئین مایع مغزی نخاعی ممکن است بالا باشد، گلوکز پایین یا درحد طبیعی بوده و نوتروفیلی و یا افزایش لمفوسیتی مشاهده می شود. جداسازی کاندیدا از مایع مغزی نخاعی تشخیص را قطعی می کند. کاندیدا آلبیکنس عامل اصلی مننژیت کاندیدایی است.
آبسه مغزی و آنسفالیت منتشر از اشکال دیگر کاندیدیازیس سیستم عصبی مرکزی می باشند. این ضایعات با پرتونگاری سی تی اسکن و یا MRI قابل شناسایی هستند. آبسه های بزرگ، علایم عصبی موضعی به همراه دارند ولی ضایعات کوچک منتشر در مغز، اختلالات عصبی واضحی را بوجود نمی آورند.
درمان بیماری با آمفوتریسین Bو فلوسیتوزین انجام می گیرد. نیمه عمر فلوسیتوزین در بدن نوزادان طولانی بوده و غلظت دارو در فواصل 12 تا 24 ساعت کنترل می شود. درمان بمدت 4 هفته پس از برطرف شدن علایم بیماری ادامه می یابد. همچنین کانونهای عفونی باید خارج شوند.
آندوفتالمیت و کوریورتینیت
انتشار خونی کاندیدا می تواند باعث التهاب کوروئید و شبکیه (کوریوتینیت) و سپس با درگیری زجاجیه منجر به آندوفتالمیت گردد. درصورت عدم درمان با پیشروی عفونت و نکروز شبکیه، بینایی شخص مختل می شود. بنابراین تشخیص و درمان به موقع بیماری از اهمیت بالایی برخوردار است.
کاهش دید و درد چشم از تظاهرات بالینی بیماری است. بررسیهای فوندوسکوپی، ضایعات تیپیک سفید- زرد با حاشیه مشخص را در کوروئید، شبکیه و زجاجیه نشان می دهد. تشخیص قطعی بیماری بر بررسیهای هیستوپاتولوژی یا جداسازی کاندیدا از نمونه های بیوپسی استوار است. کاندیدا آلبیکنس مهمترین عامل بیماری است ولی در40 درصد موارد سایر گونه های کاندیدا جداسازی می شود.
آمفوتریسین B و فلوسیتوزین بهترین گزینه درمانی هستند و بمدت 6 تا 12 هفته تجویز می شوند. فلوکونازول به غلظت بالایی در زجاجیه می رسد ولی تا زمانیکه تجربیات استفاده از این دارو بدست آید نمی توان آنرا بعنوان خط اول درمان استفاده نمود. ضایعات بزرگ و پیشروی کننده نیاز به جراحی و درمان داخل چشمی با آمفوتریسین B دارند.
التهاب مری
بیماری در شرایط کاندیدیازیس دهانی و یا بطور غیرمعمول، بدون درگیری حلقی دهانی بوجود می آید. این عارضه باید از بیماریهای مشابه ناشی از سیتومگالوویروسها و هرپس ویروسها افتراق داده شود. بررسیهای آندوسکوپی و رادیولوژی در تشخیص بیماری بکار می رود. تشکیل پلاک های سفید با التهاب شدید از یافته های بارز آندوسکوپی می باشد.
بیماری با مصرف فلوکونازول و یا محلول خوراکی ایتراکونازول بمدت 2 تا 3 هفته قابل درمان است. کپسول ایتراکونازول و کتوکونازول تأثیر کمتری دارد، زیرا جذب دارو متغیر است. در صورتیکه پس از 2 هفته درمان، تظاهرات بیماری برطرف نشود، مطالعات بیشتری در زمینه مقاومت دارویی، تأثیر متقابل دارویی و یا عفونت های غیر کاندیدایی مورد نیاز است.
در بیماران مقاوم به درمان آزولی از آمفوتریسین B تزریقی استفاده می شود. با این حال عود بیماری شایع بوده و نیاز به درمان نگهدارنده دارد.
کاندیدیازیس معدی روده ای
در بیماران مبتلا به سرطانهای ناتوان کننده، کاندیدیازیس معده معمول است. بیماری اغلب بدون علامت بوده و در زمان حیات بیمار بندرت تشخیص داده می شود. زخمهای مخاطی شایعترین ضایعات بیماری هستند. سوراخ شدن مخاط معده منجر به عفونت می گردد. کاندیدیازیس روده ای هم بصورت زخمهای مخاطی بروز می کند. استقرار کاندیدا در روده زنگ خطری برای شروع علایمی نظیر کاهش وزن، سردرد، اسهال و خستگی عمومی است.
کاندیدیازیس داخل رحمی
با وجود اینکه کاندیدیازیس علامتدار ناحیه تناسلی تحتانی یکی از شایعترین بیماریهای دوره بارداری بشمار می رود، ولی عفونت جنینی شایع نیست. عقیده براین است که عفونت رحمی در نتیجه صعود عفونت از ناحیه ژنیتال مادر بوجود می آید. عفونت جنینی غالباً متعاقب آلودگی مایع آمنیوتیک بروز می کند. کاندیدیازیس داخل رحمی بصورت ضایعات منتشر سفید- زرد کوچک بر سطح بند ناف ظاهر می شود و ضایعات جلدی مادرزدای در نوزادان مبتلا مشاهده می گردد.
کاندیدیازیس در میزبانان خاص
معتادان تزریقی به اشکال غیرمعمول کاندیدیازیس منتشر دچار می شوند. در این افراد، عفونتهای جلدی ندولار و فولیکولار چرکی به همراه ضایعات چشمی، استخوانی و مفصلی بوجود می آید. تب ناگهانی، سردرد و درد عضلانی چندین ساعت بعد از تزریق مواد مخدرآلوده به قارچ ظاهر می شود. تب بمدت 24 تا72 ساعت ادامه داشته و در بیش از90 درصد بیماران ضایعات جلدی بروز می کند و چندین هفته بعد از عفونت، علایم آندوفتالمیت ( 40 تا60 درصد بیماران ) و ضایعات مفصلی و استخوانی (20 تا30 درصد بیماران ) ظاهر می شود.
اقدامات تشخیصی وتفسیر نتایج
تشخیص کاندیدیازیس مهاجم دشوار است، زیرا تظاهرات بالینی متنوع و غیراختصاصی دارد. معمولاً تشخیص بر پایه یافته های بالینی، رادیولوژی، میکروبیولوژی و هیستوپاتولوژی استوار است. در بررسی های هیستوپاتولوژی و یا سیتوپاتولوژی مخمرهای جوانه دار، سودوهیف و یا هیف حقیقی در نمونه های بیوپسی بافتی و آسپیره جداسازی می شوند. شناسایی آنتی ژنهای قارچی و استفاده از آزمایش مولکولی PCR در تشخیص بیماری مفید واقع می شود، ولی در حال حاضر بطور روتین از این روشها استفاده نمی شود.
میکروسکوپی
شناسایی مخمرهای جوانه دار، سودوهیف و هیف حقیقی در مقاطع بافتی و مایعات استریل بدن، تشخیص کاندیدیازیس مهاجم را مطرح می کند. بطور طبیعی، کاندیدا گلابراتا سلولهای مخمری تولید می نماید و کاندیدا آلبیکنس تنها گونه ای است که توانایی تولید هیف حقیقی را دارد.
کشت
بسیاری از گونه های کاندیدا فلور طبیعی دهان و دستگاه گوارش می باشند و جداسازی کاندیدا از نمونه های خلط و یا مدفوع دلیل بیماریزایی نیست. البته استقرار اولیه قارچ بعنوان یک فاکتور مخاطره آمیز برای بیماریهای مهاجم در افراد ناتوان محسوب می شود. جداسازی مخمر از خون و سایر مایعات استریل بدن و بافت ها، عفونت منتشر مهاجم را تأیید می کند. نمونه اخذ شده باید هرچه سریعترکشت داده شود تا از تکثیر و ازدیاد ارگانیسم و اشکال در تفسیر نتایج اجتناب گردد. توصیه می شود قبل از شروع درمان، تشخیص قطعی صورت پذیرد زیرا گونه های مختلف کاندیدا نسبت به داروهای ضدقارچی حساسیت یکسانی ندارند.
کشت خون در50 درصد بیماران نوتروپنیک مبتلا به کاندیدیازیس منتشر و80 درصد موارد آندوکاردیت مثبت می شود. روش لیز و سانتریفوژ بسیار حساستر از کشت خون معمولی است. جداسازی کاندیدا از نمونه ادرار اغلب بیانگر عفونت نیست. جداسازی کاندیدا تروپیکالیس از ادرار بیشتر از کاندیدا آلبیکنس با کاندیدیازیس مهاجم ارتباط دارد. شمارش بیش از cfu/ml 104×1 در بیماران بدون کاتتر ادراری می تواند معنی دار باشد. شمارش بالا در اشخاصی که از کاتتر ادراری استفاده می کنند، معمولاً با ارزش است. جداسازی کاندیدا از مایع مغزی نخاعی بطور قطع تشخیص مننژیت را مسجل می کند، اما این روش نیاز به تکرار کشت و اخذ مقادیر بالای مایع مغزی نخاعی دارد.
نمونه خلط اغلب با ارگانیسمهای ساکن در دهان آلوده می شود و تفسیر نتایج کشت خلط به دقت خاصی نیازمند است. بیوپسی ریوی نتایج قابل اعتمادتری در تشخیص کاندیدیازیس ریوی به همراه دارد.
سرولوژی
تستهایی برای ردیابی آنتی بادیهای ضد کاندیدا طراحی شده است، ولی جهت استفاده روتین در تشخیص بیماریهای مهاجم کاندیدا محدودیت هایی دارند. این تستها در موارد استقرار مخاطی و یا بیماریهای سطحی، نتایج مثبت کاذب دارد و در بیماران سرکوب شده ایمنی، نتیجه منفی کاذب می دهد. جهت رفع این نواقص تلاشهایی در زمینه شناسایی آنتی ژنهای کاندیدا صورت گرفته است. در این زمینه مطالعات گسترده ای جهت شناسایی تعدادی از آنتی ژنهای کاندیدا از جمله مانان ( ترکیبات دیواره ای مقاوم به حرارت )، انولاز، پروتئیناز و سایر آنتی ژنهای سیتوپلاسمی صورت گرفته است. تست آلگوتیناسیون لاتکس جهت شناسایی مانان امروزه بطور تجاری در اختیار آزمایشگاهها قرارگرفته است.
یکی از روشهای تشخیص کاندیدیازیس مهاجم، ردیابی متابولیت D آرابینیتول در سرم و یا نمونه ادراریاست. این متابولیت توسط گونه های مهم پزشکی به استثنای کاندیدا کروزه ای و کاندیدا گلابراتا تولید می شود. متابولیت اخیر با استفاده از روشهایی نظیر فلورومتریک آنزیمی و کلرومتریک آنزیمی و غیره شناسایی می شود. با توجه به اینکه در نارسایی کلیوی، غلظت D آرابینیتول در مایعات بدن افزایش می یابد، نتیجه آزمایشگاهی را بصورت نسبت آرابینیتول به کراتینین گزارش می کنند.
تشخیص مولکولی
روشهای متعدد بر پایه PCR جهت شناسایی ژنوم کاندیدا در خون، سرم، مایع مغزی نخاعی و سایر نمونه های بالینی راه اندازی شده است. نواحی متعدد ژنومی از جمله DNA ریبوزومی در محور این مطالعات قرارگرفته اند. روشهای مولکولی امکان تشخیص سریع کاندیدا را در نمونه های بافتی و مایعات بدن فراهم می کند، اما نتایج مثبت کاذب نیز وجود داشته و استاندارد سازی به شکل تجاری صورت نگرفته است و استفاده روتین از این تستها هنوز کاملاً جا نیفتاده است.
پیشگیری
اگر چه فاکتورهای متعددی در ارتباط با عفونت های مهاجم کاندیدایی دخیل هستند ولی تعداد کمی از این فاکتورها قابل پیشگیری یا تعدیل پذیر می باشند. شستن دستها و رعایت بهداشت کارکنان مراکز بهداشت و حذف منابع بالقوه عفونت بطور چشمگیری بروز بیماری را کاهش می دهد. استفاده از مواد ضدعفونی کننده دست قبل از انجام پروسه های درمانی مهاجم بر روی بیماران توصیه می شود. همچنین استفاده از دستکش بعنوان یک سد فیزیکی از انتشار عفونت جلوگیری می کند. تعویض دستکش قبل و بعد از تماس با بیمار و یا ماده ضدعفونی کننده توصیه می شود.
احتیاط لازم در زمان وارد کردن کاتتر، از بروز عفونت و آلودگی خونی جلوگیری می کند. استفاده طولانی مدت از کاتتر خطر عفونت را افزایش می دهد. پروفیلاکسی با فلوکونازول، عفونت های سطحی و عمقی کاندیدا را کاهش می دهد.

 


 
 
کولیت‌ اولسرو
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 

کولیت‌ اولسرو عبارت‌ است‌ از یک‌ بیماری‌ التهابی‌ مزمن‌ و جدی‌ روده‌ بزرگ‌ که‌ طی‌ آن‌ در روده‌ بزرگ‌ زخم‌هایی‌ به‌ وجود می‌آید و بیمار دچار اسهال‌ خونی‌ می‌شود. نواحی‌ زخمی‌ التهاب‌ نیز دارند و ممکن‌ است‌ آبسه‌هایی‌ در بافت‌ دیواره‌ داخلی‌ روده‌ بزرگ‌ پدید آورند. امکان‌ دارد کولیت‌ اولسرو با بعضی‌ از عفونت‌های‌ باکتریایی‌ روده‌ بزرگ‌ اشتباه‌ گرفته‌ شود. این‌ بیماری‌ در هر سنی‌ و در هر دو جنس‌ می‌تواند رخ‌ دهد، اما در خانم‌های‌ 40-15 ساله‌ شایع‌تر است‌.

 
 
علایم شایع :
 


علایم‌ اولیه‌ عبارتند از: درد در سمت‌ چپ‌ شکم‌ که‌ با اجابت‌ مزاج‌ بهتر می‌شود. دوره‌های‌ اسهال‌ خونی‌ همراه‌ با مخاط‌، که‌ بین‌ آنها بیمار علامتی‌ ندارد. علایم‌ به‌ هنگام‌ حمله‌ حاد عبارتند از:


۱. افزیش‌ اسهال‌ خونی‌ (تا 20-10 بار اجابت‌ مزاج‌ در روز)

۲. دل‌ پیچه‌ و درد شدید در اطراف‌ راست‌ روده‌

۳. عرق‌ ریزش‌

۴. تهوع‌

۵. بی‌اشتهایی‌ و کاهش‌ وزن‌

۶. کم‌ آب‌ شدن‌ بدن‌

۷. نفخ‌ شکم‌

۸. تب‌ حتی‌ تا حد 40 درجه‌ سانتیگراد

 
علل بیماری :
 


ناشناخته‌ است‌. عوامل‌ ژنتیکی‌، عفونی‌، ایمنی‌، و روانی‌ همگی‌ پیشنهاد شده‌اند.

 
عوامل افزایش دهنده خطر :
 


سابقه‌ خانوادگی‌ کولیت‌ اولسرو

 
پیشگیری :
 


روشی‌ خاصی‌ برای‌ پیشگیری‌ وجود ندارد.

 
عواقب مورد انتظار :
 


گاهی‌ با جراحی‌ خوب‌ می‌شود. اما اگر نتوان‌ آن‌ را با جراحی‌ خوب‌ کرد، علایم‌ آن‌ را می‌تواند با درمان‌ کنترل‌ کرد.

 
عوارض احتمالی :
 


۱. سوءتغذیه‌، تحلیل‌ رفتن‌ بدن‌، یا ناتوانی‌ مزمن‌


۲. التهاب‌ مفاصل‌، چشم‌ها، و پوست‌


۳. مسمومیت‌ خون‌ که‌ زندگی‌ را به‌ خطر می‌اندازد.


۴. سرطان‌ روده‌ بزرگ‌؛ خطر بروز سرطان‌ روده‌ بزرگ‌ در کسانی‌ که‌ کولیت‌ اولسرو دارند بیشتر است‌.


۵. خونریزی‌ به‌ حدی‌ که‌ زندگی‌ را در خطر اندازد، گسترش‌ زخم‌ در تمام‌ ضخامت‌ دیواره‌ روده‌ بزرگ‌، یا التهاب‌ پرده‌ پوشاننده‌ حفره‌ شکم‌ (همگی‌ به‌ هنگام‌ حمله‌ حاد)

 
درمان :
 


۱. امکان‌ دارد آزمایشات‌ تشخیصی‌ شامل‌ موارد زیر باشد: آزمایش‌ مدفوع‌ و خون‌؛ عکس‌برداری‌ از روده‌ بزرگ‌ با تنقیه‌ باریم‌ و اشعه‌ ایکس‌؛ سیگموییدوسکوپی‌ (روش‌ برای‌ بررسی‌ راست‌ روده‌ و قسمت‌ پایینی‌ روده‌ بزرگ‌) با وسیله‌ای‌ که‌ سر آن‌ منبع‌ نوع‌ قرار دارد)؛ و نمونه‌برداری‌ از دیواره‌ داخلی‌ روده‌ بزرگ‌


۲. درمان‌ با توجه‌ به‌ شدت‌ و وسعت‌ التهاب‌، پاسخ‌ به‌ درمان‌های‌ قبلی‌، و تأثیر بیماری‌ بر زندگی‌ فرد انجام‌ می‌گیرد. روش‌های‌ درمانی‌ عبارتند از: تجویز دارو؛ جراحی‌ برای‌ برداشتن‌ روده‌ بزرگ‌ دچار بیماری‌؛ و پرهیزهای‌ غذایی‌


۳. بستری‌ شدن‌ در بیمارستان‌ به‌ هنگام‌ بروز دوره‌های‌ اسهال‌ خونی‌ شدید


۴. برای‌ کاهش‌ دل‌پیچه‌، می‌توان‌ یک‌ شیشه‌ آب‌ داغ‌، حوله‌ گرم‌ و مرطوب‌، یا یک‌ بالش‌ گرم‌ را روی‌ شکم‌ گذاشت‌.

 
داروها :
 


۱. از آسپیرین‌ استفاده‌ نکیند. این‌ دارو باعث‌ افزایش‌ خطر خونریزی‌ می‌شود.

۲. داروی‌ ضداسهال‌ برای‌ علایم‌ خفیف‌

۳. سولفاسالازین‌ یا داروهای‌ مشابه‌ برای‌ علایم‌ متوسط‌

۴. تنقیه‌ دارو (معمولاً هیدروکورتیزون‌)

۵. داروهای‌ کورتیزونی‌ برای‌ موارد شدید

۶. داروهای‌ سرکوب‌کننده‌ ایمنی‌ برای‌ بیماری‌ مزمن‌

 
فعالیت :
 


به‌ هنگام‌ حمله‌ حاد بیماری‌، استراحت‌ در رختخواب‌ ممکن‌ است‌ ضروری‌ باشد. البته‌ به‌ محض‌ رو به‌ بهبود گذاشتن‌ علایم‌، فعالیت‌ عادی‌ خود را از سر گیرید.

 
رژیم غذایی :
 


ممکن‌ است‌ نیاز به‌ مصرف‌ مکمل‌های‌ ویتامینی‌ و معدنی‌ وجود داشته‌ باشد. اگر دل‌پیچه‌ دارید، سبزیجات‌ و میوه‌ها را به‌ صورت‌ کنسرو یا کمپوت‌ مصرف‌ کنید. از خوردن‌ سبزیجات‌ و میوه‌های‌ خام‌ خودداری‌ کنید. اگر اسهال‌ وجود دارد، باید از خوردن‌ غذاهای‌ پرفیبر و مواد تحریک‌کننده‌ روده‌ (غذاهای‌ پر ادویه‌، کافئین‌ و الکل‌) خودداری‌ شود. امکان‌ دارد نیاز به‌ مصرف‌ آهن‌ وجود داشته‌ باشد. اگر دچار عدم‌ تحمل‌ به‌ لاکتوز هستید، از خوردن‌ محصولات‌ لبنی‌ خودداری‌ کنید.

 
در این شرایط به پزشک خود مراجعه فرمایید :
 


۱. اگر شما دچار تب‌ و لرز شوید.

۲. اگر دفعات‌ اجابت‌ مزاج‌ یا خونریزی‌ زیاد شود.

۳. اگر شکم‌ متسع‌ شود.

۴. زردی‌ چشم‌ها و پوست‌ و تیره‌ شدن‌ ادرار

۵. اگر استفراغ‌ شروع‌ شود یا درد شکم‌ افزایش‌ یابد.


 
 
(AS) مخفف بیماری است که در اصل به معنای التهاب بین مهره های ستون فقرات
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 

سوءتفاهم رماتیسم ستون فقرات  
  
 
   (AS) مخفف بیماری است که در اصل به معنای التهاب بین مهره های ستون فقرات و مفصل های لگن است. این بیماری که با نام رماتیسم ستون فقرات هنوز ناشناخته است، به تدریج خود را نشان می دهد و معمولاً با انواع درد کمر مانند دیسک اشتباه گرفته می شود درد به علت این بیماری با استراحت بیشتر شده و با فعالیت کاهش می یابد به مرور بیمار شب ها از خواب با درد بیدار می شود و به راحتی نمی تواند حرکت کند. اگرچه عوامل مستعد کننده این بیماری هنوز ناشناخته است، اما راه هایی برای درمان و پیشگیری از وسعت بیماری وجود دارد.

مسعود یکی از هزاران بیمار ورزشکاری است که سالهاست از بیماری رماتیسم ستون فقرات (AS) رنج می برد. او اکنون ۴۰ سال دارد و از ۲۵ سالگی به این بیماری مبتلا شده است و رنج و درد بیماری را با خود یدک می کشد. او می گوید: «از زندگی چیزی نفهمیدم. فقط درد کشیدم. مجبورم روزانه ۱۹ قرص بخورم. این درد انسان را ذره ذره می کشد. آدم زنده زنده می میرد.‎/.»

وی می گوید: «پس از اینکه ۱۴ بار پزشک معالج خود را تغییر دادم، با وجود مراجعه به فوق تخصص روماتولوژی و حتی کلینیک روماتولوژی، بالاخره یک پزشک داخلی بیماری من را تشخیص داد، آن هم وقتی که سالها درمان بیماری رگ سیاتیک یا عصبی بودن و غیره را انجام دادم.»

وی علائم بیماری خود را اینگونه توصیف می کند: «در ابتدای بیماری، کمرم خشک شد، بعد درد به ستون مهره ها و گردنم رسید. بیماری آهسته آهسته پیشرفت می کرد تا اینکه یک روز صبح دیگر نتوانستم از جای خودم بلند شوم، کاملاً فلج شده بودم. عمل جراحی کردم و بدون حمایت بیمه یک میلیون تومان هزینه پرداختم. وزنم به مرور کاهش یافت و به ۵۰ کیلوگرم رسیدم. به تدریج بیماری های قلب، معده، روده، تاری چشم، سنگ کلیه، تنگی نفس و در نهایت درد لگن بدنم را رو به تحلیل برد.»

● پزشکان چه می گویند

  بیماری روماتیسم ستون فقرات یا AS معمولاً افراد را از سنین جوانی یعنی ۱۸ تا ۲۰سالگی و بیشتر مردان را گرفتار می کند.

وی با بیان اینکه این بیماری معمولاً با علائم کمر درد، لگن درد، درد در هنگام شب و استراحت و درد پس از بیداری آغاز می شود، می افزاید: روماتیسم ستون فقرات، برخلاف سایر دردهای کمر همانند دیسک یا گرفتاری ماهیچه که با استراحت بهبود می یابند، با کم تحرکی، استراحت و بی ثباتی تشدید می شود.وی با تأکید بر این که هر اندازه بیماران مبتلا فعال تر باشند، درد نیز به همان نسبت بهبود می یابد، خاطرنشان می کند: با توجه به آغاز درد روماتیسم فقرات در سنین پائین و نوع درد کمر که با استراحت افزایش می یابد، پزشک به سمت تشخیص بیماری AS هدایت می شود.این عضو هیأت علمی دانشگاه با اشاره به دیگر علائم این بیماری، می گوید: درد کمر، لگن درد، درد پشت، مهره های پشتی، پشت ناحیه ریه، تاری دید، قرمزی و التهاب چشم، دردهای مفصلی و زانو در ۱۰درصد موارد، درد مچ و آرنج متورم و دردناک از علائم شایع این بیماری است و در برخی موارد هم بیماری های قلبی- عروقی و نارسایی دریچه آئورت مشاهده می شود.وی درباره علت درگیری چشم ها در این بیماری می گوید: در بدن یک بافت همبند وجود دارد که این در استخوان ها، چشم ها، مفاصل و غضروف ها نیز موجود است و به هنگام ابتلای بافت همبند در این بیماری، چشم ها نیز آسیب می بینند.

وی با اعلام اینکه نسبت ابتلای مردان به زنان حدود ۹ به یک است، توصیه می کند: افراد به محض مشاهده این علائم بویژه داشتن درد در هنگام استراحت باید به پزشک مراجعه کنند. در این زمینه MRI کمک زیادی به تشخیص این بیماری نمی کند، بلکه انجام آزمایش های خون و سی تی اسکن لگن کمک زیادی به تشخیص این بیماری می کند.

 پس از تشخیص بیماری، بهترین راه های درمان شامل ترک سیگار، استفاده از داروهای التهابی، فعالیت های مکرر ورزشی و مصرف داروهای بیولوژیک جدید است.این داروها از حدود هفت سال پیش برای کاهش درد، آهسته کردن سیر بیماری و پیش آگهی بیماری استفاده می شوند که نتیجه درمان را نیز بهبود می بخشند. گرانی تنها مشکل اصلی این داروها است.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با بیان این که داروهای بیولوژیک تزریقی هستند، می افزاید: برخی از این داروها برای درمان بیماری به صورت هفتگی تزریق می شوند. در برخی دیگر تزریق به شکل سرم است که در روز اول و چهاردهم سپس هر دو ماه یکبار تزریق می شود.

این فوق تخصص روماتولوژی با بیان این که آمار دقیقی از تعداد این بیماران در کشور وجود ندارد، می گوید: شیوع این بیماری در کل دنیا حدود هشت دهم درصد است. این تعداد از مردم در دنیا دارای ژن HLA-B۲۷ مثبت بوده و از سویی حدود ۹۵ درصد بیماران مبتلا به روماتیسم ستون فقرات دارای این ژن هستند.وی نقش اطلاع رسانی را در تشخیص به موقع و کنترل این بیماری بسیار مؤثر دانست و از رسانه های جمعی خواست تا در این باره اطلاع رسانی لازم را انجام دهند.

 رئیس انجمن روماتیسم ستون فقرات نیز در این باره با بیان این که این بیماری بیشتر در مردان جوان مشاهده می شود، می گوید: بیمار هنگام ابتلا به این بیماری دچار سرگردانی می شود و به علت ناشناخته بودن بیماری به پزشکان غیرمتخصص این بیماری (ارتوپد، جراحان مغز و اعصاب) مراجعه می کند.به گفته وی، تشخیص نامناسب، دیرهنگام و شباهت این بیماری با دیسک کمر با انواع کمردرد از سوی پزشکان و تجویز استراحت مطلق، این بیماری را تشدید می کند، چرا که بیمار با استراحت های پیاپی خود موجب عود و شدت بیماری می شود.در این بیماری «تحرک» شرط اول بهبودی است و بهترین راه مبارزه با بیماری، تحرک، حرکت، نرمش و ورزش است و سکون برای این بیماران بسیار خطرناک است.رئیس هیأت مدیره انجمن روماتیسم ستون فقرات اظهار می کند: این بیماری نیاز به جراحی ندارد و بیمار با مصرف داروهای ضدالتهاب از پیشرفت بیماری و بروز معلولیت جلوگیری می کند.متأسفانه این دسته از بیماران به علت شرایط جسمانی خیلی سریع روحیه خود را از دست داده به افسردگی و حتی اعتیاد مبتلا می شوند.

وی می افزاید: هنوز در هیچ جای دنیا، علت این بیماری مشخص نشده است، اما می توان وراثت را یکی از علل بروز آن دانست و در صورت مثبت بودن ژن B۲۷-HLA درصد گرفتاری فرزندان آن، به این بیماری بیشتر خواهد بود.

پیشگیری با کنترل و جلوگیری از پیشرفت بیماری است، چرا که این بیماری، همیشه و تا آخر عمر همراه با بیمار است.

این بیماری با خشکی دهان در هنگام صبح همراه است و بیشتر درد به هنگام استراحت سراغ شخص می رود و بیمار مجبور به بیدار شدن از خواب می شود.

 با اشاره به این که داروی اصلی بیماران داروهای ضدالتهاب است، درمان های غیردارویی از قبیل ورزش، نرمش و آب درمانی را مفید می داند و می گوید: هزینه درمان یک دوره (یک سال) تزریق داروهای جدید این بیماری بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان است که بیشتر بیماران از پرداخت آن ناتوان هستند.

وی بی توجهی مسئولان وزارت بهداشت در زمینه اطلاع رسانی و آموزش به خانواده ها در زمینه پیشگیری از این بیماری را ازجمله مشکلات عنوان می کند و می گوید: کمبود بودجه از مشکلات انجمن است و سازمان بهزیستی در گذشته کمک هایی می کرد، اما متأسفانه هم اکنون این حمایت ها هم قطع شده است.

انجمن در این زمینه تاکنون با خیرین نیز ارتباط برقرار کرده است، اما هنوز به نتیجه ای نرسیده است.

 از رسانه های جمعی و رادیو و تلویزیون خواست به منظور اطلاع رسانی و رفع مشکلات این بیماران گام بردارند.


 
 
درمان بیماری مفصل باعسل درمانی
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 

درمان بیماریهای مفاصل و استخوان با عسل 24

ابوعلی سینا می نویسد که عسل دارای خاصیتی است که درد را ریشه کن می کند.

دانشمندان معتقدند که عسل باعث تحریک مغز برای ترشح مواد ضد درد می شود.دکتر رابرت هنکین  Robbert Henkin کتابی در این مورد به رشته تحریر درآورده که از خواص ضد درد عسل حکایت می کند.

ارزش درمانی عسل در درد استخوانها ، رماتیسم ، عرق النساء (سیاتیک) پا دردهای شدید و دردهای مفاصل بسیار زیاد است عده ای از پزشکان این خاصیت عسل را بر اثر اسید فرمیک آن می دانند. بیماران می توانند روی یک قطعه تنزیب مقداری عسل مالیده و روی موضع درد بگذارند و پس از دو ساعت آن را عوض کنند و ضمنأ صبحها دو قاشق سوپ خوری عسل به عنوان صبحانه میل نمایند.

درمان آرتروز با عسل 24

در درمان آرتروز مقداری عسل 24 را روی پارچه تمیز پهن کنید روی مفاصل بگذارید و هر 24 ساعت یکبار این کار تجدید شود و همچنین در درمان دردهای زانو ، آرنج ،و رگها و ماهیچه ها هر روز صبح ناشتا یک قاشق غذاخوری عسل بخورید و با کمی عسل موضع درد را ماساژ دهید.

درمان کوفتگی با عسل 24

جهت مداوای کوفتگی مقدار مساوی عسل و گلیسرین را مخلوط نموده و به محل کوفتگی بمالید بهبود آن را تسریع می کند.

درمان کمردرد در اثر باد گرفتگی عسل 24

اگر باد در کمر باشد پودر زنیان را با عسل خمیر کرده بر کمر بمالید.

درمان کمردرد عادی با عسل 24

در کمر درد عادی و مزمن که مربوط به دیسک نباشد 200 گرم پوره پیاز را با 100 گرم عسل مخلوط نموده و دو روز به حال خود بگذارید سپس صاف کرده مخلوط با عسل و تخم مرغ با عسل میل نمایید(به استثناء افراد مبتلا به دیابت ، نقرس ، فشار خون).

درمان ضربه خوردن یا صدمه دیدن استخوان

ساقه و برگ تازه علف هفت بند را بجوشانید با عسل خالص مخلوط نموده ضماد نمایید.

درمان رماتیسم با عسل 24

تخم ترب سیاه و دانه های خشخاش سفید از هر کدام 8 مثقال ساییده با هم وزن خود عسل مصفی (عسل بدون موم) مخلوط کرده و به موضع درد ببندید.خوردن عسل مصفی برای درمان رماتیسم کهنه بسیار نافع است.

شایان ذکر است که هر زنبور عسل یک عامل مؤثر برای درمان رماتیسم می باشد که از طریق مستقیم (نیش زدن زنبور به درد در صورت نداشتن حساسیت) و بطور غیر مستقیم (مخلوط با داروهای شیمیایی دیگر) به صورت آمپول مورد استفاده قرار می گیرد. معمولأ زنبورداران به خاطر خوردن عسل و نوش جان کردن نیش زنبور بندرت دارای تب رماتیسمی شده و از نعمت سلامتی کامل در طبیعت برخودار می باشند.

درمان درد مفاصل

روشهای درمان بیماریهای مفاصل با عسل 24

درمان درد مفاصل عبارتند از :

الف-شلغم را رنده کرده با عسل در ظرفی می پزند جوشانده غلیظ آن تسکین دهنده درد مفاصل نقرص و دمل می باشد.

ب-ضماد عصاره پیاز نرگس با عسل طبیعی بر اعضای دردهای مزمن عصبی و نقرس سبب از بین رفتن این دردها می گردد.

ج-بیماران مبتلا به درد مفاصل باید جوشانده برگ زیتون با عسل صبح ناشتا یک لیوان میل نمایند.

د-خوردن مخلوط سرکه و عسل با انگور فرنگی سبز(cassis) به علت داشتن مواد معدنی بسیار نافع است.

ه-مغز گردو را با زیره سیاه کرمانی نرم ساییده و با عسل مخلوط کرده به محل درد بمالید در تسکین درد مفاصل و پا درد مؤثر واقع می شود.


 
 
تعریف روماتیسم چیست ؟
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 
پاسخ - شاید خیلی از مردم تعریف روماتیسم را بدانند اما تصورات غلطی از آن داشته باشند . روماتیسم که در حیطه ی کار پزشکان روماتولوژیست است بیش از صد بیماری را شامل می شود . عمده مشخصه ی این بیماری ها درگیری های مفصلی است . یعنی هر کسی که با درد و تورم مفصل مواجه است ، که خیلی از بیماری ها ممکن است در این گروه باشند، در حیطه ی کار روماتولوژی قرار می گیرد و یک نوعی از روماتیسم است. شیوع این بیماری در جامعه کم نیست و بیماری مهمی است . خیلی از بیماری هایی که با دردهای عضلانی استخوانی همراه است و شیوع خیلی بالایی دارند و 4% مردم گرفتار هستند . یکی از انواع مهم آن که یک درصد مردم نیز به آن مبتلا هستند بیماری است که اگر دیر درمان شود مفصل ها را خراب می کند . پس از لحاظ شیوع آن در جامعه شیوع نسبتاً بالایی دارد . آگاهی داشتن مردم از بعضی از انواع روماتیسم و اینکه روماتیسم چیست و آن تصورات غلطی که دارند از ذهن خود بیرون کنند می تواند نقش خیلی مهمی در جامعه و در درمان مناسب تر این بیماری ها داشته باشد . ما در هر سنی باید مراقب باشیم ، حتی جنین نیز در داخل بدن مادر می تواند به نوعی روماتیسم مبتلا شود . از آن زمان به بعد روماتیسم همیشه وجود دارد و انواع مختلفی نیز دارد . نکته ی مهم در مورد روماتیسم این است که تصورات غلط خود را کنار بگذاریم و بدانیم که روماتیسم معمولاً به راحتی قابل کنترل است . با داروهای مختلفی که وجود دارد کمتر مریضی ما داریم که از لحاظ کنترل بیماری دچار اشکال شود . یک نکته ی مهم در خصوص بسیاری از بیماری های روماتیسمی این است که خیلی از اینها مزمن هستند و ممکن است سالیان سال ادامه پیدا کنند . خیلی از مریض ها به ما مراجعه می کنند و می گویند الان ما خوب هستیم و مشکلی نداریم پس چرا باید دارو بخوریم ؟ در عین حالی که افراد ممکن است خیلی خوب باشند، اما در بعضی از انواع روماتیسم درمان خیلی خیلی طولانی مدت است. به این دلیل که علائم بیماری باز نگردد و اگر باز گردد ممکن است کنترل آن خیلی مشکل باشد و یا با عوارض خطیری مریض مراجعه کند . بعضی از روماتیسم ها با یک داروی کوتاه مدت کنترل می شوند شاید خیلی هم شایع نباشند. ولی عمده مورد هایی که در حیطه ی کاری ما می آید روماتیسم های مزمن هستند و درمان های طولانی مدت را طلب می کنند . آن چیزی که افراد مبتلا به روماتیسم با آن مواجه هستند درد ، تورم و التهاب است که علائم مشخصه ی آن نیز است . آیا در آن انواعی که شما اشاره کردید بیماری های دیگری هم است که با علائم دیگری خود را نشان دهد ؟ بروز بیماری های روماتیسمی بسیار متنوع است . مهمترین و شاخص ترین آن درگیری مفصل و دردهای مفصلی است . دردهای مفصلی این افراد فرم خاصی است که منجر به درد، تورم، با قرمزی یا بدون آن در روی مفصل می شوند . از مشخصات نفیس بیماری های روماتیسمی این است که با استراحت بدتر می شوند و با فعالیت بهتر می شوند . غالب بیماران از یک سفتی های صبحگاهی در مفاصل خود شکایت دارند . یعنی صبح ها که بیدار می شوند مفصل های آنها سفت و دردناک است بعد که فعالیت می کنند بهتر می شوند . این مسئله برخلاف بیماری های مکانیکال و مکانیکی مانند آرتوروزاست که درد آن با استراحت بهتر می شود و با فعالیت بدتر می شود. نکته ی مهم این است که خیلی از مواقع این بیماری ها با هم اشتباه می شوند. ما مریض های متعددی داریم که روماتیسم مفصل دارند اما آرتوروز زانو درمان می شوند و این مسئله صدمات جبران ناپذیری به مفصل می زند، چرا که اگر روماتیسم کنترل نشود در بسیاری از موارد مفصل را خراب می کند . یا انواع خاصی از روماتیسم های ستون فقرات داریم که اگر درست درمان نشوند می توانند منجر به چسبندگی ستون مهره شوند . موارد متعددی را می بینیم که ممکن است بیماری های روماتیسمی سالها با تشخیص دیسک تحت درمان باشند و اشتباه شوند . اما به این نکته دقت کنید که بیماری هایی مانند دیسک و آرتوروز با فعالیت مشکلات آنها بروز پیدا می کند و با استراحت کلاً بهتر می شوند. اگر فرد دردی در طی شب دارد یا صبح ها که بیدار می شود از سفتی مفاصل شکایت دارد، باید بداند که ممکن است مبتلا به بیماری روماتیسمی باشد اما درگیری ها و بیماری های روماتیسم فقط در حد مفصل نیست ، می تواند خیلی فراتر باشد و بقول معروف می گویند سیستمیک یا گسترده در داخل بدن است . روماتیسم می تواند عوارضی در قلب ایجاد کند یا بعضی از انواع آن در کلیه ، در دستگاه گوارش ، در مغز ، درچشم و نقاط مختلف بدن نفوذ داشته باشد . حتی امکان دارد اولین بروز بیماری های روماتیسمی از این ارگانها باشد و ما پزشکان را نیز دچار دردسر های تشخیصی کند . به عنوان مثال از پوست شروع شود و بعداً درگیری های مفصلی در طول زمان ظاهر شود . پس روماتیسم خیلی ارگان های مختلف را می تواند گرفتار کند ، بعضاً روماتیسم ها خطرناک هستند و نیاز به درمان ها و پیگیری های طولانی مدت دارند . درمان زودرس پیش آگهی این بیماری ها را خیلی خیلی بهتر خواهد کرد .

 
 
بیماری بهجت یک بیماری روماتیسمی است
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 

بیماری بهجت یک بیماری روماتیسمی است که در کشورهای مسیر جاده ابریشم مانند چین، ترکمنستان، ترکیه، عراق و ایران دیده می‌شود و عامل ژنتیک در ابتلا به آن نقش مؤثری دارد.

این عارضه خود را به صورت آفت دهان، آفت ناحیه تناسلی، جوش در پوست، التهاب چشم، درد مفاصل و التهاب روده خود را نشان می‌دهد و مهمترین تظاهرات آن آفت‌های مکرر دهانی و ناحیه تناسلی است.

در زمان حاضر بهجت دیگر بیماری وحشتناکی نیست چرا که زود تشخیص داده می‌شود و درمان آن به خوبی قابل انجام و مؤثر است. تنها اشکال این عارضه نابینایی است که گهگاهی در مبتلایان چشمی دیده می‌شود به طوری که 20 درصد افرادی که درگیری چشمی این عارضه را پیدا می‌کنند نابینا می‌شوند. 

با  اینکه در ایران بهجت جزء بیماری‌های روماتیسمی شایع است تصریح کرد: به نظر می‌رسد شیوع آن از بیماری لوپوس بیشتر است و این بیماری در مردان نسبت به زنان پیش آگهی بیشتر و شدیدتری دارد.

بچه‌ها و سالمندان بسیار کم به این عارضه مبتلا می‌شوند چرا که بیماری با مسن‌تر شدن خود به خود خوب می‌شود. 

اگر این بیماری چشم را مبتلا کند فرد باید کورتون و داروهای ضد روماتیسمی استفاده کند. اگر فرد به آفت مبتلا شود داروهایی وجود دارد و اگر گوارش فرد را درگیر کند درمان کنترل کننده خاص خود را دارد. 

بیماری‌های روماتیسمی نیاز به مصرف طولانی کورتون دارند که در کنار این بیماری کلسیم به فرد داده می‌شود، همچنین پوکی استخوان بیمار بررسی می‌شود و در صورت وجود پوکی استخوان داروهای آن به طور همزمان برای فرد تجویز می‌شود. 

ممکن است در طولانی‌مدت فرد به درد مفاصل دچار شود یادآور شد: درد مفاصل که با تورم مفاصل همراه است معمولاً به کمک دیکلوفناک درمان می‌شود و کوتاه‌مدت است. 

مراکز درمان بیماری بهجت در ایران وجود دارد اما وجود این مراکز و تعداد مراجعه‌کنندگان به آن گویای شیوع آن نیست اما در ژاپن و کره به ازای هر 100 هزار جمعیت 14 نفر مبتلا به این بیماری مبتلا می‌شوند البته در ایران آماری در این زمینه نداریم.


 
 
لوپوس یک بیماری چند سیستمیک است،
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 
لوپوس یک بیماری چند سیستمیک است، یعنی چند سیستم ارگان بدن را درگیر می کند در واقع لوپوس یک بیماری خود ایمنی چند سیستمی است که قسمت های مختلف بدن از جمله پوست، مفاصل، چشم، مغز، کلیه ها، قلب و ریه ها را درگیر می کند. این بیماری معمولا در خانم ها ی جوان بیشتر دیده می شود.

علایم این بیماری کدام است؟

علایم این بیماری در افراد مختلف، به یک شکل نمی باشد و هر بیمار می تواند نوعی از بیماری را بروز دهد. ضمنا این طور هم نیست که سیستم های مختلف بدن همزمان درگیر شوند، بلکه به مرور درگیر می گردند. از علایم عمومی این بیماری می توان به ضعف، بی اشتهایی ، کاهش وزن ، و بی خوابی که می تواند به صورت مزمن و به حالت کوفتگی و خستگی باشد، اشاره کرد. این علایم می توانند مدت ها قبل از این که این بیماری کسی را مبتلا کند، در شخص دیده شوند. از علایم مهم این بیماری می توان به درد و ورم مفاصل اشاره کرد.

درد و  و ورم مفاصل بیشتر در مفاصل کوچک اتفاق می افتد. اما مفاصل بزرگ هم می توانند درگیر شوند. علایم درگیری مفاصل به صورت درد، گرمی، قرمزی و تورم مفاصل مچ دست ها و مفاصل کوچک انگشتان و ناحیه آرنج، زانو، شانه، گردن و ران معمولا تظاهر می یابند. معمولا تعداد مفاصلی که درگیر می شوند کم می باشد، ولی اگر بیشتر از دو ناحیه مفصلی باشد، باید به عنوان یکی از معیارهای تشخیص این بیماری تلقی گردد. در این درگیری مفصلی، معمولا تخریب ایجاد نمی شود و آسیب دایمی در مفصل به جا نمی ماند. به عبارتی بیماری لوپوس مانند بیماری آرتریت روماتوئید باعث ایجاد تغییر شکل دایمی در مفاصل بیمار نمی شود.

از جمله ضایعات زخم مانند و قرمز رنگ و برجسته در نواحی مختلف پوست ایجاد می شود و گاهی اوقات تمام پوست حالت قرمز رنگی به خود می گیرد. در بعضی موارد، پوست دست ها و ناحیه بین بندهای انگشتان دچار قرمزی می شود. از دیگر درگیری های این بیماری، ریزش مو است که ممکن است ریزش مو گذرا و موقتی باشد و دوباره موها رشد خود را به طور طبیعی از سر بگیرند.

اما در یک ضایعه پوستی که به نام دیسکوئید لوپوس گفته می شود، ریزش مو به حالت اول بر نمی گردد و ضایعات پوستی در این نوع درگیری، به شکل ضایعات برجسته و همراه با افزایش ضخامت پوست می باشد که بعد از بهبود، به حالت اسکار(جوشگاه) باقی می مانند و در نتیجه ضایعاتی می باشند که نمای تخریبی از خود به جا می گذارند و اگر این ضایعات در پوست سر ایجاد شوند، ریزش مو شروع می شود و ریزش مو برگشت پذیر نمی باشد، ولی در خود لوپوس این ضایعات برگشت پذیر می باشند.

درگیری پوستی دیگر، به شکل لوپوس حاد می باشد. در این حالت قسمت هایی از پوست که در معرض نور قرار می گیرند مانند پوست صورت و قسمت های بالا تنه درگیر می شوند و به شکل ضایعات حلقوی و دایره ای شکل قرمز رنگ تظاهر می یابند.

لوپوس

ضایع های پوست، ضایعات مختلفی ایجاد می کند.همان طور که گفته شد پوست از دیگر قسمت هایی است که درگیر می شود. درگیری پوست به شکل های مختلف مشاهده می شود. در این بیماران پوست صورت نسبت به نور حساسیت پیدا می کند و در برخورد با نور، پوست این بیماران دچار قرمزی و سوزش می شود و یک حالت راش پروانه ای شکل و یک پوست قرمز رنگ روی ناحیه گونه ها و پل بینی ایجاد می شود که معمولا به شکل بال پروانه می باشد و در دیگر قسمت

از علایم دیگر این بیماری زخم های دهانی است. این زخم دهان در خیلی از مواقع درد ندارد و پزشک می تواند با معاینه به خصوص در کام سخت این ضایعات را مشخص کرده و نسبت به درمان اقدام کند.

از علایم دیگر این بیماری درگیری کلیه ها می باشد. جهت بررسی کلیه ها، آزمایشات مختلفی لازم است. این بیماران هرچند وقت یک بار بایستی آزمایش ادرار خود را چک کنند و کلیه های خود را تحت معاینه قرار دهند. در ابتدا ممکن است است تغییرات فقط آزمایشگاهی باشد، و از نظر بالینی، بیمار علامت نداشته باشد.

از علایم دیگر ورم دور پلک ها، ورم اندام ها و فشار خون می باشد و هم چنین تغییر رنگ ادرار که به سبب وجود خون در ادرار می باشد. البته گاهی اوقات ممکن است بیمار هیچ علامتی نداشته باشد و پزشک با معاینه و آزمایش ادرار به مشکل کلیه ها ببرد.

از مشکلات دیگر این بیماری، درگیری قلب می باشد که ممکن است به صورت آب آوردن دور لایه خارجی قلب، درگیری عضلات قلب و درگیری دریچه های قلبی باشد.

گاهی ممکن است درگیری ریه به وجود آید که معمولا به شکل تجمع مایع در لایه جنب می باشد. ممکن است بافت بینابینی ریه دچار التهاب شده و در نتیجه به صورت ثانویه ایجاد عفونت کند. در این بیماران ممکن است فشار خون شریان ریه بالا رود و بیمار با سرفه و تنگی نفس و خلط و درد قفسه سینه مراجعه کنند.

درگیری دیگر بیماری لوپوس، درگیری مغز می باشد این درگیری می تواند خود را به صورت شروع اختلال شناختی و اختلال حافظه نشان دهد. ممکن است فراموشی ایجاد شود و علایم عصبی و درگیری اعصاب جمجمه ای، تشنج و بی حسی یک طرفه بدن اتفاق بیفتد و حتی ممکن است تشنج هایی پیش آید که گاهی اوقات به سختی با درمان کنترل می شوند.

از علایم دیگر، افسردگی است و حتی حالت جنون هم می تواند اتفاق افتد.

از درگیری های دیگر این بیماری، درگیری شکم می باشد که می تواند به صورت درگیری لایه صفاق و التهاب لایه صفاق باشد که باعث آب آوردن شکم می شود.

درگیری چشم از دیگر درگیری های این بیماری است که می تواند به صورت تاری دید و یا به صورت درگیری عروق ته چشم باشد. گاهی اوقات تاری دید این بیماران به خاطر درگیری پرده های مغزی می باشد. بنابراین ته چشم این بیماران باید حتما معاینه شود.

از علایم دیگر این بیماری، درگیری خونی می باشد. این بیماران ممکن است دچار کم خونی شوند و پلاکت خون و گلبول های سفید خونشان کاهش پیدا کنند، به همین خاطر بایستی آزمایش خون برای این بیماران به صورت دوره ای و سرپایی انجام گیرد.

همچنین انعقاد پذیری خون در این بیماران زیاد می شود، در نتیجه باعث ایجاد لخته در سیستم عروق می شود. گاهی اوقات در وریدهای اندام تحتانی ممکن است لخته ایجاد شود.

خانم های مبتلا به این بیماری که دچار انعقاد پذیری خون می شوند ممکن است دچار سقط های خود به خودی شوند، به عبارتی یکی از علل سقط های مکرر می تواند وجود این بیماری باشد.


 
 
تزریق داخل سوراخ کانال نخاعی
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 

فیزیوتراپی کمردرد

 _فیزیوتراپی غیر فعال:شامل برق گذاشتن در جلسات مختلف_ 

استفاده از دستگاه TENS  در منزل گذاشتن کیسه ی 

 آب گرم یا سرد می باشد 2_فیزیوتراپی فعال:  

همان ورزش های کششی و قدرتی عضلات  

کمر و لگن و پاها و شکم میباشد ورزش های  

آیروبیک شامل پیاده روی, شنا, دوچرخه سواری  

نیز شامل این نوع فیزیوتراپی  میباشد. ورزش های 

 قدرتی عضلات بایستی به مدت حداقل 20_15 دقیقه 

 در هر روز انجام شود.ورزش های آیروبیک نیز به مدت  

 40_30 دقیقه سه بار در هفته لازم است.

 

تزریقات تشخیص درمانی

 

تزریقات استخوان دنبالچه جهت تسکین دردهای 

 سیاتیک و کمردردها به کار میرود داروهای ضدالتهاب 

 و نیز استرویید ها جهت کاهش التهاب ناشی  

از تنگی کانال نخاعی، سیاتیک و بیرون زدگی 

 دیسک استفاده میشود. همچنین از داروهای  

 بی حسی قبل از تزریقات استفاده شده تا درد 

 موقع تزریق به حداقل برسد.پس از ورود سوزن 

 به محل, ماده رنگی تزریق میشود.تزریق ماده رنگی 

 جهت مشاهده محل دردناک و اطمینان از محل  

دقیق سوزن قبل از تزریق دارو است.اغلب بیماران  

پس از یک یا دوتزریق کاهش درد قابل توجهی را 

 بیان می نماید.حداکثر 3 تزریق در این محل انجام میشود. 

البته در صورتیکه تزریق اول در 10 روز اول بهبودی قابل 

 توجهی را ندهد بایستی این روش را کنار گذاشته  

و روش های دیگری مثل تزریق داخل دریچه کانال نخاعی را در نظر گرفت.

 

تزریق داخل سوراخ کانال نخاعی

 

بهترین روش کاهش درد بیماران مبتلا به درد های سیاتیک  

و درد ناشی از بیرون زدگی دیسک کمر یا گردن میباشد 

.در این روش با کمک دستگاه فلوروسکوپی  

(مشاهده تلویزیونی) و تزریق ماده رنگی محل ورود  

به دریچه کانال نخاعی را کشف نموده و پس از  

اطمینان از محل دقیق سوزن, تزریق دارو در اطراف  

ریشه ی عصب مبتلا, صورت میگیرد.دریچه های 

 مربوطه در حقیقت شکافهایی در بین مهره های  

ستون فقرات می باشند که ریشه های اعصاب  

از وسط آن خارج شده و به طرف اندام ها عصب 

 دهی مینمایند.این تزریق هم جنبه تشخیص و  

هم درمانی دارد.وحتی در مواردیکه احتیاج به عمل 

 جراحی می باشد جهت کشف محل دقیق انجام 

 عمل جراحی مناسب است.در این روش از تزریق 

 داروهای ضدالتهاب و استروئیدی جهت کاهش التهاب  

ریشه ی عصبی که در اثر بیرون زدگی دیسک ایجاد 

 شده است ایستفاده می شود یک تا سه تزریق 

 جهت از بین رفتن التهاب ریشه ی عصبی 

 در 80% موارد موفقیت آمیز بوده و بیماران از 

 درد رهایی می یابد.

 

در حین تزریقات و پس از آن ورزشهای لازم تجویز میگردد 

.در 20% بقیه بیماران که به این تزریقات پاسخ مناسب 

 را نداده اند از روش کوچک کردن دیسک بوسیله امواج  

رادیو فرکوئنسی استفاده می شود که این روش نیز بدون 

 عمل جراحی انجام شده و موجب برداشته شدن 

 فشار دیسک از روی عصب میگردد.

 

تزریق داخل مفاصل Facet:

 از آنجاییکه بین 40_20% دردهای کمر وگردن 

 بدلیل آرتروز مفاصل Facet  می باشد تزریق بداخل 

این مفاصل هم جنبه تشخیص و هم درمانی دارد, 

به صورتیکه اگر درد بیمار پس از تزریق در این مفصل 

 از بین برود نشان  میدهد که منشأ درد مفصل مربوطه 

 بوده و ناشی از بیرون زدگی دیسک نمی باشد 

 مفاصل Facet  مفاصل کوچکی بین مهره های  

ستون فقرات هستند که در پشت دیسک قرار گرفته  

و سبب پایداری ستون فقرات و تحمل وزن میگردند. 

بایستی خاطر نشان کرد که تنها راه تشخیص 

 این نوع آرتروز تزریقات داخل این مفاصل می باشد 

 و هنوز روش تشخیص مناسبی مانند MRI با سیتی 

 اسکن جهت کشف آرتروز  این مفاصل  کشف نگردیده است 

 پس از تشخیص آرتروز مفاصل Facet مرحله بعدی 

 سوزاندن عصب کوچک حسی مربوط به این مفصل می باشد 

 که توسط امواج فرکوئنسی این مهم انجام می گردد.


 
 
هفت ضرر مهم فست فودها
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 
    • افرادی که در هفته بیش از دوبار غذاهای Fast food استفاده می‌کنند، دو برابر بیشتر در معرض ابتلا به دیابت قرار دارند
      استفاده زیاد غذاهای پرکالری و چرب همچون غذاهای fast food، احتمال ابتلا افراد به چاقی و دیابت را افزایش می‌دهد.
       با اشاره به اینکه همبرگر، پیتزا و سیب زمینی سرخ شده از جمله غذاهای فست فود با حجم کم اما پرکالری و چرب هستندو مصرف این غذاها که امروزه در برنامه غذایی افراد جای خود را به غذاهای سالم و مغذی داده است، خطرات جدی را برای سلامت تمام گروه‌های سنی به ویژه کودکان و سالمندان در پی دارد.
       به این ترتیب اضافه وزن و چاقی در کودکان و نوجوانان، بروز بیماری‌های قلبی و عروقی در سالمندان و گرفتگی رگها از جمله مضرات مصرف زیاد غذاهای فست فود است.
       مطالعات 15 ساله دانشمندان آمریکایی بر روی 3 هزار جوانی که بیش از 2 بار در هفته از غذاهای فست فود استفاده می کنند نشان داد، ارتباط معنی داری میان ابتلای آنها به چاقی و دیابت و مصرف زیاد این نوع غذاها وجود دارد. به نحوی که در این مطالعه افرادی که بیش از 2 بار در هفته به رستوران رفته‌اند نسبت به کسانی که کمتر از یک بار در هفته غذای آماده مصرف کرده‌اند، به طور میانگین 5/4 کیلوگرم اضافه وزن داشته و 2 برابر بیشتر در معرض خطر ابتلا به دیابت قرار گرفته اند.
      گفتنی است نمک زیاد موجود در غذاهای فست فود احتمال بروز سکته‌های قلبی و مغزی را نیز افزایش می‌دهد  
    •  
    •  
    •  
    •  
    • هفت ضرر مهم فست فودها
      هفت ضرر مهم فست فودها




  • غذاهای آماده یا فست فودها ، غذاهایی هستند که خیلی آسان و سریع تهیه می‌شوند، خوشمزه هستند، طرفداران بسیاری دارند و در مقابل بسیار مضر هستند.
    بسیاری اگر از منزل دور باشند و گرسنه هم بلافاصله به سراغ این غذاها می‌روند اما متاسفانه به علت این‌که ذائقه بسیاری به این غذاها عادت کرده است و آن را لذیذتر از غذاهای سنتی می‌دانند حتی در منزل نیز به سراغ آنها می‌روند. هفت ضرر مهم فست فودها عبارتند از:
  • 1. چاقی:
  • اولین مشکل ناشی از مصرف غذاهای حاضری است. اکثر این غذاها برای سلامت انسان مضر است، او را چاق می‌‌کند، و شانس ابتلاء به دیابت و حمله قلبی را به شدت افزایش می‌‌دهد.
    به گفته متخصصان انجمن گیاه‌خواران آمریکا، مصرف فست‌فود بیش از یک بار در هفته سبب ایجاد چاقی به خصوص چاقی‌های موضعی در نواحی شکم و پهلوها می‌شود.
    براساس تحقیقات این انجمن، بیش از 80 درصد مصرف‌کنندگان دایمی فست‌فود، افرادی چاق تلقی می‌شوند به طوری که به شکلی هماهنگ چاق نیستند و بیشترین تجمع چربی در ناحیه شکم، پهلوها، ران‌ها و باسن آنها است. در عین حال، چربی دور کبدشان را فرا گرفته و خیلی دیر احساس سیری می‌کنند.
  • 2. افزایش چربی‌های مضر:
  • بیشتر غذاهای حاضری سرخ ‌شده هستند و معمولا هم برای سرخ ‌کردن این غذاها از روغن‌های نباتی جامد استفاده می‌‌کنند. درصد اسیدهای چرب اشباع و ایزومرهای ترانس در این روغن‌ها بالاست. این چربی همان چربی مضری است که می‌تواند در دیواره سرخرگ‌ها رسوب کرده و آنها را مسدود ‌‌کند.
  • 3. خوردن نوشابه:
  • یکی دیگر از مشکلات این غذاهای حاضری است. نوشابه‌های گازدار در کنار تمام این غذاها عرضه و خورده می‌شود. اسید موجود در نوشابه‌های گازدار موجب فرسایش مینای دندان شده و همچنین قند بالای این محصولات، پوسیدگی دندان ‌ها را تسریع می‌کند.
    به علاوه نوشابه‌ها فاقد ارزش غذایی بوده و به خاطر میزان قند بالایشان دارای کالری زیادی هستند که موجب چاقی می‌شوند. فراموش نکنید که نوشابه‌های رژیمی هم به دلیل داشتن قند مصنوعی آسپارتام، اشتهاآور هستند.
  • 4. کمبود مواد مغذی:
  • غذاهایی که در فست فودها طبخ می‌شوند، دارای ارزش غذایی پایینی از نظر ویتامین و املاح مورد نیاز بدن هستند کمبود ارزش‌های غذایی یکی از مشکلاتی است که کودکان و نوجوانان را در سن رشد تهدید می‌کند.
    اگر کودک در سنین پایین از نظر مواد مغذی کمبود داشته باشد، حتماً در دوران نوجوانی نیز دچار این مشکل خواهد بود.کودکان و نوجوانانی که زیاد از این غذاها استفاده می‌کنند دچار کمبود کلسیم و ویتامین «د» هستند.
  • 5. نمک فراوان و فشار خون:
  • بیشتر غذاهای حاضر در منوی این رستوران‌ها از نظر نمک بسیار بالاتر از حد استاندارد و بهداشتی است.
    از طرف دیگر به علت این که ذائقه ایرانی‌ها شور بوده احتمال استفاده از مصرف مواد شور هم در کنار فست فودها وجود دارد که می‌تواند باعث بروز فشار خون در مصرف‌کنندگان شود.
  • 6 . پرخوری:
  • یکی دیگر از مشکلات این غذاهاست. وعده‌های غذایی فست‌ فود از نظر اندازه معمولا بزرگ‌‌تر از یک وعده غذای خانگی است. در نظر داشته باشید که انرژی موجود در این غذاها بسیار بیشتر از یک وعده غذای خانگی در همان حجم است.
  • 7. غذاهای سنتی:
  • علاوه بر این‌که بخشی از فرهنگ ملت ماست دارای مواد مغذی بسیار خوب و سالمی است.
    در سفره ایرانی غذاهای سالم از انواع سبزی، مواد لبنی و تخم‌مرغ تهیه می‌شود که از نظر ارزش تغذیه‌ای نیز بسیار مناسب هستند اما گسترش فست ‌فود، نقش این غذاها را کم می‌کند. این مساله موجب می‌شود عادت‌های خوب تغذیه‌ای ما نابود شود

 
 
یکی ازشاخه های جدیدروماتیسم"پلی آرتریت ندوزا
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 

پلی‌آرتریت ندوزا ( گرهی Polyarteritis nodosa)() یک واسکولیت ‌سیستمیک هم در شریان‌های کوچک و هم در شریان‌های متوسط است.دیواره رگهای متعددی("پلی" آرتریت) به شکل پراکنده در نقاط مختلف بدن درگیر میشوند. مناطق دچار التهاب در سرخرگ تضعیف شده وبه دلیل فشار جریان خون، بصورت حفره‌های کوچک بیرون زده ( آنوریسم) و در طول رگ شکل گره به خود میگیرند که نام "گرهی" از همینجا ناشی شده است.بیماری اغلب در دهه‌های پنجم و ششم زندگی و بیشتر در مردان دیده می‌شود

 تظاهرات بالینی

تظاهرات بالینی PAN شامل علایم سیستمیکی مانند خستگی و خواب آلودگی (لتارژی) ، ضعف ، تب ، کاهش وزن ، درد مفاصل (آرترالژی) و پرفشاری خون است. به صورت موضعی ما تظاهرات پوستی ، نفریت ، منونوریت مولتی پلکس ، ایسکمی مزانتر ( عروق روده باریک ) را داریم .پلی‌آرتریت ندوزا به ندرت ریه‌ها را درگیر می‌کند و ANCA مثبت ندارد.

شایعترین عضو درگیر کلیه است که ابتلاء آن می‌تواند تعیین کنندهء پیش آگهی بیماری نیز باشد.درگیری کلیه‌ها میتواند باعث ظاهر شدن خون و یا پروتئین در ادرار و بالا رفتن فشارخون گردد. تظاهرات پوستی PAN توده‌های قرمز دردناک و یا خطوط ارغوانی درروی پوست هستند . درگیری سرخرگهائی که تغذیه رسانی روده را بعهده دارند غالبا باعث درد شکم و اختلال در اجابت مزاج و جذب مواد غذائی میگردد.

تشخیص با کمک بیوپسی از پوست و کلیه است .

درمان

درمان با کورتیکواستروئید خوراکی ( مانند پردنیزون ) و داروهای تضعیف کننده ایمنی مانند سیکلوفسفاماید است .

 


 
 
واسکولیت به عنوان یکی از تظاهرات بیماری روماتیسم
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 

واسکولیت به انگلیسی Vasculitis به گروه وسیعی از بیماریهای التهابی رگهای خونی (سرخ‌رگ‌ها، سیاه‌رگ‌ها و مویرگ‌ها) اطلاق می‌شود.گاه واسکولیت اولیه‌است که بیماری بر اساس در گیری رگهای خونی به وجود می‌آید و گاه واسکولیت به عنوان یکی از تظاهرات بیماری دیگری است مثلا در لوپوس ما ممکن است واسکولیت داشته باشیم که واسکولیت ثانویه‌است.

نامگذاری و طبقه بندی واسکولیتها بیشتر برحسب نوع و محل رگ درگیر انجام می‌شود.این بیماریها نه مسری هستند و نه می‌توان مانع از ایجادآنها شد.

پاتوژنز

<!--[if !supportLists]-->1.    <!--[endif]-->کمپلکس‌های ایمنی

<!--[if !supportLists]-->2.    <!--[endif]-->آنتی بادی‌های ضد سیتو پلاسم نوتروفیلها (ANCA)

تغییرات قابل مشاهده در نمونه‌های بیوبسی بافت نشانگر وجود التهاب در دیواره رگ و درجات متفاوتی از تخریب آن هستند. التهاب دیواره عروق ممکن است موجب تشکیل لخته‌های خونی در دیواره رگ که باعث باریک شدن یا انسداد آن می‌گردد، افزایش نفوذپذیری رگها که موجب افزایش آب میان بافتی و تورم عضو مجاور رگ می‌شود، و با شیوع کمتری پارگی عروق و خونریزی می‌تواند باعث تخریب نسج گردد.

 طبقه بندی

۱. درگیری در عروق بزرگ : آرتریت تمپورال (Giant cell arteritis)، آرتریت تاکایاسو

۲. درگیری در عروق متوسط : پلی آرتریت ندوزا (PAN)، نشانگان کاوازاکی، پلی آنژئیت میکروسکوپی، گرانولوماتوز وگنر

۳. درگیری در عروق کوچک و کاپیلار : پورپورای هنوخ شوئن لاین، سندرم چرگ اشتراوس (Churg–Strauss syndrome)، بیماری بورگر.

 تظاهرات بالینی

علایم بالینی متنوع بوده به نوع و محل رگهای درگیر بستگی دارد. تظاهرات سیستمیک اغلب مانند تب، کاهش وزن و خستگی می‌باشد. تغییرات آزمونهای آزمایشگاهی (ESR;CRP) نشان دهنده التهاب می‌باشند. علائم موضعی مثلا در پلی آرتریت ندوزا زخمهای پوستی و نفریت، در گرانولوماتوز وگنر سینوزیت و در آرتریت تمپورال سردرد داریم.

 درمان

درمان واسکولیتها طولانی و پیچیده‌است. درمان بستگی به نوع واسکولیت دارد ولی اصولا بر کورتیکواستروئیدها مانند پردنیزولون و داروهای سرکوبگر ایمنی مانند سیکلوفسفاماید استوار است.


 
 
هیپنوتیسم و کاربردهایی برای درمان
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 
 

هیپنوتیسم روشى است که اجراکننده آن (هیپنوتیست) حالتى خلسه‏گونه از اطاعت و تلقین‏پذیرى در شخص برمى‏انگیزد. برخلاف تصور عامه مردم، تقریباً همه افراد بشر هیپنوتیسم‏پذیرند. به واقع هر چه فردى بیش‏تر هوشمند باشد بهتر پذیراى هیپنوتیسم خواهد بود. پیش‏تر تصور مى‏شد که تنها افراد ساده‏لوحِ زودباور هستند که به آسانى هیپنوتیسم مى‏شوند ولى این پندار دیگر اعتبار ندارد. البته به‏طور کلى هیپنوتیسم کردن افرادى که خود مایلند تحت این آزمایش قرار گیرند آسان‏تر است ولى افراد شکاک و بى‏میل را نیز مى‏توان هیپنوتیسم کرد. گرچه هیپنوتیسم کردن آنان نسبتاً دشوارتر است.
مِسمر (بنیانگذار هیپنوتیسم)، هیپنوتیسم را «مغناطیس حیوانى» مى‏نامید و باور داشت یا دست کم تبلیغ مى‏کرد که علت همه بیمارى‏هاى جسمى و روانى نوعى آشفتگى در این مغناطیس حیوانى است. او به واقع بهبودهایى چشمگیر در بیماران خود برمى‏انگیخت ولى احتمالاً بیش‏تر بیماران او گرفتار بیمارى‏هاى روان-تنى یا ذهنى-تنى بودند و بیمارى‏هاى آنان با تلقین و محیط جادویى-نمایشى که او برپا مى‏کرد تغییر مى‏یافتند

این روش چگونه عمل می کند؟
هیپنوتیسم نوعى حالت ذهنى غیر معمول (تغییر یافته) است ولى خواب نیست. این حالت میانى وضعیتى جادویى نیست بلکه نوعى حالت تغییر شعور و ادراک است که صداى هیپنوتیست که ترغیب کننده، آمرانه و با اعتماد به نفس است در شخص دیگر پدید مى‏آورد. هیپنوتیسم شونده به مرحله‏اى مى‏رسد که باور مى‏کند آنچه به او گفته شده حتماً اتفاق خواهد افتاد؛ و این معمولاً اتفاق خواهد افتاد.

روش اجرا چگونه است؟

هیپنوتیست به طریقى آهسته، کنترل شده، ترغیب کننده، و در عین حال آمرانه با بیمار صحبت مى‏کند. برخى هیپنوتیست‏ها از بیمار مى‏خواهند که بر چیزى خاص تمرکز ذهن کند. آنان گاهى از یک پرتوى نور مستقیم یا بازتابنده، یا یک آونگ براى متمرکز کردن ذهن و حواس بیمار استفاده مى‏کنند، یا چیزى به بیمار مى‏دهند که محکم در مشت خود نگه دارد، یا از بیمار مى‏خواهند که تصویرى خاص در ذهن خود مجسم کند.

هدف این گونه تمرکزها و خلسه‏هاى القایىِ بعد از آن، شل کردن عضلات و رفتن به حالت خلسه و تلقین پذیری می باشد. هیپنوتیست ها سعی نمی کنند شخص هیپنوتیسم شده را وادار به کارى خاص کنند و فقط با او گفتگو مى‏کنند تا نکات و مسائل پنهان روان او یا تجربه‏هاى تلخ زندگى او و به عبارت دقیق‏تر ریشه ناراحتى یا نگرانى یا درد و بیمارى او را آشکار سازند.

این روش چه کاربردی دارد؟
یکی از کاربردهای هیپنوتیسم بازیابى اطلاعات فراموش شده از حافظه است. کاربرد دیگر در حرفه پزشکى و براى مقاصد درمانى بوده زیرا بسیارى از دردها و بیمارى‏هاى لاینحل، خواه جسمى یا روانى، واکنش‏هاى خوب به هیپنوتیسم نشان داده‏اند. امروزه آسم، بى‏خوابى، انواع ترس‏هاى نامعقول و بعضاً فلج کننده چون وحشت از ارتفاع بلند، وحشت از مسافرت هوایى، یا وحشت از جراحى دندان‏پزشکى، و چندى دیگر مانند آن‏ها را مى‏توان با هیپنوتیسم درمان کرد. هم‏چنین عادت‏هاى نامطلوب و زیان‏آورى چون سیگار کشیدن و ناخن جویدن را مى‏توان به راحتى با استفاده از هیپنوتیسم ترک کرد.


 
 
گیاهان دارویی برای مزاجهای مختلف
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 

آیا می دانید قیمت روغن ها مایع مثل آفتابگردان اگر واقعی باشد حدود 12 الی 15 هزار تومان خواهد بود ولی الان در بازار 900 الی 800 تومان است که از یک کیلو تخم آفتابگردان ارزانتر است.

·   آیا می دانید بیشتر محتوای روغن های مایع از پارافین خوراکی که محصول پالایشگاهای نفت است درست شده است که کلسترول خون را افزوده موجب چربی خون و... می شود که کشنده است.

·   آیا می دانید در اکثر کارخانه های آبلیموهای صنعتی حتی یک عدد لیمو هم وارد نمی شود و آب لیمو صنعتی از (( آب کاه)) بعلاوه برخی اسانسها و جوهر نمک تولید می شود که همین امر موجب ته نشین نشدن محتوای آب لیمو می باشد

·   آیا می دانید کره گیاهی دروغی بیش نیست و با مواد پایه ای نفت و در برخی کشورها فضولات انسانی تولید می شود و موجب تشکیل پلاک اتروم در عروق کرونر قلب و بیماری های ایسکمیک قلبی می شود و شعار ((کره مارگارین(گیاهی)دوست قلب شما)) فریب افکارعمومیست.

·    آیا می دانید مواد قندی موجود در نوشابه ها موجب پوسیدگی دندانها می شود (دندان شکسته داخل نوشابه پس از 7 ساعت حل می شود).

·        آیا می دانید سس مایونز از همه غذاها مضرتر برای صدمه به پوست و جوش صورت است.

·   آیا می دانید پنیر پفک اغلب پنیر تلخ( پنیر فاسد) و گندیده تاریخ مصرف گذشته می باشد چسبندگی پفک براساس تحقیقات تا 7 بار مسواک هم تمیز نمی شود و موجب بی اشتهایی میشود و آمار مصرف پفک در ایران روزانه هر نفر 2 عدد می باشد

 

…  و اما چه کنیم؟

بهترین غذا آبگوشت با گوشت گوسفند است و بهترین روغن, روغن حیوانی است. روغن کنجد و زیتون هم بهترین روغن گیاهیست.

بهترین نان نانهای سبوس دار است مثل نان سنگک بهترین نوشابه سکنجبین است که ترکیب مقداری عسل سرکه و ... می باشد بیش از صد نوع چای هم اکنون در کشور ما موجود است که متناسب با مزاجها مصرف انواع آنها توصیه می شود مثل( چای کوهی, گل گاو زبان, سنبل الطیب, گزنه, زنجبیل, گل نسترن, پونه, بابونه, دارچین, آویشن, استخودوس,...) همراه کمی نبات بجای قند وشکر استفاده از خرما, ارده شیره انواع میوه ها کشمش, توت خشک, عسل بسیار بجاست.

بهترین ظرف که هم کمبودهای خون بدن را جبران کرده و هم موجب میکروب زدائی از غذا می شود ظرف سنگی و مسی می باشد

بهترین تنقلات آجیل های طبیعی هستند که به جهت طبع گرمشان بسیار مفید می باشند( مصرف آجیل ها جزء فرهنگ عمومی بوده است) غذاهای خورشی سنتی, غذاهای سرخ نشده، سبزی خوردن بویژه نعنا بجای سالادهای امروزی, لبنیات پرچرب و دست نخورده(شیر و لبنیات باید جوشانده شود) حبوبات بخصوص نخود( اگر خیس شده و آب آن بدور ریخته شود موجب نفخ نمی شود) سس دست ساز طبیعی(مخلوط تخم مرغ وسرکه) بطور تازه قابل استفاده است. کلیه غذاهای طبیعی بطور تازه استفاده شود از خوردن میوه در غیر فصل آن خودداری شود. ضمناً عمده میوه در محل جغرافیای رویش طبیعی آن مفیدتر است. پوست میوه ها بعنوان ماسک جهت نرمی و زیبایی پوست بسیار مفید است میو ها و سبزی جات هرچه بیشتر در معرض نور خورشید قرار بگیرند مفیدترند و فقط سنگ نمک و پودر آن, نمک سالم و قابل استفاده هستند استفاده از چوب مسواک(بنام چوب اراک) بعد از خلال دندان بهترین مسواک و ضدعفونی کننده طبیعی و مالش دهنده لثه ها خواهند بود

 

برای زدودن سموم از بدن یک رژیم آش درمانی ضروری

 است .

طرزتهیه : بجز کشنیز،بادمجان،گوشت از هر نوع،لوبیا ،

عدس،روغن،نمک،ادویه جات ،نان،سایر مواد غذایی طبیعی

 بلامانع است که از آن نوع میشود به ماش،برنج،نخود،غوره،میوه،

 اشاره کرد.در صورت ضعف میتوان از برنج طبخ شده بدون روغن با

دوتا زرده تخم مرغ عسلی استفاده کرد.

افاده های غذایی برای طبع سرد (بلغمی ) :

گوشت گوسفند،خروس،شتر،نمک دریا،نبات سفید،نعنا،روغن کنجد،

ماهی اردک،ماهی سنگسر،سبزی خوردن بجای سالاد،کلم،جوانه ،

 گندم،ماش پسته،بادام،گردو،چای دارچین وبطور کل هر چیز گرم با

 دستور پزشک معالج.

 

ممنوعات غذایی برای طبع سرد (بلغمی ) :

گوشت گاو وگوساله،مرغ،ماهی،بوقلمون،عدس،کشنیز،لوبیا،

نمک بسته بندی شده(بدلیل وجود یدات سرطان زاست) ،

خیار ، کوجه فرنگی ،موز،کیوی،بادمجا ن ، اجناس کارخانه ای

 ( سس،رب کوجه فرنگی،ساندیز،نوشابه و...)،روغن نباتی ،

شیر(بجای شیر ماست)،پنیر(پنیر محلی میل نمایید)،قند

وشکروانواع چای بجز چای چینی (چای سفید)،کاهو،پرهیز

از سرخ کردنی ، سوسیس و کالباس، نان فانتزی و بطورکلی

هر چیزی که سرد و مرطوب باشد.

4-سوداوی(سرد وخشک):

***از پوست خود در هوای خشک محافظت نمایندوپوست

خود را با روغن زیتون و کنجد چرب کنند.

حدود15 دقیقه پیاده روی بعد از شام مفید است،از مایعات

بخصوص آب هویج و سیب استفاده کنند-حمام کردن با آب

ولرم وماساژبدن با روغن سیاه دانه مناسب می باشد-

هر 12 ساعت بینی خود را با روغن بادام شیرین چرب نمایند-

ورزشهای خفیف مانند:پیاده روی و سفرهای کوتاه به منطق

 مرطوب و معتدل توصیه میشود-تنفس طبی را صبح ها و بعداز

 ظهرها انجام دهید.حدود ساعت 10شب به رختخواب روید-6-7

ساعت خواب شبانه مفید است-از هوا ومحیط سرد وخشک

خودداری کنند-از مصرف غذاهای یخ زده،انواع کنسروها خودداری

شود-از بی خوابی و کم خوابی خودداری شود.

 

3-بلغمی(سردوتر):   

***سعی کنند روزی دو وعده غذا میل کنند زیرا توانایی

گوارشی افراد بلغمی کم است و لازم است حدود 12 ساعت

 فاصله بین 2 وعده غذایی باشد و چنانچه احساس گرسنگی

 شد از میوه ها استفاده نمایند-غذاها باید سرشار از پروتئین و

 فیبر باشد مانند : تخم مرغ عسلی-گوشت گوسفند،جگر و در

فصل زمستان از غذاهای سرد پرهیز شود.از مصرف آب 1 ساعت

قبل از غذا و 2 ساعت بعد از غذا خودداری شود-ورزش و فعالیت

جسمی منظم داشته باشند-پیاده روی به مدت 20 دقیقه بعد از

 شام مفید است،8ساعت خواب مفید داشته باشند-قبل از طلوع

 آفتاب از خواب بر خاسته تا از تولید بلغم اضافه جلوگیری شود-

از هوای سرد،ازمحیط سرد وخواب بیش از اندازه پرهیز نمایند-

پوشیدن لباس گرم در زمستان توصیه میشود-از کم تحرکی خودداری شود

1روز در میان حمام گرم برای رفع بلغم توصیه میشود-خوابیدن

در طول روز ونزدیک غروب آفتاب هم از لحاظ شرعی مکروه وبسیار

 مضر است و سنگینی سر و التهاب سینوزها وکند شدن رفتارهای

 مغزی را موجب میشود.

دموی(گرم وتر):

*** در هوای گرم خود راسرد ودر هوای سرد خود را گرم نگه دارند.

 مقادیر مساوی میوه جات-سبزی جات و گوشت وغذاهای دریایی

 استفاده کنند-پیاده روی ویا دویدن صبحگاهی حدود 15-30 دقیقه

 لازم است . 6-7 ساعت خواب شبانه داشته باشند-زودتر به

 رختخواب رفته و زود بیدار شوند-از غذاها با فیبر بالا استفاده کنند-

حجامت سالی 2تا 3بار برای این افراد بسیار مناسب است-

ازهواومحیط و فعالیتهایی که موجب افزایش گرما ورطوبت

 می شود پرهیز نمایند-ورزش زیاد برای آنها مفید نیست- نگرانی ،

 خشم وهیجان بیش از اندازه نداشته باشند.

صفراوی(گرم وخشک):

***از هوای تازه و خنک استفاده نمایند.در رژیم غذایی بیشتر از میوه ها و

سبزیجات استفاده  نمایند،مصرف مایعات زیاد، 6تا7ساعت خواب شبانه ،

فعالیتهای ورزشی در صبح یا شامگاه - هر 12 ساعت بینی خود را با 

روغن بادام شیرین چرب کنید . از هوا ومحیطهای روانی که موجب افزایش گرمی

و خشکی می شود پرهیز شود- از پر حرفی ،عصبانیت وهیجانات

خودداری کنند- از مصرف غذاهای گرم وخشک خصوصا در هوای گرم

 خودداری ننمایند.

** توجه :

افراد سودایی مزاج در صورت عدم رعایت دستورات فوق علایم

بیماری ذیل را دارا میباشند :

افسردگی-بی خوابی-لخته شدن خون-اترو اسکروز-بواسیر-نفخ-

درد معده- یبوست-خشکی پوست-ترک پوست.


 
 
علت خواب رفتگی دست و پا
نویسنده : سیدشهرام شمس - ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 
 

بیشتر موارد حس سوزش و سوزن سوزن شدن در هنگامی که اندام ها بی حس شده است، علامتی بی خطر است و نشان دهنده این حالت است که عصبی در این ناحیه تحت فشار است ودر صورت تغییر وضعیت طی چند دقیقه عصب به حالت طبیعی برمی گردد.

از دیگر دلایل بی حسی اندام ها افزایش تهویه تنفسی است که در شرایط اضطراب آور ایجاد شده ولی در مواردی که بی حسی ناگهانی و غیر قابل توجیه روی می دهد ممکن است، علامتی از یک بیماری جدی باشد که می بایست تحت بررسی های دقیق قرار گیرد.

از علل جدی بی حسی می توان به نقص جریان خون ، روماتیسم مفصلی ، اسکلروز مولتیپل ، دیابت و سندرم تونل کارپ (فشرده شدن اعصاب در مچ دست که موجب بی حسی درانگشتان و دست می شود) اشاره کرد .

بی حسی می تواند یافته ای هشدار دهنده باشد از یک سکته مغزی قریب الوقوع یا حملات گذرای ایسکمیک که یک سکته مغزی کوچک است و به طور گذرا و موقتی علایمی نظیر فلج و تاری دید را ایجاد می کند. این حملات گذرا بدون درمان مناسب به سکته کامل منجر شده وممکن است عوارض جسمی و ذهنی دائمی ایجاد می کند .

تسکین علائم:

- آنچه مهم است این است که علایم را کم اهمیت در نظر نگیریم حتی اگر برای چند ثانیه طول بکشد .

- در صورت ایجاد بی حسی به طور ناگهانی و یا ضعف در هر نقطه از بدن بدون وجود توضیح قانع کننده در اسرع وقت باید به اورژانس مراجعه کرد .

- ورزش مرتب نظیر راه رفتن و دویدن و شنا کردن جریان خون را افزایش می دهد و به کاهش وقوع بی حسی در وضعیت های بدنی مختلف کمک می کند و انتخاب نوع ورزش نیز مهم است مثلا ورزش هایی مثل دوچرخه سواری باعث بیحسی اندام ها شده و وضعیت را تشدید می کند.

مصرف دخانیات باعث اختلال جریان خون می گردد و احتمال بروز بی حسی را افزایش می دهد.

اگر بیشتر در ناحیه باسن دچار بیحسی می شوید احتمال دارد مربوط به کیف جیبی و یا محتویات جیب عقب شما باشد و ایجاد مشکل می نماید وباعث ایجاد فشار برروی عصب سیاتیک که از میان عضلات باسن می گذرد، می نماید.

اگر برای مدت طولانی کارهای تکراری انجام می دهید مثل ماشین نویسی و خیاطی و ... ممکن است به سندرم تونل کارپ دچار شوید .لذا اگر هر 30 تا 60 دقیقه یکبار به خود استراحت دهید ودر این بین چرخش های ملایمی به مچ دست دهید می توانید از ایجاد این مشکل جلوگیری نمایید


 
 
← صفحه بعد صفحه قبل →